دستورات باس جمهور به وزارت کانتری برای مقابله با حریق


روحانی به دربار کانتری ماموریت داد تا با همکاری وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، همه ظرفیت‌های موجود را برای پیشگیری از آتش‌سوزی مناطق جنگلی و مراتع کانتری و نیز مقابله با آتش‌سوزی‌های احتمالی آماده و مهیای اقدام به موقع کنند


ایران وکیل/ مخبره و رویدادها/ سیاسی


دستورات رئیس جمهور به وزارت کشور برای مقابله با آتش سوزی


باس‌جمهور تاکید کرد: منطقه‌های برخوردار از پوشش‌های جنگلی و مرتعی که با فرا رسیدن تابستان احتمال وقوع آتش‌سوزی در آنها وجود دارد، با هماهنگی ستاد بحران کانتری، تمهیدات و آمادگی‌های لازم را برای پیشگیری از آتش‌سوزی و در صورت لزوم استفاده از همه ظرفیت‌های مقابله‌ای و امدادی موجود و ممکن برای مقابله با رخداد احتمالی آتش‌سوزی، فراهم کنند.


به منشا ایسنا، حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی شب چهارشنبه در گفت‌وگو با عبدالرضا رحمانی فضلی – دربار کانتری – از آخرین مخبره و وضعیت آتش‌سوزی در مناطق جنگلی خاییز اطلاع یافت و با اشاره به اینکه در وضعیت جوی کانتری در تابستان، احتمال وقوع حوادث مشابه وجود دارد، به دربار کانتری دستور داد، استانداران منطقه‌هایی را که از پوشش‌های جنگلی و مرتعی مشابه برخوردارند، موظف کند تا برآوردهای کارشناسی دقیقی برای جلوگیری از دوباره آتش‌سوزی در جنگل‌ها و مراتع منطقه خود تهیه و ارائه کنند.


وی همچنین به دربار کانتری ماموریت داد تا با همکاری وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، همه ظرفیت‌های موجود را برای پیشگیری از آتش‌سوزی مناطق جنگلی و مراتع کانتری و نیز مقابله با آتش‌سوزی‌های احتمالی آماده و مهیای اقدام به موقع کنند.


باس‌جمهور در بخش دیگری از این گفت‌وگو به دربار کانتری دستور داد با توجه به اقدامات دولت در خصوص تحقق شعار جهش تولید، استانداران سراسر کانتری فهرست پروژه‌های نیمه‌تمام، منطقه‌ای و کشوری آماده برای شروع عملیات اجرایی یا آماده بهره‌برداری را تهیه و منشا آن را به دولت ارائه دهند.


روحانی با اشاره به منشا دربار پزشکی، خوب کردن و آموزش پزشکی در خصوص افزایش تردد و سفرهای مردم در این ایام و برخی نگرانی‌ها در خصوص افزایش شیوع بیماری کرونا در منطقه‌های مسافرپذیر، از دربار کانتری خواست به استانداران این منطقه‌ها ابلاغ کند که بر اجرای پروتکل‌ها و دستورالعمل‌های بهداشتی به شکلی دقیق و موثر اعمال نظر و نظارت کنند.


انتهای پیام

حضرت آیت الله خامنه ای: انقلاب نباید دچار ارتجاع شود



ایران وکیل/ مخبره و رویدادها/ سیاسی


حضرت آیت الله خامنه ای: انقلاب نباید دچار ارتجاع شود


رهبر معظم انقلاب مسیحی تاکید کردند :درس امام برای دیروز استمرار تحول است انقلاب نباید دچار ارتجاع شود.


به منشا ایسنا، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صبح دیروز (چهارشنبه) در سخنرانی زنده تلویزیونی به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری مسیحی، «تحول‌خواهی، تحول‌انگیزی و تحول‌آفرینی» را از مهمترین خصوصیات امام راحل عظیم‌الشأن خواندند و تأکید کردند: برای زنده‌ماندن انقلاب باید با درس‌آموزی از این ویژگی نرم‌افزاری و عملیاتی امام، رویکرد تحولی و گرایش پرشتاب به «بهتر شدن و حرکت جهشی» را، در همه زمینه‌ها بخصوص در زمینه‌هایی که بی‌تحرکی یا عقب‌گرد داشته‌ایم با جدیت دنبال کنیم.


ایشان با اشاره به روحیه تحول‌خواهی امام از دوران جوانی، افزودند: امام به روش پیامبران سرشت نهفته و غرایز معنوی انسان‌ها را بیدار می‌کرد که این ویژگی ده‌ها سال بعد از شروع نهضت مسیحی نیز در درس اخلاق منقلب‌کننده ایشان در حوزه علمیه قم مشهود بود.


ایشان، امام خمینی را «امام تحول» نامیدند و افزودند: امام از دوران مبارزات تا پایان حیات مبارکشان در میدان عمل نیز در نقش یک رئیس بی‌نظیر، روند تحول‌خواهی را رهبری و اقیانوس عظیم ملت ایران را در مسیر تحقق اهداف طوفانی ومتلاطم می‌کرد.


رهبر انقلاب مسیحی در تبیین تحولات ایجاد شده در پرتو روحیه تحول‌آفرینی امام، به «تبدیل روحیه خمودگی و تن ملت ایران به روحیه‌ای مطالبه‌گر» اشاره کردند و افزودند: امام عظیم‌الشأن، ملت ایران را از ملتی بی‌تحرک که فقط به افکار زندگی شخصی خود بود، به ملتی مطالبه‌گر وحاضر در میدان تغییر داد که این ویژگی از شروع نهضت در سال ۴۱ و پس از آن ۱۵ خرداد ۴۲ تا مبارزات منتهی به شکست انقلاب و سال‌های بعد از آن، نمایان و مشهود است.


ایجاد تحول در نگاه حقارت‌پندارانه ملت در برابر «قدرت‌های خارجی و حتی مسئولان دون‌پایه رژیم پهلوی به ملتی دارای اعتماد به نفس و عزت ملی و مؤثر در سرنوشت کانتری» دومین نکته‌ای بود که رهبر انقلاب در تبیین نتایج روحیه تحول‌خواهی امام خمینی به آن پرداختند.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «تحول در مطالبات اساسی مردم از خواسته‌های بسیار محدود به مطالباتی همچون استقلال و آزادی» و «تحول در نگاه مردم به دین از یک چارچوب عادی و فردی به یک مکتب نظام‌ساز وتمدن‌ساز» را از دیگر آثار تعیین‌کننده نگاه تحول‌خواه رهبر کبیر انقلاب مسیحی برشمردند.


ایشان در بیان نکته‌ای دیگردر همین زمینه افزودند: در شروع نهضت مسیحی هیچ افقی از آینده در ذهن ملت نبود اما امام این نگاه بی‌افق را به نگاه کنونی ملت یعنی تشکیل امت مسیحی و ایجاد تمدن نوین مسیحی در افق آینده متحول کرد.


رهبر انقلاب «ایجاد تحول در مبانی معرفتی کاربردی و وارد کردن فقه در عرصه نظام‌سازی و اداره کانتری» و نیز «پافشاری بر تعبد و معنویت در عین نگاه نوگرایانه به مسائل» را دو نتیجه بارز نگاه تحول‌انگیز امام راحل برشمردند.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «تحول اساسی در نگاه به جوانان و نسل جوان» را از دیگر آثار مبارک و عمیق رویکرد تحولی امام خمینی خواندند و افزودند: سپردن کارهای کوچولو به جوانان و استفاده از آنان به عنوان مال و ذخیره ملی، روش روشن امام بود البته آن بزرگوار در عین حال به افراد غیرجوان نیز به عنوان مال ملی اعتماد می‌کردند که این واقعیت نیز در انتصابات ایشان مشهود است و حالا نیز همچنان که گفته‌ایم باید همین نگاه و روش مد نظر باشد.


ایشان در تبیین دیگر نتایج بسیار مهم نگاه تحول‌خواه امام، ایستادگی و تحقیر ابرقدرت‌ها را مورد توجه قرار دادند و افزودند: زمانی کسی حتی اندیشه نمی‌کرد بشود روی حرف آمریکا حرف زد اما امام خمینی با ایجاد تحول در نگاه به ابرقدرت‌ها، آن‌ها را تحقیر و استوار کرد که زورگویان جهانی ضربه‌پذیرند که این حقیقت در فروپاشی شوروی سابق و اوضاع دیروز آمریکا مشهود است.


رهبر انقلاب مسیحی با تأکید بر اینکه امام، «امامِ تحول» بود افزودند: مهمترین نکته این است که امام که عامل اصلی این تحولات بود، به درستی همه آنها را از خدا می دانست.


ایشان نکته مهم دیگر در روحیه تحول انگیز امام را نگاه ایشان به اهمیت تحول روحی و اعتقادی در جوانان دانستند و در جمع بندی این بخش از سخنانشان افزودند: درسی که ما از روحیه و حرکت تحولی امام می گیریم این است که باید حرکت تحول آفرین در همه بخشها تمدید داشته باشد، اگرچه کانتری و انقلاب در سی سال گذشته از رویکرد تحولی امام فاصله نگرفته است.


حضرت آیت الله خامنه‌ای، «پیشرفت ها و حرکت علمی کانتری»، «توانمندی‌های دفاعی و رسیدن به نزدیکی مرز بازدارندگی» و «چهره قدرتمند جمهوری مسیحی در عرصه سیاسی» را نمونه‌هایی از پیشرفت و حرکت تحولی در دوران بعد از امام برشمردند و خاطر نشان کردند: در این ۳۰ سال با وجود پیشرفت و تحول در عرصه‌های گوناگون، در برخی موارد در زیر ساختها تحول به‌وجود آمد اما به فعلیت نرسید و در برخی موارد هم عقب‌گرد و پسرفت داشتیم که تأسف‌بار و غیر قابل پذیرفتن است.


ایشان، نقطه مقابل انقلاب را که طبیعت آن «نوآوری، تحول، پیشرفت و جهش» است، «ارتجاع» خواندند و افزودند: پیشرفت و یا پسرفت انقلابها بستگی به اراده انسان ها دارد زیرا اگر انسانها در مسیر صحیح حرکت نکنند، خداوند نعمت خود را از آنها خواهد گرفت، بنابراین باید به‌شدت مراقب بود که دچار چنین وضعیتی نشویم.


رهبر انقلاب مسیحی با تأکید بر اینکه «ما قادر هستیم در بخش های مختلف تمدنی کانتری و نظام، تحول ایجاد کنیم و از بنده، جوانان، نخبگان و مردم انتظار است به افکار ایجاد تحول در بخشهای مختلف باشیم»، به برخی الزامات ایجاد تحول اشاره کردند.


«قانع نبودن به داشته‌ها و داشتن روحیه تحول خواهی و پیشرفت مستمر و افزودن بر داشته‌ها» اولین نکته ای بود که رهبر انقلاب به آن اشاره کردند و گفتند: تحول خواهی لزوماً به معنای اعتراض نیست و یا نباید حتماً بعد از شکست به افکار تحول افتاد بلکه تحول یعنی تمایل مستمر به شتاب و اسپید گرفتن در حرکت و اجتناب از تحجر و پافشاری بر مشهورات غلط.


