ایران وکیلهنر درمانی ( Art Therapy) رشته ای است که در آن با خلق یا مشاهده یك اثر هنری از طریق دریافت و بیان احساسات شخص ، برای كمك به او استفاده می شود. بر خلاف هنر كه تنها به منظور خلق اثر هنری انجام می شود ، تمركز هنر درمانی ( كه بطور معمول شامل نقاشی ، سفالگری ، كار با زغال ، مداد رنگی و مواد مشابه است) بر فرایند خلق یك اثر هنری می باشد و فعالیتهای مقدماتی به كار گرفته شده برای درمان ، به خلق اثر و نتیجه حاصل از آن ترجیح داده می شود. در این رشته، ممكن است یك قطعه هنری هیچگاه به پایان نرسد.

یك هنر درمانگر بر این باور است كه عمل انجام شده در راه خلق یك اثر هنری ، مجموعه ای از فعالیتهای داخلی را در جهت شركت دادن ابعاد فیزیكی ، احساسی و معنوی درمان راه اندازی می كند. برای افرادی كه قادر به ایجاد یك كار هنری نیستند ، رفتن به موزه و یا نگاه كردن به كتابهای هنری نیز می تواند مفید باشد. بدون شک ، نگاه كردن به آثار هنری باعث نیروبخشی از نظر معنوی و افزایش آرامش می شود.


از دیدگاه فیلیپ ویلیامز انجام فعالیت‌های خلاق با استفاده از مواد و روشهای (هنری – دیداری -شنیداری) را هنردرمانی گویند. هدف از فعالیت‌های هنر درمانگرانه رشد هویت، شخصیت و نیزبرانگیختن احساس موفقیت درکودکان ازطریق ابزارهای ابتکاری خودمحور است. سایمون معتقد است که هنر در مانی یا روان در مانی هنری مستلزم توجه به نیازهای روانی بیماران، نظیر نیاز به آزادی، اظهار وجود و آرامش است وبر همین اساس نیازمند توجه به جزئیات مهارتهای هنری نیست و فعالیت‌ها و تولیدات هنری را نه به خاطر رویکرد زیبایی شناسانه آن‌ها بلکه به دلیل نقش روانکاوانه و درمانگرشان مورد توجه قرار می‌دهد.


انجمن هنر درمانی آمريکا، هنر درمانی را چنين تعريف میکند: يک حرفه مربوط به سلامت رواني که از فرايندهاي خلاقانه هنري استفاده مي‌کند تا سلامت و بهزيستي جسمي، رواني و هيجاني افراد را در همه رده‌های سني، بهبود و ارتقاء بخشد. هنردرماني بر پايه اين اعتقاد قرار دارد که فرايند خلاقانه در خود بيانگري هنري، به مردم در حل تعارضات و مشکلات، تقويت مهارت‌هاي ارتباطي، تنظيم رفتار، کاهش استرس، افزايش حرمت نفس و خودآگاهي، و به دست آوردن بينش بهتر و بيشتر کمک مي‌کند.


 




 


 


اهداف و عناصر درمانی هنردرمانی عبارتند از:


  • ارتقاء هویت شخص از انسانی ناتوان به فردی خلاق

  • تصحیح خودپنداره یا تصویر ذهنی فرد و تقویت خودباوری و افزایش اعتماد به نفس او 

  • تقویت کنترل درونی به جای سیطره عوامل بیرونی 

  • بهبود ارتباط با دیگران

  • تقویت آگاهی جسمانی 

  • تخلیه روانی و پالایش احساسی در مواجهه با تعارضات عاطفی 

  • بهبود هماهنگی های حرکتی 

  • بهبود و اصلاح مهارت های اجتماعی 

  • افزایش بصیرت و بینش

  • تقویت زبان تصویری و شیوه های بیان خلاق در رویارویی با مشکلات.

  • اهداف هنردرمانى در حوزه درما


  • تخليه هيجانى


  • درك بهتر خود، كسب آگاهى و افزايش بينش


  • روبرو شدن با تعارضات خود كه در نتيجه آن فرد به انسجام می رسد.


