ایران وکیل – این روزها شاید از نیوزنگاران انتظار می رود درباره اوضاع اقتصادی، نرخ دلار و سکه و یا از اوضاع سیاسی و مثلا اتهام زنی های جناح های سیاسی گزارش بدهند اما این یک گزارش نیست بلکه دلنوشته یک بانوی نیوزنگار است.


در این دلنوشته یک سوال مطرح است : چه میزان باید به آینده فکر کنیم؟ البته که فکر به آینده و برنامه ریزی برای آن در دنیای امروز یک ضرورت است و آینده پژوهی علمی است که موسسات زیادی در سراسر جهان به آن می پردازند. اما جواب به این سوال نیز می تواند یک ضرورت باشد که آینده باید چه میزان از زمان حال سهم داشته باشد؟


البته که به عقیده افراد بسیاری آینده و برنامه ریزی برای آن اهمیت زیادی دارد، اما شاید بتوان با پاسخی متفاوت به این پرسش جور دیگری نیز به مسائل امروز جامعه نگاه کرد. پاسخ می تواند این باشد که شاید اساسا آینده ای درکار نباشد! با این پاسخ ممکن است بتوان کمی مهربان تر در این روزهای سخت رفتار کرد.


اگر در لحظاتی که تماما صرف برنامه ریزی برای آینده خود و فرزندانمان می کنیم لحظه ای توقف کنیم و به پیرامونمان نیز نگاهی بیندازیم شاید بتوانیم افرادی را ببینیم که آینده ممکن است برای آنها خیلی زود فرا برسد آنقدر زود که در آن یک دقیقه ماهیت یک سال را دارد. افرادی که امروز و این لحظه نیازمند مهربانی ما و فرزندانمان هستند.


اگر کمی توقف کنیم شاید بتوانیم به کودکان مبتلا به سرطان فکر کنیم که نه امروز که همین لحظه نیازمند مهربانی ما هستند. آینده برای آنها بستگی به نرخ ارز و سکه ندارد بلکه آینده برای آنها لحظه ای است که با لبخند ما و فرزندانمان مواجه می شوند. لحظه ای که به هر شکل ممکن صرف خنداندن و شاد کردن آنها می شود که شاید فردا در میان ما نباشند.


شاید در این توقف بتوانیم به مادر و پدری فکر کنیم که در سرای سالمندان است و آینده برای او تماما معنای گذشته دارد و از تمام زندگی برای او حال باقی مانده است. زمان حالی که در انتظار دیدن توجه و مهربانی ما سپری می شود.


در این توقف شاید به بیماران مبتلا به ویروس HIV هم فکر کنیم و بدون واهمه دست آنها را گرفته و در آغوششان بگیریم و برای آنها از آینده بگوییم و اینکه ما با هم، حال را سپری می کنیم و با یکدیگر به آینده امیدواریم…


در این توقف شاید بتوانیم سری هم به مراکز عزیزان جانباز بزنیم که در گذشته های دور، آینده ی خود را فدای امنیت این مرز و بوم کردند و این روزها از ما آینده نمی خواهند بلکه لحظه ای توجه و مهربانی در زمان حال می خواهند. او که از آینده ی خود گذشت مطمئناً از آینده ی ما سهمی نمی خواهد اما لحظه ای از حال ما، به یقین حق اوست.


در این توقف شاید بتوانیم به خانواده ای سر بزنیم که عزیزش درگیر بیماری است و هزینه های درمانش کمرشکن و شاید بتوانیم با همراهی دیگرانی که با ما توقف کرده اند با کمک برای تامین داروی‌اش، به او سهمی از آینده و به خود سهمی از حال را هدیه کنیم.


آینده بی شک اهمیت دارد اما توقف های ما و همراهی با آنان که از زندگی فقط زمان حال اش را دارند، معنای خالص تر و زیباتری از زندگی را برای ما می سازد.


 


نویسنده: عاطفه کریمی


پایگاه نیوزی ایران وکیل