حضرت آیت الله خامنه‌ای، تحول صحیح را نیازمند پشتوانه فکری دانستند و با تأکید بر لزوم تحول در مقوله «عدالت» افزودند: تحول باید مبتنی بر یک اندیشه متقن و شکل‌یافته باشد همچنانکه هر حرکت تحولی امام، مبتنی بر مبانی معرفتی اسلام بود زیرا اگر چنین پشتوانه فکری وجود نداشته نباشد، تحول غلط خواهد بود و ثبات قدم وجود نخواهد داشت.


ایشان در همین خصوص به برخی افراد انقلابی و علاقه‌مند در اویل انقلاب اشاره کردند و گفتند: این افراد چون پایه‌های فکری و ایمانی مستحکم و متین و پشتوانه های عقلانی محکم نداشتند، بعد از گذر از دوران جوانی و مراحل مختلف زندگی، به همان فسیل‌هایی تبدیل شدند که انقلاب برای مقابله با آن فسیل‌های کج رو بوجود آمده بود.


ایشان با تأکید بر اینکه تحول را نباید با «استحاله فکری» اشتباه گرفت، افزودند: تحول باید رو به جلو باشد در حالی‌که مسایلی همچون تجدد و غرب‌گرایی که در دوران پهلوی مطرح شد، سلب هویت دینی و ملی و تاریخی ملت ایران و به عبارتی «مرگ تمدنی» بود.


رهبر انقلاب مسیحی خاطر نشان کردند: در تحول، اسپید مهم است اما این اسپید با شتابزدگی و کارهای عجولانه سطحی متفاوت است ضمن آنکه در تحول باید یک دست هدایتگر مطمئن وجود داشته باشد.


حضرت آیت الله خامنه‌ای در تمدید به چند نمونه از مواردی که در کانتری نیازمند تحول است، اشاره کردند و افزودند: در مسائل اقتصادی «قطع وابستگی سرمایه از نفت و بودجه بندی عملیاتی»، در مسائل آموزشی «فایده محور و عمقی و کاربردی شدن دروس در مراکز آموزشی»، در مسائل اجتماعی «تأمین عدالت» و در مسایل خانواده و مسئله ریشه‌کنی اعتیاد و همچنین جلوگیری از سالخورده شدن کانتری، نیازمند حرکت های تحولی هستیم.


حضرت آیت الله خامنه‌ای شرط ایجاد تحول را «نترسیدن از دشمن و دشمنی‌ها» برشمردند و افزودند: در مقابل هر اقدام مثبت و کار مهم، مخالفانی وجود دارد، به طور مثالً در فضای مجازی غالباً نوع مخالفتها بران و آزاردهنده است یا جبهه وسیعی از دشمن خارجی وجود دارد که با هر حرکتِ به صلاح کانتری، مقابله می‌کند و امپراتوری تبلیغاتی وابسته به صهیونیست‌ها نیز آن را می‌کوبد ولی در انجام یک کار حساب‌شده، نباید ملاحظه این مخالفتها و دشمنی‌ها را کرد.


ایشان راه غلبه بر ترس از دشمنی‌ها را حضور نیروهای جوان، نترس و بدون ملاحظه در صحنه دانستند و گفتند: حضور نیروهای جوان یعنی استفاده از افکار، روحیه، جسارت و اقدام جوانان.


رهبر انقلاب مسیحی در بخش پایانی سخنانشان، آشفتگی جبهه دشمنان جمهوری مسیحی را نتیجه اعتماد ملت ایران به پروردگار خواندند و خاطرنشان کردند: یک بخش از جبهه دشمنان ایران، شوروی بود که با آن وضع فروپاشید و بخش دیگر آن آمریکا است که دیروز وضع آشفته آن را همه می‌بینند.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حوادث جاریِ این روزهای آمریکا را بروز واقعیات پنهان نگه‌داشته‌شده‌ی آمریکا دانستند و گفتند: زانو زدن پلیس بر روی گردن یک سیاهپوست و فشار دادن آن تا جان باختن شخص و تماشای این صحنه از طرف چند پلیس دیگر، چیز جدیدی نیست بلکه همان اخلاق و طبیعت حکومت آمریکا است که قبلاً نیز با بسیاری از کشورهای دنیا مثل افغانستان، عراق، سوریه و بعد از آن در ویتنام، همین کارها را کرده‌اند.


ایشان شعار دیروز مردم آمریکا یعنی «نمی‌توانیم نفس بکشیمِ» را حرف دل همه ملتهای تحت ظلم دانستند و افزودند: البته آمریکایی‌ها با رفتارهایشان در دنیا رسوا شده‌اند. آن از منیجر ضعیفشان در کرونا که به علت فساد موجود در هیئت حاکمه آمریکا، تلفات و مبتلایان به بیماری در آمریکا چندین برابر کشورهای دیگر است و این هم از برخورد وقیحانه‌شان با مردم که آشکارا جنایت می‌کنند، عذرخواهی هم نمی‌کنند و بعد هم می‌گویند حقوق بشر، انگار آن مرد سیاهی که کشته شد، بشر نبود و حقوقی نداشت.


حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به احساس خجالت و سرافکندگیِ بجایِ ملت آمریکا از حکومتهای خود و حکومت فعلی‌شان افزودند: با این وضع پیش‌آمده، برخی از ایرانی‌های داخل یا خارج از کانتری هم که شغلشان حمایت از آمریکا و بزک آن بود، دیگر نمی‌توانند سر بلند کنند.


رهبر انقلاب مسیحی در پایان ابراز امیدواری کردند که خداوند حوادث عالم را به نفع ملت ایران و اقتدار روزافزون جمهوری مسیحی پیش ببرد و روح امام بزرگوار و شهید عزیز سلیمانی را با اولیاء خود محشور فرماید.


انتهای پیام

رسانه‌های اسرائیلی: آمریکا به نتانیاهو دستور داده طرح الحاق اراضی کرانه باختری را متوقف کند



ایران وکیل/ مخبره و رویدادها/ بین الملل


رسانه‌های اسرائیلی: آمریکا به نتانیاهو دستور داده طرح الحاق را متوقف کند


یک منشا عالی رتبه در قدس اشغالی از دستور آمریکا به نخست‌دربار رژیم صهیونیستی درباره لغو طرح الحاق اراضی کرانه باختری خبر داد، یک منشا آمریکایی نیز تاکید کرد، بعید است دولت آمریکا با طرح یک جانبه اسرائیل برای الحاق بخش‌هایی از کرانه باختری موافقت کند.


به منشا ایسنا، به گفته از “i۲۴news”، رادیوی رژیم صهیونیستی به گفته از یک منشا برجسته در قدس اشغالی اعلام کرد، آمریکا به بنیامین نتانیاهو، نخست دربار این رژیم دستور داده طرح الحاق اراضی را متوقف کند.


این منشا افزود: کاخ سفید پیام‌های تندی در مخالف با این طرح از کشورهای عربی بانفوذی همانند مصر، عربستان و کویت گرفتن کرده است.


منشا یاد شده در تمدید گفت: نتانیاهو نارضایتی خود را از این قصد آمریکا ابراز کرد.


قرار است دیروز (چهارشنبه) در دفتر وزارت جنگ رژیم صهیونیستی در تل‌آویو نشستی با حضور روسای دفاتر امنیتی و نظامی برای تعیین راهکارهای مقابله با سناریوهای احتمالی ناشی از تصویب اعمال حاکمیت اسرائیل بر کرانه باختری برگزار شود. در این زمینه صحبت‌هایی از جنگ تمام عیار تا برقراری آرامش نسبی مطرح می‌شوند.


در نشست دیروز آویو کوخاوی باس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی، نداف ارگمان باس شاباک، ژنرال کمیل ابورکن، هماهنگ‌کننده فعالیت‌های کابینه در مناطق اشغالی در کنار دیگر مسؤولان حضور می‌یابند.


روزنامه معاریو نیز منشا داد، مسؤولان سیاسی هنوز به فرماندهی نظامی در خصوص طرح‌های خود برای الحاق و چگونگی آمادگی برای آنها اطلاع‌رسانی نکرده‌اند.


یک منشا آمریکایی نیز دیروز به سایت روزنامه تایمز رژیم صهیونیستی گفت، بعید است دولت آمریکا با طرح یک‌جانبه اسرائیل برای الحاق بخش‌هایی از کرانه باختری که به گفته نتانیاهو قرار است یکم ژوئیه آتی اجرا شود، موافقت کند.


این منشا افزود: پس از آنکه کمیته مشترک آمریکا و اسرائیل برای ترسیم نقشه‌ها به کار خود پایان دهد، امری که کاخ سفید آن را پیش‌شرط موافقت خود با الحاق اعلام کرد، حصول این موافقت نیز احتمالا هفته‌های طولانی و چه بسا چند ماه طول می‌کشد.


به گفته منشا یاد شده، این کمیته آمریکایی-اسرائیلی مامور تعیین مرزهای دقیق منطقه‌ای است که رژیم صهیونیستی حاکمیت خود را بر آن اعمال خواهد کرد و این ماموریت دشوار به یک کار دقیق نیاز دارد.


اما اسکات لیث، یکی از اعضای اصلی این کمیته مشترک از طرف آمریکا که مدیر امور اسرائیل-فلسطین در شورای امنیت ملی است، از زمان شیوع ویروس کرونا توانست نشده به این منطقه مسافر کند. کمیته نیز به دلیل کرونا فعالیت‌های خود را به شکل کامل به حالت تعلیق درنیاورده اما مسؤولانی که در این عملیات شرکت دارند، اعتراف می‌کنند که حضور لیث برای تکمیل کار کمیته ضروری است. روشن نیست این عضو کمیته چه زمانی خواهد توانست خود را به اراضی اشغالی برساند و آیا به زودی این کار برای او میسر خواهد شد یا نه، بنابراین امکان اینکه کمیته مذکور بتواند ماموریت خود را انجام دهد، وجود ندارد.


نتانیاهو هفته گذشته به اعضای حزب لیکود اعلام کرد که در حال برنامه‌ریزی برای شروع اجرای طرح الحاق در یکم ژوئیه است و این نزدیک‌ترین تاریخی است که طبق توافق ائتلاف بنی گانتس، رهبر حزب آبی-سفید و نتانیاهو امکان ارائه طرح برای تصویب چه در کابینه و چه در کنست وجود دارد.


طبق توافق یاد شده، رژیم صهیونیستی می‌تواند طرح نتانیاهو برای اعمال حاکمیت بر غور اردن و تمامی شهرک‌های موجود در کرانه باختری را تکی با هماهنگی کامل کاخ سفید در کابینه و یا کنست ارائه دهد.

بایدن در مراسم بدرقه و خاکسپاری فلوید شرکت کند


جو بایدن تکی رقیب دونالد ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا که اخیرا نیز از نوع برخورد دولت او با معترضان به قتل جورج فلوید شهروند سیاهپوست به دست پلیس به شدت انتقاد کرده است، اعلام کرد که ممکن است هفته آینده در مراسم بدرقه و خاکسپاری فلوید شرکت کند


ایران وکیل/ مخبره و رویدادها/ بین الملل


بایدن در مراسم تشییع و خاکسپاری فلوید شرکت کند


جو بایدن تکی رقیب دونالد ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا که اخیرا نیز از نوع برخورد دولت او با معترضان به قتل جورج فلوید شهروند سیاهپوست به دست پلیس به شدت انتقاد کرده است، اعلام کرد که ممکن است هفته آینده در مراسم بدرقه و خاکسپاری فلوید شرکت کند.