  • افزايش سطح انرژى بويژه در افراد مسن و افسرده


  • ايجاد آرامش كه مى تواند خود، درمان باشد


  • افزايش خلاقيت




 


پیشینه تاریخی هنردرمانی

 


درمان از طريق هنر از دهه 50 میلادی (2300 سال قبل) مطرح شد. از زمان افلاطون و ارسطو، بحث هاى زيادى در مورد هنرمند و خلاقيت هنرى شده است .ارسطو معتقد بود كه هنر باعث صافى روان و تزكيه باطن مى شود، وى براى اولين بار اصطلاح تخليه هيجانى را بكار برد. گوته شعر را رهايى مى دانست. ژوزف بروئر كه اولين بررسى هاى روانكاوانه در هنر را در كتاب (مطالعاتی درباره هیستری) منتشر كرده .با بررسى اشعار (گوته) نتيجه گيرى مى كند كه شعر گفتن او نوعى جلوگيرى از رنج هاى روانى و تغيير مسير عواطف تند و پرخاشگرانه به فعاليتهاى ادبى بوده است. شكسپير، درام نويس انگليسى می گوید: «طلسم آهنگ (موسیقی) مى تواند سينه هاى ناآرام را به آرامش بكشاند». تا پایان قرن 19، نقش سازنده و جدى هنر در خدمت درمان، چندان مورد توجه قرار نگرفته بود و اگر فعاليتى انجام مى گرفت، صرفاً محصول كنجكاوى فردى روانكاوان و روانشناسان بود. اين اقدامات بيشتر جنبه توصيفی داشت تا تحليلى از جمله صاحب نظران در اين زمينه مى توان از ماكس سيمون نام برد كه در سال ١٨٧٩ میلادی اثر هنر در درمان را مورد توجه قرار داد. در اين راه، سزار لمبروزو روانكاو ايتاليايى با سيمون همراه شد. لمبروز نسبت به خطاى عوام در بكارگيرى واژه جنون بجاى نبوغ اعتراض داشت.


روانشناسى هنر توسط فرويد آغاز شد. او اولين شخصى بود كه  دريافت آثار هنرمندان زمينه بديع و گسترده اى جهت تحقيق در روانشناسى عمقى فراهم كرده است. پس جهت بررسى شخصيت هنرمندانى چون شكسپير و داوينچى به بررسى آثار آنان پرداخت. فرويد در كتاب خود با عنوان “تعبیر رویا” به تفسير شعر و نمايش پرداخت. به عقيده بسیاری خود او نيز نبوغ هنرى داشته و مهم ترين جايزه اى كه در طول زندگيش گرفته، جايزه ادبى گوته، بدليل سبك زيباى نثر نويسى كه داشته، بوده است.


برادران مورنو، نخستين مؤسسه تئاتر درمانى را در وين افتتاح كردند. كارل گوستاو يونگ معتقد بود، هنر وسيله اى است پويا جهت درمان بيماران روانى، او تصورات و رؤياهاى خود را ترسيم می کرد و به بيمارانش نيز توصيه مى نمود چنين روشى را بكار گيرند. روش پيشنهادى آنها براى درمان، همان شيوه اى است كه امروزه به پسيكو درام معروف است. نحوه اى از مداوا كه بيماران را تشويق مى كند تا از طريق بازيگرى، مسائل خود را در محيطى دسته جمعى نشان دهند .


در فاصله دو جنگ جهانى، پيروان افكار و نظرات يونگ، جنبه هاى درمانى هنر را مورد توجه قرار دادند. در سال ١٩٣٦ دكتر ريتمن و دكتر مك لى، نمونه هايى از نقاشى هاى بيماران روانى بيمارستان مادسلى لندن را گردآورى نموده و به تجزيه و تحليل آنها پرداختند. سپس با داير كردن نمايشگاه ها و ترتيب دادن سمينارها و سخنرانى ها ارزش هنر درمانى را مطرح نمودند .


