هرچند طالقانی هیچ اثر مستقلی را به مسائل سیاسی اختصاص نداد، آراء سیاسی او در لا به لای آثارش به ویژه در مقدمه و توضیحاتی که بر کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله آیت‌الله محمدحسین نایینی در سال 1909 نگاشته است، مشهود است


آراء و اندیشه سیاسی آیت‌الله محمود طالقانی

 


آیت الله سید محمود طالقانی روحانی ای بود که از همان سرآغاز حیات و فعالیت علمی خود استقلال فکری فوق‌العاده زیادی داشت.


طالقانی پس از اتمام تحصیلات دینی‌اش در حوزه علمیه قم، در تهران ساکن شد و در یک مدرسه دینی به تدریس مشغول گشت. وی در سال 40-1939 به دلیل مخالفت با سیاست های دینی رضاشاه دستگیر و به مدت شش ماه زندانی شد. این شش ماه، سرآغاز زندانی شدن‌های وی بود. و پس از آن بارها به زندان و تبعید محکوم شد.


طالقانی در فضای باز سیاسی که پس از برکناری رضاشاه، حکمفرما شده بود به عنوان سخنران اصلی مسجد هدایت تهران – که در آن زمان محل ملاقات گروه کوچکی از افراد مذهبی با افکار سیاسی بود – به ایراد سخن می پرداخت. آراء وی وجهه و حیثیت بسیار بالایی را برایش به ارمغان آورد چرا که برای جوانان تحصیل‌کرده ایرانی که دیدگاه‌های طالقانی را جایگزین افکار علمای سنتی نیروهای غربزده می پنداشتند، اندیشه های وی از جذابیت خاصی برخوردار بود. وی در طول سالهای (1953- 1949) به شدت از سیاست های ملی و دموکراتیک حکومت مصدق حمایت می کرد و پس از این‌که آیت‌الله کاشانی از ادامه کمک به مصدق باز ایستاد، وی برجسته ترین روحانی‌ای بود که حامی جبهه مقاومت باقی ماند. کودتای پادشاهی 1953 که به سقوط دولت مصدق انجامید، باعث دستگیری رهبران مقاومت ملی و فروپاشی این حزب شد. در سال 1954 برخی از آنان پس از رهایی از زندان با مصدق – که تا آخر عمرش (1967) در بازداشت خانگی به سر می برد – به طور مخفیانه تماس می گرفتند.


جبهه ملی قبلاً ائتلاف ضعیفی از سازمان های سیاسی مستقل بود و هرکدام استراتژی‌های سیاسی خویش را دنبال می کردند، این افراد از آزادی نویافته، برای ترمیم و تجدید سازمان این جبهه با نام جدید نهضت مقاومت ملی استفاده کردند. شخصیت های دینی همچون مهدی بازرگان و سید محمود طالقانی جزو برجسته‌ترین چهره‌های نهضت مقاومت ملی بودند. این نهضت با آرزوهای والایی شروع به کار کرد؛ ولی تنها پس از چهار سال به دلیل اختلافات درونی و نیز پافشاری پلیس منحل گردید. با بهره‌گیری از نبود کنترل‌های شدید پلیس و تسامح پدید آمده در سال‌های (1963-1960)، گروه اپوزسیون از نو احیا شد. در سال 1961 طالقانی، بازرگان، یدالله سحابی و چند نفر از افراد هم‌مشرب دیگر، گروهی با نام نهضت آزادی ایران را تشکیل دادند و آن را به جبهه ملی دوم پیوند دادند.


طالقانی در دهه 1960 به دلیل فعالیت در نهضت آزادی ایران برای بار دوم، زندانی شد. هم‌چنین وی، در دهه 1970 به دلیل حمایت از چریک‌های چپ مسلمان «مجاهدین خلق» به زندان افتاد. طالقانی چه قبل و چه بعد از انقلاب، آزادی‌خواه‌ترین و مترقی‌ترین عالم در بین علمای ایرانی به شمار می رفت که گروه های غیر روحانی و گروه های دینی را به یکدیگر پیوند می داد. وی شاید منزوی‌ترین علما و بدون تردید محبوبترین آنان بود. در انقلاب 1979، آوازه و محبوبیت وی پس از آیت‌الله خمینی در رتبه دوم قرار داشت. طالقانی در کنار تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه، آثار دیگری را اساساً در رابطه با مسائل اجتماعی – اقتصادی ارائه کرد. هرچند وی هیچ اثر مستقلی را به مسائل سیاسی اختصاص نداد، آراء سیاسی او در لا به لای آثارش به ویژه در مقدمه و توضیحاتی که بر کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله آیت‌الله محمدحسین نایینی در سال 1909 نگاشته است، مشهود است. در این کتاب، طالقانی در مخالفت با استبداد و تأیید مشروطیت در محدود کردن قدرت خودکامه به بحث می پردازد. طالقانی به شیوه نایینی استدلال می کند که شیعه ذاتاً مخالف استبداد و موافق با دموکراسی است. وی بدون این که منظور و برداشتش را از دموکراسی بسط بدهد، در واقع استبداد و تمرکز قدرت را محکوم می کند و آن را نوعی بت‌پرستی و خلاف توحید می داند. در اینجا، توحید از دیدگاه طالقانی، توحید ذات و توحید صفات نیست. وی معنای توحید را به حاکمیت الهی یعنی وحدت قوانین و نظاماتی که بر کل جهان حکم‌فرما هستند، بسط می دهد. طالقانی اظهار می دارد که در طول تاریخ، هدف اصلی تمام انبیاء دعوت و هدایت مردم به همین معنای بسط‌یافته توحید بوده است. او می پرسد اگر پیامبران تنها برای تبلیغ توحید عبادی و مبارزه با بت‌پرستی مبعوث شده‌اند، پس چرا با تمام خودسران و مستبدان زمان خود مبارزه می کردند؟ مستبدان که با تمرکز تمام قدرت در دستان‌شان، ادعای فرمان‌فرمایی و خدایی داشتند، مردم را تسلیم اراده خویش کرده، باعث زبونی و عبودیت آنان می شدند. هدف بعثت تمام انبیاء آزاد کردن مردم از اطاعت انسان‌های دیگر است. پس استبداد، نوعی بت‌پرستی است و در نتیجه انسان را به بردگی می کشاند. هیچ دینی به ویژه اسلام نه می تواند چنین حکومتی را تحمل کند و نه باید چنین کاری را انجام دهد. هر چند طالقانی به این واقعیت اذعان دارد که مشروطیت امری وارداتی از خارج است و از اینروی باعث مقاومت برخی علما شده است؛ ولیکن اظهار می دارد که هر مسلک و طرح و مرام اجتماعی که قدرت و اراده خودسران را محدود کند، گامی به سوی هدف پیامبران و اسلام – یعنی استقرار توحید در روی زمین – برداشته است. وی در ادامه، با بیان این مطلب که هرچند مشروطیت، دموکراسی و سوسیالیزم همه به معنای درست و حقیقی خود گام های پی در پی هستند که به سوی هدف نهایی اسلام برداشته می شوند، مقصود و نظر نهایی اسلام از این مفاهیم فراتر است.


 


تهیه کننده: عاطفه کریمی


منبع: اسلام و دموکراسی و نوگرایی دینی در ایران از بازرگان تا سروش – فروغ جهانبخش


پایگاه اطلاع‌رسانی ایران وکیل