به منشا شب چهارشنبه سی ان ان، مراسم بدرقه این شهروند سیاهپوست آمریکا که هفته گذشته بطور فجیعی توسط یک پلیس سفید پوست و در مقابل چشمان چند پلیس دیگر در شهر مینیاپولیس به قتل رسید، شب سه شنبه هفته آینده در ایالت بوستون برگزار می شود.


جو بایدن که در برخی محل های برگزاری اعتراض های مردمی علیه اقدام نژادپرستانه پلیس حضور یافته، اعلام کرده است که در خصوص شرکت کردن در مراسم بدرقه جورج فلوید، درحال بررسی است.


بایدن شب سه شنبه در یک سخنرانی در شهر واشنگتن، بشدت به وجود نژادپرستی ساختاری در آمریکا انتقاد کرد و بر حمایت خود از تظاهرات سراسری آمریکا علیه خشونت پلیس تاکید کرد.

بایدن هفته گذشته هم با خانواده فلوید در یک تماس تلفنی صحبت کرد.

بایدن واکنش “ترامپ” به تظاهرات سراسری مردم آمریکا علیه خشونت پلیس و نژادپرستی را محکوم کرده است و آن را ” ریختن بنزین بر روی آتش خشم مردم” خوانده است. او با این موضع گیری، بیان کرده است که راهش از راه ترامپ جداست.


در جریان اعتراض های مردمی در آمریکا که از هفته گذشته و در واکنش به قتل یک شهروند سیاهپوست توسط پلیس سفید پوست شروع شده و با برخورد شدید نیروهای نظامی و پلیس به خشونت کشیده شده، تا کنون دست کم ۱۳ نفر از معترضان جان خود را از بین داده اند و ۹ هزار نفر هم بازداشت شده اند.


دولت دونالد ترامپ برای جلوگیری از گسترش بیشتر خشونت ها، در بسیاری از شهرهای مقررات منع آمد و شد وضع کرده و حضور نیروهای نظامی در خیابان ها از جمله در واشنگتن و مقابل کاخ سفید را به شدت افزایش داده است است به گونه ای که شرایطی شبیه به حکومت نظامی ایجاد شده است.


با وجود وضع مقررات منع آمد و شد، مردم اعتنایی به آن ندارند و اعتراض های خیابانی علیه نژادپرستی و رویکرد دولت ترامپ در قبال تبعیض نژادی علیه رنگین پوستان تمدید دارد.

آیین نامه اعطای تابعیت ایران به فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی


هیئت وزیران در اجرای قانون خطایابی قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی، آیین نامه اجرایی نحوه اعطای تابعیت به افراد مشمول این قانون را تصویب کرد


ایران وکیل/ مخبره و رویدادها/ سیاسی


آیین نامه اعطای تابعیت ایران به فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی


به منشا پایگاه اطلاع رسانی دولت، هیئت وزیران در اجرای قانون خطایابی قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی، آیین نامه اجرایی نحوه اعطای تابعیت به افراد مشمول این قانون را تصویب کرد.


بر اساس این آیین نامه، هر زن ایرانی که با مرد غیرایرانی ازدواج کرده و در نتیجه این ازدواج، دارای فرزند زیر ۱۸ سال باشد و هر فردی که از مادر ایرانی و پدر غیرایرانی متولد شده و بیش از ۱۸ سال تمام داشته باشد می‌تواند متقاضی اعطای تابعیت برای فرزندش باشد.

هم‌چنین، فوت مادر، پدر یا فرزند و حجر این افراد، مانع از درخواست اعلام تابعیت ایرانی برای فرزند، نمی باشد و در صورت فوت مادر و نرسیدن فرزند به هیجده سالگی، دادستان شهرستان محل اقامت فرزند، پس از انجام تحقیقات و گردآوری مستندات و ادله، درخواست مورد نظر را به استانداری ارائه می کند.


گفتنی است، تعلق فرزند مشمول این قانون به مادر ایرانی، به موجب گواهی معتبر بیمارستان یا گواهی هریک از مراکز بهداشتی و درمانی ایرانی که فرزند در آن جا متولد شده و در صورت نبودن هریک از این گواهی ها یا تولد طفل در خارج از کانتری، به موجب رأی مرجع قضایی (داخلی یا خارجی)، احراز می شود.


لازم به ذکر است، صدور پروانه اقامت برای پدر غیرایرانیِ فرد مشمول قانون در صورت نداشتن مشکل امنیتی، مشروط به تأیید و اعلام تابعیت ایرانی فرزند و درخواست کتبی وی برای اقامت در ایران، براساس قوانین و مقررات مربوط صورت می‌گیرد.


برای مشاهده متن آیین نامه کلیک کنید

شعبه ۶۰ شورای حل فرق اقتصادی در اتاق بازرگانی اصفهان راه اندازی شد



ایران وکیل/ مخبره و رویدادها/ حقوقی و قضایی


شعبه ۶۰ شورای حل اختلاف اقتصادی در اتاق بازرگانی اصفهان افتتاح شد


به منشا روابط عمومی اتاق بازرگانی اصفهان شعبه ۶۰ شورای حل فرق اقتصادی شهرستان اصفهان به منظور بررسی تخصصی مشکلات و دعاوی فعالان اقتصادی منطقه در اتاق بازرگانی اصفهان راه اندازی شد.


مسعود گلشیرازی در آیین راه اندازی این شعبه، با اشاره به اینکه راه اندازی شعبه مذکوردر راستای مسافر باس قوه قضاییه در سال گذشته و مطالبه فعالان اقتصادی به منظور تشکیل دادگاه های تجاری و اقتصادی صورت گرفته است، گفت: دیروز در شرایط جنگ اقتصادی به سر می بریم که راه اندازی این شعبه می تواند پاسخگوی تغییرات سریع و رویه های اقتصادی حاکم بر کانتری باشد.


باس اتاق بازرگانی اصفهان افزود: دیروز شوراهای حل فرق اقتصادی و شوراهای سازش در منطقه فعال هستند و امیدواریم راه اندازی این شعبه نیز حرکتی برای یاری به فعالان اقتصادی اصفهان باشد.


وی با تاکید بر اینکه با تشکیل این شعبه به طور یقین سربازان جنگ اقتصادی با اطمینان، احساس امنیت و گام های مستحکمی به پیش می روند، تصریح کرد:با این وجود اگر دستگاه های منتسب به دولت بعضا قانون را به صورت فراقانون برای فعالان اقتصادی اجرا کنند، شرایط برای آنها دشوارتر خواهد شد.


گلشیرازی با اشاره به برخوردهای سختگیرانه بعضی دستگاه ها ، گفت: فعالان اقتصادی از دستگاه قضایی انتظار دارند به عنوان قوه عادله وزن و عدالت ایجاد کند، البته طی یک سال گذشته نحوه برخورد دستگاه قضایی موجب ایجاد آرامش فعالان اقتصادی شده است و امیدواریم شعب صلح و سازش منشا خیر و موجب اعتماد و مساوات شود.


باس شورای حل فرق منطقه اصفهان نیز در این مراسم با بیان اینکه شوراهای حل فرق در سال ۱۳۸۳ با اهداف جلوگیری از حجم ورودی پرونده ها به دادگستری، سازش در بین طرفین دعوای یک پرونده و رسیدگی به امور مردم از سوی افراد متخصص همان حوزه در کانتری تشکیل شد، گفت: از همان زمان به لحاظ تغییر ساختاری تاحدودی این شوراها از اهداف اصلی خود دور شدند و بحث سازش کمرنگ شد، با این وجود خدمات ارزنده ای به منظور رفع مشکلات و همچنین ایجاد صلح و سازش به مردم ارایه کرد.


سید محمد موسویان با بیان اینکه دیروز بخش زیادی از پرونده ها و دعاوی به این شوراها وارد و حل می شود، گفت: با توجه به دیدگاه متفاوت آیت الله رئیسی به این شوراها، باس قوه قضاییه بر تقویت این نهاد و برگشت آن به اهداف اصلی خود یعنی صلح و سازش تاکید دارند.


وی گفت: به نظر می رسد دستگاه قضایی کانتری در سال جهش تولید با یاری این شوراها بتواند به بخش تولید یاری کند.


باس شورای حل فرق منطقه اصفهان افزود: طی پنج سال گذشته در ستاد سرمایه مقاومتی بسیاری از مشکلات واحدهای تولیدی مطرح شد، اما اندوه و رنج این موارد زمانی عنوان شد که واحد تولیدی یا تعطیل شده و یا حکمی برای آن صادر شده بود و به نوعی کار از کار گذشته بود؛ اما در شوراهای حل فرق، افراد می توانند پرونده های خود را با صلح و سازش به سرانجام برسانند.


وی با بیان اینکه در حال حاضر از ۲۷۹ شورای حل فرق در منطقه اصفهان، ۳۴ شعبه صلحی است، افزود: سال گذشته ۲۳۷ هزار و ۴۸۸ پرونده در شوراهای حل فرق منطقه رسیدگی شد که از این تعداد ۴۸ هزار و ۷۶۷ فقره پرونده یعنی ۳۱ درصد پرونده ها منجر به سازش و مصالحه شد.


موسویان با تاکید بر اینکه در سال جاری به دنبال افزایش شعب صلحی و تخصصی در منطقه اصفهان هستیم، ابرازامیدواری کرد؛ پارسال این شعب در شهرک های صنعتی با اولویت شهرک های کوچولو راه اندازی شود که با این وجود یاری بزرگی به واحدهای تولیدی خواهد شد.


شعبه ۶۰ شورای حل اختلاف اقتصادی در اتاق بازرگانی اصفهان افتتاح شد


راه اندازی شعبه ۶۰ یاری دستگاه قضایی به فعالان اقتصادی اصفهان است


باس کل دادگستری منطقه اصفهان نیز در این مراسم با بیان اینکه با راه اندازی این شعبه حل فرق به طور قطع یکی از دستاوردهای ریاست قوه قضاییه به بار خواهد نشست، تصریح کرد: توسعه شعبه صلحی تخصصی حل فرق جهت یاری به فعالان اقتصادی به عنوان سربازان خط مقدم جنگ مسدود است.


محمدرضا حبیبی، افزود: اصرار دستگاه قضایی به توسعه فرهنگ سازش براساس مبانی دین اسلام است، از سوی دیگر اقدام مهم این دستگاه به منظور یاری به تحقق شعار جهش تولید برای یاری به فعالان اقتصادی است.


باس کل دادگستری منطقه اصفهان با بیان اینکه محل شعبه ۶۰ شورای حل فرق اقتصادی اصفهان در اتاق بازرگانی اصفهان است، خطاب به فعالان اقتصادی گفت: منتظر ارجاع پرونده ها به محاکم نباشند و اگر اختلافی وجود دارد بعد از ورود به دادگستری در این شورا حل شود.


حبیبی تاکید کرد: بررسی دعوای فعالان اقتصادی در این شعبه با انگیزه، علاقه، خوش اخلاقی و صعه صدر را ضروری دانست.


دستیار هماهنگی امور اقتصادی استانداری اصفهان نیز در این مراسم با اشاره به راه اندازی این شعبه حل فرق، ابراز امیدواری کرد؛ صلح و سازش در این شورا بیشتر مطرح شده تا مانع کاهش فعالیت های اقتصادی و ضربه به طرفین شود.