بدليل گسترش تمايل روانكاوان به تحقيق درباره هنرمندان، در سال 1911، دو روانشناس آمريكايى، رانك و ساكس ماهنامه “ایماگو” را منتشر كردند .اين ماهنامه مختص پژوهش هاى روانكاوانه هنر و علوم انسانى بود كه هنوز هم با عنوان “امریکن ایماگو” در آمريكا منتشر مى شود.


شروع روان درمانى بوسیله هنر توسط ادرين هيل (1942) روانشناس انگليسى بود كه جهت درمان بيماران بسترى در بيمارستان مسلولين بكار می برد.


اشترن روانشناس فرانسوى، براى اولين بار، نقاشى را به عنوان يك روش درمانى در اواخر جنگ جهانى دوم به کار برد که مركز هنر درمانى او هنوز در شهر پاريس به فعاليت خود ادامه مى دهد .اشترن معتقد بود، نقاشى به عنوان ابزارى براى روان درمانى بويژه براى درمان كودكان ناسازگار، مضطرب و عقب مانده مناسب است .


ادواردز (1989) روانشناس و پژوهشگر انگليسى، مدلهاى مختلف هنر درمانى و روشهاى تحليل روانى را تا ٢٠٠ سال قبل مورد بررسى قرار داده و دريافته است، چگونه انديشه ها و تصورات حوزه هاى ديگر از جمله سنت هاى مذهبى و انسان شناسى زمينه محكم و قوى براى هنردرمانى ايجاد كرده است .


در سال ١٩٧٦ انجمن هنر درمانى امريكا (AATA) تأسیس شد كه هم اكنون پنج هزار عضو دارد .از آن پس در آمريكا هنردرمانى به عنوان يك روش درمانى، رسماً پذيرفته شد. در انگليس نيز در سال 1981 انجمن هنر درمانى بريتانيا (BATA) آغاز بكار كرد. از آن پس هنر درمانى در مراكز درمانى، آموزشى و ساير سازمانهاى دولتى و خصوصى بعنوان يك روش درمانى مؤثر، معرفى شده است.


 



 




 


از هنردرمانی مي‌توان براي درمان محدوده وسيعي از اختلالات ذهني و درماندگي‌هاي رواني استفاده کرد. در بسياري موارد، ممکن است همراه با ساير روش‌هاي روان‌درماني مانند گروه درماني يا درمان‌شناختي- رفتاري به کار گرفته شود.

 برخي شرايط و وضعيت‌هايي که ممکن است هنردرماني به کار گرفته شود به قرار زيرند:

 • کودکان با ناتوانیهای يادگيری

 • بالغان با استرس شديد 

• کودکانی که از مشکلات رفتاری يا اجتماعی در مدرسه يا خانه رنج میبرند 

• افراد با مشکلات سلامت روانی 

• افرادی که از آسيب‌های مغزی رنج میبرند 

• کودکان يا بالغانی که در معرض رويدادهای آسيب‌زا قرار گرفته‌اند


هنر درمانگر میتواند از روش‌های متنوع و متعدد هنری از جمله نقاشی، طراحی، مجسمه‌سازی و کولاژ (تصوير تکّه‌کاری) در مورد بيماران، از کودک تا سالمند، استفاده کند. کسانی که دچار آسيب‌های هيجانی، خشونت جسمی، بهره‌کشی خانگی، اضطراب، افسردگی و ساير مشکلات روانی شده باشند میتوانند از خودبيانگری خلاقانه سود ببرند. خدمات هنردرمانی مي‌تواند در مدرسه، سازمان‌های اجتماعي، بيمارستان و مراکز روان درمانی خصوصي در دسترس بيماران باشند.


