به وجود آمدن ناراحتی های ذهنی که باعث ایجاد اضطراب شدید در نوجوانان می شود خود از علایم بحران هویت است به صورتی که نمی تواند جنبه های مختلف شخصیت خویش را در خود جمع و خود را با آن هماهنگ سازد




 


ایران وکیل – احتمال به وجود آمدن سردرگمی و آشفتگی نقشها در خلال شکل‌گیری هویت identity نوجوانان شدیدتر از هر دوره ی دیگر است. این همان چیزی است که اریکسون آن را آشفتگی هویت identity confusion نامید. چنین حالتی سبب می شود تا نوجوانان احساس کنند که منزوی، تهی، مضطرب و مردود شده اند. همچنین آن ها احساس می کنند که باید تصمیمات مهمی در مورد مسایل مختلف بگیرند، ولی عملاً قادر به انجام چنین تصمیماتی نیستند. این حس در آن ها به وجود می آید که از طرف جامعه در مورد گرفتن تصمیم ها تحت فشار هستند، ولی آن ها مقاومت می کنند.


در طول دوران آشفتگی هویت نوجوان ممکن است احساس کند به جای پیشرفت، پسرفت دارد. داشتن این چنین فکری به نظر می رسد بازگشت به دوره کودکی است، به جای آنکه با جامعه بزرگسالی درگیر شود. رفتارش در این زمان، همراه با آشفتگی، بی ثباتی و غیرقابل پیش بینی خواهد بود.


وی نوعی مراقبت و احتیاط درونی را حس می کند که مبادا خود را به دیگری بسپارد، چه بیم آن را دارد که از طرف دیگران طرد شود، مأیوس شود، یا از طرف دیگران گمراه شود، دوست یا مرید شود و از عواقب احتمالی این چنین سرسپردگی هراسی به خود راه ندهد. شخصی که فاقد یک هویت متشکل است در طول زندگی بزرگسالی اش نیز با مشکلات متعددی مواجهه خواهد شد. اریکسون یادآوری می کند که در هر زمانی امکان دارد بحران هویت روی دهد و منحصر به دوره نوجوانی نیست.


با توجه به اینکه نوجوانان با استفاده از تجربیات گذشته و قبول تحولات بلوغ قصد دارند هویت خود را بازسازی کنند، لیکن مخالفت و ستیز نوجوانان با والدینشان باعث عصیان آن ها در برابر ارزشها، قدرتها و دخالت های دیگران برای تثبیت هویت و جدا نمودن هویت خود از بقیه می شوند. در این هنگام والدین با وضعیت بحرانی نوجوانان برخورد خوبی ندارند و اغلب چنین وضعیتی را درک نمی کنند. به همین دلیل آنها در خانواده مورد بی مهری قرار می گیرند و در مواقعی که نیاز شدید به دوستی و تفاهم متقابل دارند مورد حمله، هجوم و انتقاد قرار می گیرند.


در هنگام بحران هویت، نوجوانان دچار تضاد ها و کشمکش های ضد و نقیض می شوند. از یک طرف به خاطر امر و نهی اولیا خود از آنها بیزار می شود و از طرف دیگر، در ذهن خود درباره ی محبت آنها فکر می کند، هم وابستگی اقتصادی به آن ها دارد وهم میل دارد مستقل باشد. این دوگانگی باعث تعارض شده و به صورت مخالفت نمودن خود را نشان می دهد. این تضادهای درونی به رفتاری ضد و نقیض می انجامد که باعث به وجود آمدن رفتارهای پرخاشگرانه والدین می شود. چنانچه والدین چنین بحران های درونی همراه با تضاد ها را درک نکنند و نتوانند تفاهم مشترکی داشته باشند، این تضادها به عصیان و سرکشی تبدیل می شود.


 




 


والدین باید سعی کنند نوجوانان خود را درک کنند و سرکشی ها و مخالفت های نوجوانان را در این دوره به صورت علایم رشد و از خصوصیات دوره نوجوانی بدانند و آن را مقدمه به وجود آمدن واقعه نگران کننده تلقی نکنند. برخورد صحیح آنان به نوجوانان کمک خواهد کرد تا از این دوره ی پرتلاطم و آشوب بگذرند.


به وجود آمدن ناراحتی های ذهنی که باعث ایجاد اضطراب شدید در نوجوانان می شود خود از علایم بحران هویت است به صورتی که نمی تواند جنبه های مختلف شخصیت خویش را در خود جمع و خود را با آن هماهنگ سازد. به هنگام بحران هویت نوجوانان در سه مورد یا بیشتر از موارد زیر دچار شک و تردید است: اهداف بلند مدت، انتخاب شغل، الگوهای رفاقت، رفتارها و تمایلات جنسی، تشخیص مذهبی، نظام ارزشهای اخلاقی و تعهد گروهی.


چنین علایمی حداقل در طول سه ماه وجود دارد که باعث اشکال در عملکرد شغلی و اجتماعی فرد می شود. تردید در مورد اهداف بلند مدت باعث عدم توانایی در انتخاب یک الگو و مدل برای زندگی می شود که عملاً فرد را از ازدواج موفق یا خدمت به اجتماع باز می دارد که بحران هویت نوجوانان را به ابهام و سردرگمی می کشاند.


تهیه کننده: عاطفه کریمی


منبع: مشکلات نوجوانی و جوانی – ابوالقاسم اکبری


پایگاه نیوزی ایران وکیل