سیدحسن قاضی عسگر با بیان اینکه دعاوی فعالان اقتصادی در این شورا قرار است به صورت سیستماتیک و نظام مند بررسی شود، تاکید کرد: امیدواریم در این شورای صلحی، سازش و صلح افزایش یابد و فعالان اقتصادی نیز از برکات آن بهره مند شوند.


باس شرکت صمت منطقه اصفهان نیز در این مراسم ابراز امیدواری کرد؛ شورای حل فرق در راستای یاری به واحدهای مشکل دار در بخش های صنعت، معدن و همچنین تجار عمل نموده و به جهت یاری به تولید حرکت کند.


ایرج توانست گفت: با فعال سازی شورای حل فرق می توان از این به بعد واحدهای تولیدی را به جهت صلح و سازش در این شورا سوق داد و امیدواریم این روند با همکاری و همدلی سایر دستگاه ها محقق شود.


دادستان اصفهان نیز در این مراسم در خصوص پیگیری شدید دستگاه قضایی با فرار مالیاتی، گفت: شرکت ها و اشخاص حقیقی و حقوقی در صورت ارتباط با شرکت های صوری باید اسامی آنها را به دستگاه قضایی و مالیاتی کانتری معرفی کنند، همچنین درصورتیکه مالیات خود را پرداخت نکنند با آنها با عنوان فرار مالیاتی برخورد مجرمانه خواهد شد.


علی اصفهانی تاکید کرد: دستگاه قضایی کانتری حامی افرادی است که فعالیت اقتصادی سالم می نمایند، البته دستگاه قضایی و مالیاتی کانتری به دنبال شناسایی فرارهای مالیاتی است.


در تمدید رضا برادران اصفهانی، باس کمیسیون حقوقی و پارلمانی اتاق بازرگانی اصفهان تشکیل شورای حل فرق اقتصادی صلحی در اصفهان را اتفاق مبارکی ناشی از درایت ویژه مدیران قضایی در یاری به رفع مشکلات صاحبین کسب و کار اصفهان دانست.


برادران با اشاره به تخصیص حجم گسترده ای از پرونده های فعالان اقتصادی به بانک ها، گفت: در صورت رسیدگی به تامین دلیل این پرونده ها در شعبه ۴۷ اقتصادی اتفاقات ویژه ای برای کارگشایی از فعالان اقتصادی صورت خواهد گرفت.


عضو هیات نمایندگان اتاق اصفهان همچنین خواستار تجمیع شعبات رسیدگی به پرونده های قضایی فعالان اقتصادی در یک مکان و هماهنگی با تعزیرات برای  جلوگیری از صدور قرارهای سنگین برای فعالان اقتصادی شد.


شایان ذکر است در تمدید احکام اعضای شورای حل فرق ابلاغ شد.


انتهای پیام

قالیباف: برای غلبه بر مشکلات راهی جز خداباوری، مردم‌باوری و این‌که ما می‌توانیم نداریم



ایران وکیل/ مخبره و رویدادها/ سیاسی

قالیباف: برای غلبه بر مشکلات راهی جز خداباوری، مردم‌باوری و این‌که ما می‌توانیم نداریم

محمدباقر قالیباف(باس مجمع شورای مسیحی)


رییس یازدهمین دوره مجمع شورای مسیحی ضمن تسلیت سالروز امام خمینی (ره) گفت: برای غلبه بر مشکلات راهی جز حرکت بر مدار خداباوری، مردم‌باوری و باور راسخ به این‌که ما می‌توانیم نداریم.


به منشا ایسنا، محمدباقر قالیباف در جلسه علنی دیروز (سه‌شنبه) مجمع شورای مسیحی در نطق پیش از دستور خود ضمن تسلیت سالروز رحلت حضرت امام خمینی (ره) گفت: یکی از تمایزات خاص حضرت امام خمینی (ره) شخصیت چند بعدی ایشان بود. نکته‌ی مهم این بود که بدون ذره‌ای اغراق وجود شخصیتی ایشان در همه عرصه‌ها در اوج قرار داشت. او عارفی مجتهد، مجتهدی سیاستمدار، سیاستمداری حکیم و حکیمی زمان‌شناس و زمان‌شناسی دوراندیشی بود.


رییس یازدهمین دوره مجمع شورای مسیحی ضمن تاکید به دو ویژگی «خداباوری» و «مردم‌باوری» امام خمینی (ره) اظهار کرد: امام خمینی (ره) انسانی به معنی واقعی کلمه، الهی بود. او با همه وجود مردم‌باور بود. همین دو ویژگی بود که با باور به سنت‌های الهی و با تاکید بر مردم هدفی به ظاهر محال را به سرانجام رساند. در مرحله‌ اول حکومت به ظاهر مقتدر منحوس پهلوی را ساقط کرد و در مرحله‌ی دوم زیربنای چالشی اساسی و مبنایی را برای نظام استکباری در دنیا پایه‌گذاری کرد.


قالیباف تمدید داد: آیا جز با امدادهای الهی و با همراهی مردمی از جان گذشته می‌شد نظام تا بن دندان مسلح گذشته را از پای درآورد؟ آیا جز با داشتن خداباوری و مردم‌باوری ممکن بود وارد جنگی کاملا نابرابر شد و به ظاهر با دست خالی و با راهبرد نه شرقی نه غربی و بدون یاری گرفتن از نظام دوقطبی آن زمان به جنگی کاملا نابرابر رفت و در نهایت پیروز و سلامت از آن بیرون آمد؟


رییس یازدهمین دوره مجمع شورای مسیحی ضمن تاکید به ضرورت حفظ استقلال، آزادی و عزت گفت: آیا اگر جانشین خلف امام خمینی (ره)، یعنی مقام معظم رهبری نیز خداباوری و مردم‌باوری آن ابرمرد تاریخ را امتداد نمی‌داد، این امکان وجود داشت که انقلاب مسیحی دیروز بتواند با وجود همه تهدیدها و تخریب‌ها، مقاومت کند؟ و دیروز به الگوی مقاومت، ایستادگی و استقلال در برابر نظام استکباری بدل شود؟ همه ما به اشکالات و ناکامی‌های درونی خود اذعان داریم، اما انسان منصف و با اطلاعی نیست که دیروز بر تاثیرگذاری انقلاب ۴۰ ساله امام خمینی (ره) بر نظام جهانی اعتراف نکند.


وی با بیان این‌که «انقلاب امام به نخبگان مسائلی را فهمانده است»، اظهار کرد: ان‌شاءالله به مردم دنیا هم نشان خواهد داد که می‌شود در برابر زورگویی‌های پیدا و پنهان سر خم نکرد و ابتدا ابرقدرت‌ها را از برج عاج به پایین کشید، ناتوان بودن آنها را نشان داد و سپس به همه مردم به خصوص آزادگان سراسر جهان نشان داد که می‌توان بدون پشتوانه مستکبران و با لگدمال کردن خوی استکبار آنها، به شرف، عزت، استقلال و آبرو دست پیدا کرد.


رییس یازدهمین دوره مجمع شورای مسیحی با استناد به تعابیر مقام معظم رهبری، امام خمینی (ره) را «معلم اول عصر نو» نامید و گفت: امام خمینی (ره) معلم عصر جدیدی بود که انقلاب مسیحی با راهبرد چالش عقلایی آن را شروع کرده و قواعد حاکم بر نظام ناعادلانه جهانی را تحت تاثیر قرار داده است و دیروز موفقیت‌اش با شکست آمریکا در عین‌الاسد و ما برای نسل‌کش‌های استقلال برای بخش بیشتری از جامعه جهانی الهام‌بخش می‌شود. آنچه از حضرت امام خمینی (ره) به یادگار باقی‌مانده است نشان‌دهنده این است که روش و منطق او در میدان عمل بارها گره‌گشا بوده است.


قالیباف با بیان این‌که «بسیاری سعی می‌کنند امام خمینی (ره) را در چند جمله تعریف و تمجید و در چند عبارت و فوتو خلاصه کنند»، اظهار کرد: امام خمینی (ره) میراث هنری نیست بدون شک این بزرگترین ظلم به امام خمینی (ره) است. راه امام خمینی (ره) واقعیتی تجربه شده است که آن را در مقاطع مختلف تاریخ به عینه دیده‌ایم و هرجا از منطق او فاصله گرفتیم مشکلات ما را در بر گرفته است و هر جا مطابق با روش او عمل کرده‌ایم به ناآگاه و در عین ناباوری تمام ابرقدرت‌های جهان توانستیم راه‌حل‌ها را بیابیم و بر مشکلات فائق آییم.


وی تاکید کرد: همه درد آنجاست که چرا این دو رکن اساسی مکتب امام خمینی (ره) یعنی خداباوری و مردم‌باوری را در الگوی مدیریتی داخلی ۴۰ ساله خود به طور کامل پیاده نکردیم. مرور خلاصه به موفقیت‌ها و ناکامی‌های انقلاب مسیحی نشان می‌دهد که هرگاه این دو باور را در کنار خودباوری و به عنوان سه رکن نگاه امام خمینی (ره) دخیل کردیم، نتیجه‌های درخشانی گرفتیم. آیا شکست انقلاب مسیحی، موفقیت در دفاع مقدس، افزایش قدرت دفاعی، پیشرفت‌های علمی، افزایش قدرت منطقه‌ای، شکست جبهه مقاومت و دیگر مثال‌های ریز و درشت جز بر پایه این رکن به نتیجه رسیده است.


رییس یازدهمین دوره مجمع شورای مسیحی نطق خود اظهار کرد: ما برای غلبه بر مشکلات راهی جز حرکت بر مدار خداباوری، مردم‌باوری و باور راسخ به این‌که ما می‌توانیم نداریم حرکت بر مدار مکتب امام خمینی (ره) ذیل راهبردهای الهی و مردمی مقام معظم رهبری باعث توانا شدن فرد فرد ایرانیان عزیز در همه عرصه‌ها خصوصا عرصه‌ی اقتصادی می‌شود و ایران توانا شده از درون الگوی الهام‌بخشی برای نظام خسته از ظلم جهانی خواهد بود. خط امام خمینی (ره) ضامن استقلال و عزت ماست و هم عدالت و پیشرفت را برای ما به ارمغان خواهد آورد.


قالیباف در پایان حرکت مجمع شورای مسیحی را بر خط امام خمینی (ره) لازم و ضروری عنوان کرد و گفت: اصلی‌ترین و پیشروترین خط امام خمینی (ره) از دید ما رهبر معظم انقلاب است. رهبر انقلاب نماد، شاخص و طلائیه‌دار خط امام خمینی (ره) است امیدواریم خداوند به ما توفیق استقامت در این مسیر و نهایتا روشن شدن حیثیت‌مان به قدمان حضرت ولی عصر (عج) به عنوان مقصد و مقتدای اصلی این راه نورانی را عطا کند.


انتهای پیام

نتایج کالبدشکافی قتل فلوید را تایید کرد



ایران وکیل/ مخبره و رویدادها/ بین الملل


نتایج کالبدشکافی قتل فلوید را تایید کرد


ساعتی پس از آن که نتیجه کالبدشکافی خصوصی نشان داد که جورج فلوید بر اثر خفگی جان باخته است، پزشکی قانونی مینیاپولیس در آمریکا هم نتیجه بررسی‌های خود را رسما اعلام کرد و مرگ جورج فلوید را قتل اعلام کرد.