 ممکن است کنجکاو باشيد بدانيد که جلسات هنردرماني چه تفاوتي با کلاس‌هاي معمولي هنرآموزي دارد. در کتاب مرجع هنردرماني نوشته کتي مالديوچي چنين آمده است: «در اغلب جلسات هنردرماني، تمرکز بر روي تجربيات دروني (احساسات، ادراکات و تصوّرات) خود شخص است. با وجودي که هنردرماني ممکن است شامل يادگيري مهارت‌ها يا تکنيک‌هاي هنري گردد امّا تأکيد به طور کلّي نخست بر ايجاد و بيان تصاويري است که از درون فرد برمي‌آيد، نه بر آن چيزهايي که او در دنياي خارج مي‌بيند.» و با وجودي که در بعضي از کلاس‌هاي سنتي هنري نيز ممکن است از شما خواسته شود که از روي تصوّرات و تخيلاتتان طراحي يا نقاشی کنيد امّا در هنردرماني، دنياي درونی تصاوير، احساسات، افکار و ايده‌هاي شما همواره در درجه اوّل اهميت قرار دارد. 





 


از نظر هنر درمانگران ، خلق اثر به تنهایی می تواند به طور طبیعی دارای مزایایی باشد. فرایند خلق اثر با بهبود بخشیدن به احساسات ، عزت نفس و اعتماد به نفس را تقویت می كند .

كاهش استرس نیز یكی از مزایای مهم آن است .تحقیقات نشان می دهد كه سركوب احساسات قوی می تواند به ایجاد استرس منتهی شود و این استرس قادر است علائم بیماری را تشدید كند. با توجه به اینكه هنر درمانی كمك می كند كه مردم به ضمیر ناخودآگاه دسترسی داشته باشند و احساسات محصور شده خود را رها سازند ، این درمان برای آنها كه از فشار روانی و بیماریهای ناشی از آن رنج می برند ،بسیار مفید می باشد.

هنر درمانی همچنین برای درمان مشكلات رفتاری استفاده می شود و اغلب به عنوان یك درمان فرعی ،به روان درمانی خدمت می كند. این درمان بسیاری از اوقات در قالب برنامه درمانهای روانشناختی برای سوء استعمال دارو و الكل استفاده می شود.

هنر درمانی برای بهبود بیماران از ضربه های شدید روانی و آسیبهای جدی ، اغلب به صورت جزئی مفید بوده است. همچنین هنر درمانی می تواند راهی برای ثبت و درک بهتر از تفكر و احساسات افرادی كه بیماریهای مزمنی مانند پاركینسون و آلزایمر دارند ، ارائه دهد.

 




 


درمانگر هم به صورت مستقل و هم به صورت عضوی از تیم درمان كه ممكن است شامل درمانگر مقدماتی ، روانشناس ، روانپزشك و مشاور توانبخشی باشد ، عمل می كند. شما باید با تعدادی از درمانگران دیدار كنید تا اطمینان حاصل كنید كه با شخصی که نهایتا به عنوان درمانگر انتخاب می كنید راحت می باشید.

درمانگر شما علاوه بر اینكه باید در هنر آموزش دیده باشد ، همچنین باید دارای گواهینامه هنر درمانی نیز باشد. انجمن هنر درمانی آمریكا (AATA) تاکید می كند كه یکهنر درمانگر باید شرایط زیر را دارا باشد:

۱) درجه لیسانس با حداقل تحصیل ۱۵ ترم تحصیلی در كارگاه هنری و ۱۲ ترم در روانشناسی.

۲) درجه استادی در هنر درمانی

۳) یك سال سابقه كار پیش از فارغ التحصیلی تحت سرپرستی یك درمانگر ثبت شده.

هیئت مربوط به صدور گواهینامه هنری (ATCB) ، یك سازمان مستقل است كه گواهینامه ها را به درمانگرانی كه آموزش بعد از لیسانس و دوره انترنی را به پایان رسانده اند ، اهدا می كند . درمانگران باید امتحان تشریحی كه توسط (ATCB) برگزار می شود را پشت سر بگذارند تا گواهینامه هیئت را دریافت كنند.

 


گردآورنده: عاطفه کریمی


پایگاه نیوزی ایران وکیل