به منشا ایسنا، در منشا دفتر پزشکی قانونی مینیاپولیس علت مرگ جورج فلوید «ایست قلبی-ریوی بر اثر بازداشت فیزیکی و فشار به گردن» اعلام شده است. نتیجه این منشا رسمی در تعارض با منشا پلیس مینیاپولیس است که پیش‌تر گفته بود «نشانی از خفگی ناشی از فشار گلو یا سعی برای خفه‌کردن مشاهده نشده است.»


با وجود این، در منشا پزشک قانونی آمده که فلوید از ناراحتی قلبی و عوارض مصرف موادمخدری چون فنتانیل و متاآمفتامین هم رنج می‌برده است.


شب دوشنبه، اول ژوئن، و ساعتی بعد از اعلام منشا پزشکی قانونی، نتایج کالبدشکافی خصوصی که به درخواست خانواده جورج فلوید انجام گرفته نشان داد که او بر اثر خفگی جان باخته است. وکیل خانواده فلوید می‌‎گوید این خفگی نه تکی بر اثر فشار زانو درک شووین، افسر سابق پلیس که حالا بازادشت شده، بر گردن روی داده بلکه نتیجه فشار زانوهای دو مامور پلیس دیگر بر پشت و کمر جورج فلوید هم بوده است.


مایکل بیدن، کارشناس سابق پزشکی قانونی شهر نیویورک که یکی از دو کارشناس استخدام شده از سوی خانواده جورج فلوید است، گفت: «علت مرگ از نظر من خفگی است که ناشی از فشار وارد شدن به گردن بوده – فشاری که راه رسیدن اکسیژن به مغز را گرفته، همچنین فشار به کمر هم موجب اختلال در تنفس متوفی شده است».


این دو پزشک در بیانیه‌ای که وکلای حقوقی خانواده فلوید عصر دوشنبه (اول ژوئن) صادر کردند مرگ جورج فلوید را «قتل» خواندند.


همزمان در بسیاری از شهرها از جمله واشنگتن، پایتخت، قوانین منع آمد و شد حتی در ساعتی از شب به اجرا گذاشته شده است. ویدیویی که حدود یک هفته پیش از دقایق پایانی زندگی جورج فلوید منتشر شد و در آن پلیس سفیدپوستی دیده می‌شود که زانویش را روی گردن او گذاشته موجب خشم عمومی در بیش از ۱۰۰ شهر آمریکا شده و طی روزهای گذشته موجب تظاهرات گسترده و در برخی شهرها با خشونت فزاینده همراه شده است.


در این ویدیو دریک شووین، افسر سابق پلیس مینیاپولیس دیده می‌شود که با وجود درخواست جورج فلوید که می‌گوید «نمی‌توانم نفس بکشم» زانویش را بر نمی‌دارد و حتی حدود سه دقیقه بعد از بیهوش شدن جورج فلوید هنوز زانویش را روی گردن او نگه داشته است.


دریک شووین که پس از این واقعه از نیروی پلیس اخراج شد، اواخر هفته گذشته بازداشت شد و در دادگاه مینیاپولیس رسما به قتل درجه سه متهم شد؛ هر چند دادستان گفت که تحقیقات در این زمینه تمدید دارد و با جمع‌آوری مدارک و شواهد ممکن است مدعی‌العموم اتهام سنگین‌تری برای شووین درخواست کند.


بنجامین کرامپ، یکی از وکلای خانواده فلوید که شب دوشنبه در کنفرانس خبری با خبرنگاران حاضر شده بود گفت: «بدون شک او -جورج فلوید- دیروز زنده می‌بود اگر افسر دریک شووین به گردن او فشار نمی‌آورد و دو افسر دیگر پلیس به کمر و بدن او فشار نمی‌آورند… به این ترتیب آمبولانس وقتی رسید در حقیقت فقط خودرو نعش‌کشی بود».


بر همین اساس، خانواده فلوید می‌گویند هم دریک شووین باید به قتل درجه یک متهم شود و هم سه پلیس دیگری که به همراه او زانویشان را روی کمر و بدن جورج فلوید قرار داده بودند باید بازداشت شوند.


اعتراضات که از شهر مینیاپولیس در ایالت مینه‌سوتا شروع شد جرقه جدیدی به خشم بخش بزرگی از جامعه آمریکایی منجر شده است که ناشی به خشونت پلیس علیه سیاهپوستان این کانتری ارزیابی شده و بسیاری آن را به نژادپرستی نهفته در زیرپوست آمریکا نسبت می‌دهند. این اعتراضات تمدید خشم عمومی به موارد مشابهی چون کشته شدن مایکل براون در فرگوسن یا اریک گارنر در نیویورک است که منجر به ظهور جنبش «زندگی سیاهان مهم است» شد.


انتهای پیام

افروغ: عده ای با پشتیبانی صوری از اسلام و ولایت فقیه بار خود و خاندان شان را بستند



ایران وکیل/ مخبره و رویدادها/ سیاسی


افروغ: عده ای با پشتیبانی صوری از اسلام و ولایت فقیه بار خود و خاندان شان را بستند


یک جامعه شناس و استاد یونورسیتی گفت: وضعیت دیروز ما مثل شلوار چهل تیکه است. نگرش منظومه‌ای، منیجر فقهی، دیالکتیکِ دلیل و علت، سرمایه و فلسفه اقتصادی نظام، مبهم و نامشخص است و هر دولتی سر کار آمد به صورت کاریکاتوری سیاست هایی را دنبال کرد و تحویل دولت بعد داد و این چرخه تا دیروز تمدید یافته است. چه کسی متضرر شد؟ مردم. وقتی مردم ضرر می‌کنند مقصر ضررشان را نظام و انقلاب می دانند و با عملکردی که در زندگی مسؤولان همچنان شاهد هستند چرا نباید پای نظام و انقلاب بنویسند؟


به منشا ایسنا،‌ عماد افروغ در گفت‌وگویی تفصیلی به بررسی وجوه و ابعاد شخصیتی و اجتماعی امام خمینی (ره) و تاثیر آن بر ایجاد و تثبت نظام جمهوری مسیحی ایران و همچنین به تبیین آثار منفی کهنه‌پنداری اندیشه امام خمینی و القاء تقابل اندیشه و عملکرد مقام معظم رهبری با دیدگاه‌های امام خمینی پرداخت و اظهار کرد: یا حکومت مسیحی نباید راه می انداختیم یا به شیوه‌های مختلف باید ساختارهای اجرایی و نظارتی‌ای تعبیه می کردیم تا مردم عدالت اجتماعی را به چشم ببینند و زندگی اخلاقی و معنوی مسئولان‌شان را به الگوی زندگی خودشان مبدل کنند، اما اندوه و رنج از دیدن چنین الگویی در زندگی مسؤولان فاصله زیادی داریم.


این استاد یونورسیتی خاطرنشان کرد: به نظر بنده هیچ اشکالی ندارد که تفاوت های اندیشه رهبری با اندیشه امام خمینی مطرح شود. مسئله مهم این است که باید تحمل شنیدن چنین تفاوت‌هایی به وجود بیاید و بنده این تفاوت‌های را در مقاله چالش‌های عمده انقلاب مسیحی بیان کردم.


مشروح گفت‌وگوی تفصیلی ایسنا با پزشک عماد افروغ را در تمدید بخوانید.


چه زمینه‌های شخصیتی و چه بسترهای اجتماعی باعث تولد شخصیت منحصر به فرد و متفاوت امام خمینی در عصر سیاه پهلوی شد؟


پاسخ به این پرسش چندان آسان نیست. اگر بخواهم نظریه پردازانه به این سوال پاسخ دهم باید هم به عاملیت و فاعلیت امام و هم روابط و ساختارهایی که بر شکل گیری نظام فکری و مواضع سیاسی امام موثر بودند توجه کنیم. به بیان دیگر نباید صرفاً به وجوه ساختاری جامعه شناختی منهای شخصیت امام توجه کنیم و نه صرفاً به شخصیت اثرگذار امام بپردازیم و از زمینه‌های اجتماعی اثربخش، غافل شویم. این تئوری خاصی است که به رابطه عامل و ساختار معروف است. این تئوری در برابر افرادی است که صرفاً یا به عامل و یا صرفاً به ساختار توجه دارند.


در ابتدا باید تکلیف مان را مشخص کنیم و بدانیم که امام یک شخصیت خاص، نظم ارزشی خاص و یک عاملیت خاص داشتند که اگر این وجوه به درستی فهم و درک نشود تحلیل درستی از نهضت فکری و نظام سیاسی مدنظر امام به دست داده نمی شود. برای فهم جنبه عاملیت امام باید به آثار فلسفی – عرفانی، اجتماعی و سیاسی ایشان در بعد از انقلاب رجوع کنیم تا بفهمیم ایشان تحت تاثیر کدام افراد و شخصیت‌ها این آثار را نوشتند، اگرچه خودِ امام اسم افراد تاثیرگذار بر زندگی شان را برده اند.


امام در پاسخ به حسنین هیکل، روزنامه نگار معروف مصری که این انقلاب مرهون چه متفکری است، اسم فیلسوف عارف مسلکی چون ملاصدرا را برده اند. امام را منهای ملاصدرا و ابن عربی دیدن، ناتوانی در تحلیل شخصیت امام را فریاد زدن است. باید به این مسئله توجه داشت که نگرش صدرایی قائل به وحدت در عین کثرت است و اصولاً کلید فهم مواضع امام در وحدت در عین کثرت است. در نگاه امام همه کثرات و دوگانه ها به یک وحدت ختم می شوند، به بیان روشنتر نوعی ناثنویت یا نادوگانگی و کل گرایی توحیدی بر اندیشه امام حاکم است که اگر به درستی فهم نشود شخصیت و مواضع سیاسی امام به هیچ وجه به درستی درک نمی شود.


چرا امام دین را وارد سیاست کردند و تفسیر سیاسی از دین و اخلاق ارائه کردند؟ این مسئله نشان از نگاه خاص و توامان ایشان به فلسفه و عرفان دارد. در نگاه امام استقلال و جدایی ظاهریِ پدیده ها از یکدیگر همانند مهره هایی که با نخی به یکدیگر متصل هستند، نگریسته می شود. این سخن به معنای یکسان انگاری پدیده‌ها نیست. امام استقلال پدیده ها را به رسمیت می شناختند و به ریسمان وحدتی که این کثرات را به هم متصل و مرتبط می کردند باور داشتند. امام نمی توانست سیاست را مجزای از نگرش عرفانی – فلسفی اش تحلیل کند. این نگرش هیچ دوگانه ای را بر نمی تابد. دوگانه دنیا و آخرت، خدا و انسان، فرد و جامعه و … را بر نمی تابد؛ بنابراین یک همچین زیرساخت عرفانی و فلسفی خواه‌ناخواه دلالت سیاسی، اجتماعی و مبارزاتی دارد. عرفان امام صرفا عرفان فردی و معتکفانه نیست، بلکه عرفان حضور و با کارکرد سیاسی و اجتماعی است.


اسفار اربعه ملاصدرا در سلوک عرفانی، اجتماعی و سیاسی امام و ظهور انقلاب مسیحی قابل ردگیری و ردیابی است. به همین دلیل است که وقتی امام امت اهداف انقلاب مسیحی و تشکیل حکومت مسیحی را تشریح می کردند صراحتاً تاکید می کردند این نظام برای افزایش معرفت مردم به مبداء هستی و همگانی کردن معرفت الهی در جامعه ایجاد شده است و این همان عینیت بخشیدن به مسافر چهارم اسفار اربعه ملاصدرا، یعنی مسافر فی الخلق بالحق است. به عبارت دیگر امام طی سال های بعد از انقلاب و پس از آن وظیفه خود می دانستند مردم را ارتقاء معنوی بدهند و به سوی حقوق رهنمون سازند.


در کنار این نگرش فلسفی، ویژگی‌های شخصیتی امام نظیر شجاعت، درک و بصیرت عمیق، تیزهوشی و زمان شناسی و مکان شناسی منعطفانه و هوشمندانه نیز در انجام این مهم نقش تاثیرگذاری داشت. امام می دانستند کجا، چه موضعی بگیرند و چطور بر موضع خود بایستند، موضع هم که می گرفتند صرفا یک مسئله خشکِ متصلبانهِ بی حکمت نبود. در راستای نادوگانه هایی که بیان کردم، امام به نادوگانه فقه و جامعه و نقش زمان و مکان در فقه که توجه به مقتضیات زمانی و مکانی دارد، توجه ویژه داشتند و این یکی از بزرگترین شاهکارهای امام بود. به بیان روشن تر امام هرگز با ایده ها و مفاهیم صرف و نظم بین آنها مشی نمی کردند، بلکه به عرصه واقعیت ها و روابط عینی و تأثیر و تأثر علّی مربوط به زندگی جاری مردم و در واقع دیالکتیک دلیل و علت، و دین و جامعه پس از استقرار نظام جمهوری مسیحی نیز توجه خاصی داشتند.


برخی جامعه شناسان، مراجع تقلید و روحانیون عصر امام بعد از انقلاب و مربوط به دهه ۴۰ را به سه دسته تقسیم می کنند. دسته اول روحانیون انطباق گرایی بودند که هرچند با رژیم وقت همکاری نمی کردند اما اقدام قابل توجهی نیز علیه حکومت وقت نداشتند. دسته دوم آخوندهای درباری بودند که با رژیم پهلوی همکاری داشتند و دسته سوم روحانیون مبارزی بودند که امام خمینی به عنوان راهبر این دسته از روحانیون، عَلم مبارزه با رژیم را برافراشت و دیگران نیز با ایشان همنوا شدند.


امام نسبت به آموزه‌های دینی و وعده های الهی و راهی که در پیش گرفته بودند کاملاً ایمان و باور قلبی داشتند. از این رو بر نظرات حکیمانه، عارفانه و هوشمندانه خود که مقتضیات زمان و مکان را نیز در خود هضم کرده بود، تأکید خاص داشتند.


از سوی دیگر، مرجعیت امام تاثیر بسزایی در موقعیتی که در جامعه به دست آوردند، داشت. به لحاظ تاریخی اگر ایشان مرجع تقلید نبودند نفوذ لازم را در توده های مسلمان به دست نمی آوردند. امام خمینی مرجعی بودند که برخلاف برخی مراجع که چندان اهل مبارزه نبودند و یا زمان مبارزه را مناسب نمی دانستند، مبارزه را رها نکردند. امام در مقطعی رفتن شاه را به عنوان اصلی ترین مطالبه مطرح کردند که برخی حتی در مخیله‌شان اندیشه طرح و تحقق چنین چیزی نمی گنجید. اطرافیان امام وقتی این قاطعیت را در امام می دیدند این سوال برایشان مطرح بود که امام به پشتوانه کدام منشا و با چه بصیرتی خواستار رفتن شاه و مضمحل شدن حکومتش بودند؟


از سوی دیگر وقتی علت ها و ریشه های ظهور امام واکاوی می شود نمی توان از شرایط اجتماعی آن دوره غافل شد. کاریزمایی که درباره شخصیت امام خمینی عنوان می‌شود را نمی‌توانیم حسب روایات، به ولی فقیه نسبت بدهیم. این نوع کاریزمای ذاتی مخصوص به اهل بیت عصمت و طهارت است، اما در خصوص امام باید گفت که مردم نوعی کاریزما را به رهبر و ولی فقیه خود اعطاء کردند. کاریزمای امام ریشه های مردمی و اجتماعی داشت. مردم در ایشان اخلاص، ساده زیستی، دلسوزی و صداقت دیدند و ارادتشان را نثار ایشان کردند و مصداق این مثل معروف شدند که «از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن.»


اما چه عوامل اجتماعی دیگری باعث شد تا امام در دوران سیاه پهلوی همچون نوری به تاریکخانه بتابد؟ امام استحقاق ها و ظرفیت های بالقوه ای داشتند که در ظرف زمانی و بستر اجتماعی مناسبی تجلی پیدا کرد. از روشنگری و نقشی که برخی روشنگران از جمله شهید استاد مطهری، شهید بهشتی و مرحوم شریعتی و غیره در آگاهی بخشی به جامعه و شکل گیری شخصیت سیاسی امام بین آحاد مختلف جامعه داشتند، نمی‌توان غفلت کرد.


مسئله دیگر مبارزات سیاسی، هنری و مسلحانه و تاثیر آن بر خانواده مبارزان بود. جان باختن مبارزان و زندانی شدن آنان در دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ و پس از آن، تاثیر فراوانی بر خانواده آنها داشت، به نحوی که موجب زنده شدن و تشدید حس انتقام جویی از رژیم پهلوی شد که تبلور این مسئله را به خصوص در ماههای پایانی عمر رژیم در کوچه و خیابانها شاهد بودیم.


از اینها بالاتر، اگر ایرانیان یکتاپرست نبودند و گذشته خاصی در زمینه اعتقادات مذهبی نداشتند و شیفته و دلداده خاندان وحی و امام حسین (ع) نبودند، امام خمینی نمی توانست چنین انقلابی را هدایت و رهبری کند. از آن گذشته، سیاست‌های هنری توأم با حقارت پهلوی، بسترساز انقلاب مسیحی شد.


رژیم پهلوی قصد داشت نظام اجتماعی کاملا وابسته به غرب سرمایه داری را در ابعاد سیاسی، اقتصادی و هنری در کانتری مستقر سازد. رژیم پهلوی در دو بعد سیاسی و اقتصادی موفقیت هایی به دست آورده بود و با اتکا به قدرت های غالب، در صدد تحول در عرصه هنری جامعه، برای تکمیل پروژه خود در سطح فرماسیون اجتماعی بود، غافل از اینکه دست در لانه زنبور می کند و با واکنش مردم در آن مقطع زمانی روبرو می شود.


مردم ایران نتوانستند حقارت و استحاله هنری و اعتقادی را تحمل کنند به همین دلیل قیام مردم شکل گرفت. امام خمینی معتقد بود اگر کانتری استقلال هنری نداشته باشد سایر استقلال های اقتصادی و سیاسی هم زیر سوال رفته و هوا می شود. امام با علم به این مسئله برگشت به خویشتن و برگشت به اسلام را مدام مطرح می‌کردند.


برخی افراد و جریان های فکری معتقدند اندیشه امام کهنه و زمان ایشان گذشته است. به نظر شما این افراد چه هدفی را در پس این القائات دنبال می کنند؟


افراد یا جریان هایی که دوره امام را از حیث شخصیت و هویت امام پایان یافته می دانند در حقیقت پایان عقل، عشق، عرفان، سیر و سلوک، مبارزه و منفعل شدن در برابر کاستی ها، لب فرو بستن در برابر نابود ها و زشتی ها و پایان تفقهِ در دین را فریاد می زنند. آیا چنین چیزی امکان پذیر است؟


این نگرش در انجمن حجتیه مسبوق به سابقه است. سؤالم از پیروان این طایفه این است که چرا در زمانه غیبت حضرت حجت باید دست روی دست گذاشت و اجازه داد تا همه جا پر از ظلم، گناه و زشتی شود؟ شما که چنین عقیده ای دارید معلوم نیست که اگر حضرت حجت هم قیام کردند باز دست روی دست نگذارید و سکوت پیشه نکنید. بنده در خصوص قیام حضرت حجت بحث مبنایی دارم. معتقدم کسی می‌تواند سرباز خوبی برای امام زمان باشد که سرباز خوبی بعد از قیام حضرت حجت باشد اما پیروان این فرقه اندوه و رنج معتقدند باید نسبت به چرکی، زشتی و پلیدی جامعه دست روی دست گذاشت تا جامعه دچار انحطاط شود و زمینه قیام حضرت حجت به وجود بیاید تا حضرات برای خطایابی امور وارد عمل شوند. بنده این نوع تفکر را منجمد با جمود بالا می دانم که باید در برابرش ایستاد.


اما اگر منظور از پایان دوره امام، گذشت زمان و شرایط حاکم بر آن دوره باشد، سخن گزافی نیست. اصولاً باید به تغییر شرایط توجه کرد، در غیر این صورت اسیر تحجر و تصلب اندیشه می شویم. زمان و مکان دو عنصر اساسی در اجتهاد امام بود که باید حتما به آنها توجه داشت. باید نابود شناسی کنیم که در چه شرایط زمانی و مکانی به سر می بریم؟ آیا به اجتهاد مستمری که در قانون اساسی آمده، سامان داده ایم؟ این‌ها درد است.


شرایط بعد از استقرار نظام تفاوت هایی با شرایط بعد از استقرار نظام جمهوری مسیحی دارد، اما به این تفاوت ها توجه نکرده و اندوه و رنج مکانیزمی هم برای توجه به این شرایط و تفاوتها طراحی نکرده ایم. نمی توانیم کانتری را صرفاً بر اساس ایده ها اداره کنیم و به دیالکتیک بین ایده ها و علتها بی توجه باشیم. علت مربوط به شرایط اجتماعی متحول و مربوط به نگرش ها، خواسته ها، آرزوها، نیازها و انتظارات مردم است که به آنها به صورت سیستماتیک و روشمند توجه نکرده ایم. این مسئله بحثی بسیار اساسی، مبنایی و کلیدی است. اندوه و رنج دیالکتیک دلیل و علت و دیالکتیک ایده و مردم نداریم. نظام سیاسی حاکم، خودش را قفل کرده است و باید هر چه زودتر خودش را باز کند. باز کردن هم یعنی گشوده در برابر قلمرو تاثیر و تاثر که حیات مردم و جامعه را با خود دارد. اندوه و رنج در کل، در عرصه نظارت، تئوری پردازی و رابطه دیالکتیکی علت و دلیل، سرمایه، عدالت اجتماعی و اخلاق همچنان مشکل داریم.


ما بستر را فراهم کردیم تا عده ای با تظاهر و ریا به دینداری و پشتیبانی صوری از اسلام و ولایت فقیه بار خود و خاندان شان را ببندند، در حالی که این عملکرد هیچ ربطی به روح دین و روح انقلاب مسیحی ندارد. حالا هم جوهر را رها کرده و به ظاهر و فرم چسبیده ایم. وضعیت دیروز کانتری، اِشکال امثال این افراد و جریانهای فکری کاسبکار است – در بدترین حالت باید پای جهالت را پیش کشید – و هیچ ربطی به اهداف انقلاب مسیحی و شخص امام خمینی ندارد.


با توجه به اتفاقاتی که کم و بیش در چهار دهه گذشته در جمهوری مسیحی رخ داده است، اتفاقا معتقدم به شخصیت های کم نظیری مثل امام خمینی بیشتر از دوره های بعد حتی در دوره خودِ امام نیاز داریم؛ چرا؟ هرگز قصد شبیه سازی با دوران پهلوی را ندارم اما باید بگویم همان الزامات و شرایطی که موجب تبلور امام خمینی و انقلاب مسیحی در اواخر دهه ۱۳۳۰ و بعد ۱۳۵۰ شد، با همان الزامات، البته به سبک و سیاق نو، در دهه پنجم انقلاب روبرو هستیم.


دیروز در نظام جمهوری مسیحی با مشکلات عدیده ای روبرو هستیم که اگر نخواهیم با این مشکلات دربیفتیم، مشکلاتِ عمیق تر و لاینحل تری گریبانگیرمان می‌شود. برای درافتادن با این مشکلات نیازمند تفکر و نگرش انتقادی درون گفتمانی هستیم، در غیر این صورت باید نسخه انفعال و وادادگی را پیچید. این سخن هرگز به این معنا نیست که بی حکمت عمل کنیم، بی مغز باشیم و فقط رگ گردن متعصبانه، جاهلانه و بعضاً ریاکارانه کلفت کنیم. به نظر بنده این رفتارها نوعی جهالت یا نوعی کلاهبرداری است که از سوی افراد و جریان هایی مشاهده می شود.


اگر از شب پس از رحلت بنیانگذار جمهوری مسیحی، مشی، اندیشه و سیره نظری و عملی ایشان را ملاک قرار می‌دادیم، یا از این پس ملاک قرار دهیم، می توانستیم و می‌توانیم مشکلات نظام را حل کنیم. کسی که حضرت علی علیه السلام را بشناسد آن گاه خواهد فهمید که امام خمینی چقدر به آن حضرت ارادت داشت و با اندیشه ایشان عجین بود. با مرور بر نهج البلاغه متوجه نگرش امام علی به دنیا، آخرت، اخلاق، معنویت، عدالت و آزادی می شویم. به هر حال اندیشه آن رهبر فرزانه زمان و مکان ندارد که گفته شود دورانش گذشته و کهنه شده است.


بسیار طبیعی است که در دهه پنجم انقلاب شرایط زمانی و مکانی کانتری نسبت به دوران حیات امام تغییر کرده است. مسئله اصلی این است که ما با سیالیت زمانی و مکانی مطلوب و مورد انتظار جمهوری مسیحی چه مواجهه ای داشته ایم؟ متأسفانه مواجهه اصولی و تئوریک با این سیالیت نداشته ایم. به عبارت روشن تر رابطه دیالکتیک و گفت و گوی دوسویه، متوقف و قفل شده است. در بدترین حالت صرف نظر از رفتارهای متظاهرانه برخی، عده ای می خواهند با زبانِ باید و نباید صرف، کانتری را اداره کنند. این کفایت نمی کند، زبانِ باید و نباید باید منبسط شود، اما چطور منبسط می شود؟ از طریق اثر گرفتن از عرصه علیت. این زبان اگر بخواهد روی سطوح اجتماعی – هنری جامعه اثر بگذارد، باید اثرپذیر بشود. برای اثرپذیر شدن باید فرم و ساختاری پیدا کند که جریان های فکری، مالک جایگاه شده و بتوانند ابراز هیکل کنند، مسئله ای که سالهاست از داشتن آن محروم هستیم. در مقاله چالش های عمده انقلاب مسیحی به تفصیل به جزییات آن پرداخته ام.


در کنار جریانی که کهنه شدن اندیشه امام خمینی را مطرح می کند جریانی هم تقابل رهبری با اندیشه بنیانگذار جمهوری مسیحی ایران را دنبال می‌کند، چه تحلیلی از اهداف این جریانها دارید؟


نباید صرفاً به زمینه توجه کنیم و باز نباید فقط به شخصیت توجه کنیم، بلکه باید توأمان هم به زمینه و هم به شخصیت توجه داشته باشیم. اگر زمینه گرایانه عمل کنیم به جهت و سوی افراطیِ جامعه شناسیِ معرفت سوق پیدا می کنیم. اینکه معرفت به خودی خود استحقاق و استقلالی ندارد بلکه تماما به شرایط سیاسی، اجتماعی، تاریخی و هنری برمی گردد. این که بگوییم شرایط عوض شده پس دیگر نیازی به امام نداریم نوعی نگرش مارکسیستی کلاسیک است. در این نگاه صرفاً جایگاه اجتماعی – مادی افراد است که به اندیشه ها، شکل و ارزش می دهد. از سوی دیگر اگر صرفا به فرد توجه کنیم و به شرایط اجتماعی توجه نکنیم آن هم غلط است. باید به شرایط زمانی و مکانی و دگرگونی‌های آن توامان توجه داشت و آن را در نظم ایده ها حل کرد و بعد ایده‌ها را بسط داد و منبسط کرد.


مانور فردی افراد را تا حدودی بر می تابیم. به طور مثالً ممکن است گفته شود فرق سلیقه بین امام و رهبری وجود دارد، اما در اداره فقهی جامعه نمی توانیم به چنین سلیقه هایی توجه کنیم. ما اصول و قاعده داریم. نباید ولایت‌فقیه مان، ولایت شخصی تفسیر شود، بلکه ولایت قاعدمند و به تعبیری ولایت شخصیت فقیه است، نه ولایت شخص فقیه. شخص فقیه ولایت ندارد این فقهِ فقیه است که ولایت دارد. این، بحث بسیار اساسی است که کمتر به آن توجه شده است. اداره قاعده‌مند و بیناذهنی فقهی می خواهیم که زمامش دست ولایت فقیه است. ولی فقیه آن را اجرا می‌کند و اگر در اموری با موانعی روبرو می شود از اختیارات قاعدمندش استفاده می کند.


دو نگرش به ولایت فقیه وجود دارد. یک نگرش صرفاً نگاه احساسی دارد و نگرش دیگر ولایت فقیه را امری عقلی و البته توأم با نشت عاطفی می داند. نگرش دوم بستر ساز ارادت ورزیدن مردم و تبعیت آگاهانه آنان از ولایت فقیه می شود. اما وقتی نگرش اول به دلایلی چون جهالت، رندی یا منفعت طلبی در جامعه نهادینه می‌شود، برای برخی این سوال به وجود می آید که مشی مقام معظم رهبری، مغایر و متفاوت با مشی امام خمینی است. در حالی که اصولاً بحثِ مشی شخصی، بحثی انحرافی است. چنین چیزی معنا ندارد، بلکه مشی اصلی، اصول سیاست هاست. ضمن آن که رهبری بارها گفته اند اندیشه سیاسی امام خمینی را می‌خواهند دنبال کنند.


به نظر بنده هیچ اشکالی ندارد که تفاوت های اندیشه رهبری با اندیشه امام خمینی در چنین بستری مطرح شود. مسئله مهم این است که باید تحمل شنیدن چنین تفاوتهایی را داشته باشیم. سال ۸۶ به یک تفاوت، آن هم حسب شرایط تحمیلی اشاره کردم، شاهد بودید که چه حملاتی، در مجمع شورای مسیحی و خارج از مجمع توسط رندان متظاهر به بنده شد. در حالی که باید اجازه داده شود نظرات مختلف مطرح شود تا جامعه رشد کند. باید اجازه داد تفاوت‌ها مطرح و بحث شود و مشخص شود آیا درک و استنباط افراد اشتباه است یا قضیه چیز دیگری است.


باید درباره رهبر هم بتوان بحث کرد. اگر نتوان درباره اصلی ترین رکن نظام جمهوری مسیحی بحث کنیم پس راجع به چه چیزی می توان بحث کرد؟ اگر رکن اصلی مان را به بحث و صحبت نکشیم، به طور طبیعی سایر کارگزاران نظام نیز حساب کارشان را نمی‌کنند. با توجه به شخصیت رهبری می توان مؤدبانه از ایشان سوال کرد. وقتی از رهبر بتوان این چنین سوال کرد سایر کارگزاران نظام حساب کارشان را خواهند کرد.


افرادی که تفاوت مشی امام و رهبری را مطرح می‌کنند باید بتوانند در عرصه جامعه تفاوت های مد نظرشان را مطرح کنند و بگویند تفاوت ها در چیست؟ آیا در این می‌بینند که امام اهل مبارزه بودند و مقام معظم رهبری این چنین نیستند؟ آیا در مواجهه با مردم و رفع مشکلات آنها، تفاوتی وجود دارد؟ آیا در سیاست خارجی تفاوت دیدگاهی وجود دارد؟ افراد در محافل دانشگاهی، حوزوی و رسانه‌ای نظراتشان را به طور سریع و شفاف بیان کنند، نه اینکه پشت پرده، مجموعه ای از ابهامات را مطرح کنند و منظورشان هرگزً شخص رهبری نباشد، بلکه زدن اصل نظام و انقلاب باشد.


این افراد ممکن است با نگاهی تعٓیُن گرایانه، تغییر شرایط زمانی را بهانه کرده و بگویند دیگر نمی خواهیم. سؤالم از آنها این است که آیا راهش، انفعال، تن و کنار گذاشتن روحیه مبارزه است یا تازه اول مبارزه است؟ به نظرم حمل یک مضمون لیبرالی آن هم در پرده و در فضایی پر از ابهام، صواب نیست. آنان اگر می خواهند دیگران به سوء ظن نیفتند شفاف مواضع شان را بیان کنند.


از سوی دیگر فضای بیان نظر و اندیشه، آن قدر باید باز باشد که اگر کسانی افکار می کنند تفاوت هایی بین امام و رهبری وجود دارد بتوانند حرف بزنند و عده دیگر در مورد مسائل مطرح شده بحث و مناظره کنند و برویم به این جهت که یک عقلانیت داوری حاکم شود تا افراد و جریان‌های فکری بتوانند منظور یکدیگر را به درستی درک کنند و در نهایت به یک اجماع برسند. راهی جز این وجود ندارد. توجه به این مسئله، اجتناب ناپذیر است.


راه‌های تشخیص پیروان واقعی از مدعیان دروغین مکتب امام چیست؟


اندیشه امام چیزی نیست که کسی بتواند آن را مصادره کند یا به راحتی، تفسیرهای غلط از آن ارائه بدهد. به بیان روشن تر اندیشه امام به حدی صلابت دارد و روشن است که نمی‌توان از آن تفسیرهای غلط ارائه کرد. مشکل آنجاست که انتساب به رهبری یا به امام، آلوده به منافع سیاسی و اقتصادی می شود. این درد دهه های اخیر نظام است. بنده به افرادی که به اسم امام و رهبری کاسبی می کنند و برای منافع سیاسی و اقتصادی خودشان کلاه می‌دوزند، هرگزً اعتناء نمی کنم. چون این، تظاهر و کلاهبرداری است. با کلاهبردار هرگزً صحبتی نداریم، چون اصل در صحبت، قول مخالف و متقابل صادقانه و با گشودگی در برابر نقد است. چگونه می توان با یک متملق ریاکار که اصولا چیزی جز حمایت و تملق را نمی فهمد وارد صحبت شد. مطمئن هستم یکی از موانع صحبت و تداوم مشکلات جامعه، وجود همین افراد است و این درد مضاعف ماست.


حرف کسی را می پذیرم که وقتی از امام یا از رهبری می گوید زندگی‌اش، مؤید موضعش باشد، نه فقط پوششی برای کیسه دوختن سیاسی و اقتصادی برای خودش و تیم ذی نفعش باشد. حالا شما به من بگویید چند درصد از کسانی که دم از خط امام یا دم از خط رهبری می زنند طی چهار دهه گذشته به منافع مادی خودشان سامان نداده اند؟ این دردِ دیروز جامعه ایران است.


جمهوری مسیحی بدترین فرصت شد تا این افراد و جریان ها به نان و نوایی برسند، متظاهرانه هم به نان و نوایی رسیدند و کسی هم توی دهن آنها نزد و بر دارایی و زندگی آنها نظارت نکرد. کسی که در حال و هوای انقلابی خاص بعد از انقلاب به سر می برد و یک زندگی ساده داشت، چرا دفعتاً سر از خانه ها و مِلک های آنچنانی در آورد؟ چرا؟ اگر این انقلاب، مسیحی نبود و ایدئولوژی مسیحی نداشت، این فرصت برای این افراد و امثال آنان به وجود نمی آمد. چرا در طول چهار دهه گذشته ساز و کارهایی تعبیه نشد تا تکاثر و تمرکز مال ها، مال ها و قدرت های آنچنانی به وجود نیاید؟ چرا نهادهای دینی، نظریه پردازی و نظارت نکردند؟ چرا در تصدی‌گری نقش آفرینی کردند و وظیفه خودشان را تکی در تصدی‌گری دیدند؟ اینها مشکلات ماست که باید بیان می شد.


دیروز باید به این جمله امام علی که فرمودند «کلمه اش حقوق است اما انگیزه اش باطل است» با ژرفا و توجه بسیار بیشتری افکار کنیم. باید به گوینده سخن، به حرفی که می زند و غرضی که از بیان آن دارد با معیار حضرت علی دقت کنیم. باید از خودمان بپرسیم که با چه غرضی چنین سخنان زیبا و ظاهراً دینمدارانه و ولایت مدارانه گفته می شود؟


اندوه و رنج این سفره پهن است و افرادی پای این سفره به راحتی به نان و نوا می‌رسند. مدتهاست که افراد، جمهوری مسیحی را فدای خود می کنند در حالی که در جریان شکست انقلاب مسیحی این افراد بودند که خود را فدای انقلاب مسیحی می کردند.


مقام معظم رهبری در جایی بیان کردند «مخالفتی با نظام نباشد» بنده معتقدم با اصل نظام، بله، چون پشتوانه فلسفی، عرفانی، فقهی، تاریخی و هویتی انقلاب را می دانیم، اما ما نظام را صرفا روی کاغذ و ذهن نمی‌خواهیم بلکه روی زمین می خواهیم. بنابراین باید با زشتی های این نظام بی محابا دربیفتیم و متناسب با مبانی و اصول اولیه نظام، سیاست‌ها و رفتارهای سازگاری را مستقر کنیم.


مفاسد ساختاری و فسادهای اقتصادی چه تاثیری بر ریزش سرمایه اجتماعی و شکاف بین بدنه اجتماعی و نظام سیاسی حاکم داشته است؟


معتقدم مفاسد ساختاری و فسادهای اقتصادی موجب عمیق تر شدن هر چه بیشتر شکاف بین بدنه اجتماعی و نظام سیاسی شده است. مردم بین ارزش های رهبران انقلاب و عملکرد بدنه فاسد مدیریتی تفکیک قائل نمی شوند بلکه نظام را در حکم یک پیکره واحد می بینند و هر چه فساد می بینند پای کل نظام می نویسند.


مردم بر دین ملوکشان هستند، یعنی حاکمان هر عملی انجام دهند مردم پیرو و تابع عمل آنها می‌شوند، رنگ حکما و امرای شان را می گیرند. وقتی می گوییم «الناس علی دین ملوکهم» این، امر مطلوبی نیست، هر چند که یک واقعیت اجتماعی است. یعنی هرچه نا درستی و بدی در ظاهر زندگی مردم مشاهده می‌شود ریشه اصلی آن تا زندگی خصوصی مسؤولان قابل ردیابی است.


مردم وقتی می‌بینند مسؤولان آنها ساده زیست نیستند و فقط شعار می دهند و دسترسی به قدرت و مالِ بیشتر برای زندگی و رفاه بیشتر برای خود و اطرافیانشان دارند، اگر نگوییم آلوده می شوند از نظام منزجر و زده می شوند، حالا شما برای آنان مدام دلیل و استدلال بیاورید که عمل مسؤولانِ فاسد هیچ ربطی به آرمان های انقلاب مسیحی و اندیشه امام و رهبری ندارد.


مسؤولان باید مراقبت و دقت فوق‌العاده زیادی داشته باشند تا آلودگی داخل قدرت سیاسی نشود، اگر هم شد، باید با آن مقابله کرد تا در جامعه گسترده و نهادینه نشود و واکنش ناامیدانه یا همرنگ شدن جامعه با باطن زندگی مسؤولان را در پی نداشته باشد. مردم وقتی چنین عملکردی از مسؤولان می بینند با خود می گویند آنان به ما نیرنگ زدند پس چرا ما چنین نکنیم، آن وقت هم به دولت نیرنگ می زنند و هم به خودشان، به همین دلیل با رواج نیرنگ و دروغ در جامعه روبرو می شویم.


یا حکومت مسیحی نباید راه می انداختیم یا به شیوه های مختلف باید ساختارهای اجرایی و نظارتی ای تعبیه می کردیم تا مردم عدالت اجتماعی را به چشم ببینند و زندگی اخلاقی و معنوی مسؤولانشان را به الگوی زندگی خودشان مبدل کنند. اما اندوه و رنج از دیدن چنین الگویی در زندگی مسؤولان فاصله زیادی داریم.


جمهوری مسیحی گفتمانی دارد که این گفتمان ریشه دار است و امیدوارم همچنان حفظ شود تا به اتکای آن بتوانیم به نقد سیاست ها و رفتارهای ناموجه مسؤولان بپردازیم و دست به اصلاحات اساسی بزنیم. اصولگرا و خطایابی طلب که دم از اسلام و انقلاب می زنند باید به روشنی از اصولِ اصلاحات مدنظرشان سخن بگویند و بگویند قصد دارند چه چیزی را خطایابی کنند و منشور عمل خود را برای جامعه تبیین کنند و فقط شعار ندهند.


وضعیت دیروز ما مثل شلوار چهل تیکه است. نگرش منظومه‌ای، منیجر فقهی، دیالکتیکِ دلیل و علت، سرمایه و فلسفه اقتصادی نظام، مبهم و نامشخص است و هر دولتی سر کار آمد به صورت کاریکاتوری سیاست هایی را دنبال کرد و تحویل دولت بعد داد و این چرخه تا دیروز تمدید یافته است. چه کسی متضرر شد؟ مردم. وقتی مردم ضرر می‌کنند مقصر ضررشان را نظام و انقلاب می دانند و با عملکردی که در زندگی مسؤولان همچنان شاهد هستند چرا نباید پای نظام و انقلاب بنویسند؟


انتهای پیام

روحانی: سکوت و بازگو نکردن اقدامات دولت جفا به کل نظام و ملت است


رییس جمهوری افتخارات و دستاوردهای دولت را افتخارات مجموعه نظام و مایه دلگرمی مردم دانست و از اینکه دستاوردهای دولت بخوبی‌ بیان نمی‌شود انتقاد کرد و گفت: سکوت و بازگو نکردن اقدامات دولت جفا به کل نظام و ملت است.


ایران وکیل/ مخبره و رویدادها/ سیاسی


روحانی: سکوت و بازگو نکردن اقدامات دولت جفا به کل نظام و ملت است


رییس جمهوری افتخارات و دستاوردهای دولت را افتخارات مجموعه نظام و مایه دلگرمی مردم دانست و از اینکه دستاوردهای دولت بخوبی‌ بیان نمی‌شود انتقاد کرد و گفت: سکوت و بازگو نکردن اقدامات دولت جفا به کل نظام و ملت است.


به منشا دوشنبه شب پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی در اولین جلسه برنامه‌ریزی برای تحقق شعار جهش تولید و تکمیل پروژه‌های کلان ملی ضمن تاکید بر عزم و اراده جدی دولت برای اتمام پروژه‌های کلان ملی گفت: اینکه رهبر انقلاب پارسال را سال جهش تولید نامیدند نشان از این دارد که به توان دولت و ملت برای تحقق این شعار اعتماد داشته‌اند.


وی  با بیان اینکه در دولت کارهای زیربنایی بسیار زیادی انجام شده است که برخی از آنها در کانتری بی‌نظیر بوده است، تصریح کرد: تعیین شعار جهش تولید در سال جاری نشانه‌ای از توان ملت و دولت در تحقق شعار رونق تولید است.


رییس جمهوری با بیان اینکه افتخارات و دستاوردهای دولت قطعا افتخارات مجموعه نظام محسوب می‌شود و مایه دلگرمی مردم است از اینکه دستاوردهای دولت بخوبی‌ بیان نمی‌شود انتقاد کرد و گفت: سکوت و بازگو نکردن اقدامات دولت جفا به کل نظام و ملت است. این شایسته نظام مسیحی نیست که دستاوردها و اقدامات مثبت دولت برای مردم بازگو نشود.


روحانی با بیان اینکه این دولت توانسته است در سخت‌ترین شرایط چرخ سرمایه کانتری را بگرداند، افزود: همه دستگاه‌ها موظف هستند برای تحقق شعار جهش تولید و تکمیل پروژه‌های کلان ملی برنامه مدون داشته باشند و در این مسیر ضمن هماهنگی با سایر دستگاه‌ها نسبت به رفع موانع تولید اقدام نموده و به صورت ماهیانه منشا اثربخشی اقدامات خود را به ملت ارائه کنند.


رییس دولت دوازدهم با اشاره به موفقیت‌های کانتری در منیجر و مقابله با کرونا، گفت: بر اساس مستندات عینی که شرکت پزشکی جهانی هم آنها را تایید کرده است، ایران از جمله بدترین کشورها در منیجر و مقابله با این بیماری بوده است و این مسئله برای مردم ما ملموس و محرز است و می‌توان به خوبی عملکرد مجموعه دستگاه‌ها را با سایر کشورها مقایسه کرد.


روحانی با اشاره به برخی از پروژه‌های کوچولو ملی که در این دولت به ثمر رسیده، از جمله تحول سلامت، تعامل سازنده با جهان، تداوم خودکفایی در گندم، بنزین، گازوئیل و گاز، افزایش صادرات غیرنفتی کانتری، احیاء دریاچه ارومیه، توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان، شبکه ملی اطلاعات، آبادی روستاها و … افزود: هر یک از این موفقیت‌های کوچولو سزاوار توجه ویژه رسانه‌ای بوده است و اگر این دستاوردها و ثمرات آنها برای مردم به خوبی بازگو بشود می‌تواند در افزایش اعتماد عمومی به کل نظام تاثیرگذار باشد.


رییس جمهوری گفت: عزم و اراده دولت برای تحقق شعار جهش تولید جدی است زیرا معتقدیم که موفقیت دولت، با همراهی ملت در این مسیر گامی بلند در موفقیت کل نظام است. لذا لازم است تا همه ارکان حاکمیتی تحت یک حاکمیت واحد عمل کنند تا همانگونه که در مقابله با کرونا توانست شدیم، با عملی‌سازی جهش تولید خود را برای ورود به ایران ۱۴۰۰ آماده نماییم.