اُتانازی (Euthanasie)

 


ایران وکیل- واژه آتانازی که ریشه آن از اصطلاح یونانی “Euthanasia” به معنای خوب و راحت و “Thanasia” به معنای مرگ گرفته شده است و در معنای تحت الفظی به معنای مرگ خوب یا مرگ راحت می‌باشد. آتانازی یک اصطلاح عمومی است که بر اساس زمینه مورد استفاده، معانی مختلفی را می‌توان از آن استنباط نمود، از نظر لغوی این واژه بیانگر عملی است که در آن مرگ بیمار به شیوه‌ای صورت می‌گیرد که کمترین میزان رنج و عذاب را برایش به همراه داشته باشد.


 


1. این شرایط معمولاً در بیماری‌های سخت یا دردناک یا درمان‌های طولانی‌مدت و ناامیدکننده پدید می‌آید.

واژه اوتانازی در نوشته‌های فارسی اکنون به معنای بیمار کشی طبی یا سریع در مرگ محتضر و در مواردی هم به معنای مرگ آرام و آسان به کار برده می‌شود. «مرگ شیرین»، «مرگ خوب»، «مرگ مطلوب»، «قتل ناشی از ترحم»


2. «خوش‌میری»، «هومرگ»، «مرگ آسان»، «قتل ترحمی» یا «به مرگی» نیز از دیگر تعابیری است که برای این عمل به کار برده می شود.


 


توقّف روند درمان یک بیمار، قطع سرم و تغذیه وریدی، قطع اکسیژن، جلوگیری از دیالیز و جداکردن فرد از دستگاه‌های حمایتی ارگان‌های حیاتی، همچنین دادن داروهای مسکن با دوز بالا، که موجب کاهش هوشیاری و تسریع مرگ می‌شوند، از روش‌های اتانازی به حساب می‌آیند.

برداشت‌های متفاوت از مفهوم هومرگ (اوتانازی) وجود دارد؛ مثلاً در روش غیرمستقیم، پزشک با تجویز دارویی، فقط مقدمات مرگ بیمار را فراهم می‌کند و بیمار با آگاهی کامل به استقبال مرگ اختیاری می‌رود. اما در روش مستقیم، پزشک یا پرستار خود عامل مرگ بیمار هستند. تزریق داروی کشنده و جداکردن بیمار از دستگاه‌های حمایتی، مثال‌هایی از این روش هستند که بعضی اوقات بدون اطلاع بیمار انجام می‌شوند.

بدین ترتیب جداکردن بیمار مرگ مغزی از دستگاه‌های حمایتی نیز از نظر بسیاری «اتانازی غیر داوطلبانه، غیر فعّال» به شمار می‌آید.


 


بیشتر بخوانید:

اُتانازی (Euthanasie) / خودکشی خود خواسته یا مرگ خوب چیست ؟ +فیلم


 


 اُتانازی (Euthanasie)

 


 


در مورد اتانازی، دو نظریه (یکی در دفاع از اتونازی و دیگری در رد آن) وجود دارد که هر کدام طرفداران خاص خود را داراست.


طرفداران كشتن از روی ترحم و دل سوزی چنین استدلال می كنند كه علی رغم این كه عمل غیر عقلانی است، ولی برای فرد درمانده و فقیر، فرد دارای زندگی نباتی یا مرگ غیرقابل اجتناب این عمل را برای بیمار، خانواده ها و جامعه مفید می دانند. آن را یك اقدام مثبت اخلاقی بر می شمارند، هر چند بسیاری از كشورها قانون حق امتناع از درمان پزشكی را به رسمیت شناخته اند، ولی تنها در هلند ، بلژیك ، سوئیس و ایالت ارگون امریكا یاری رساندن به بیماری برای طولانی نشدن عمر همراه با درد و رنج طاقت فرسا را تصویب كرده اند.


مخالفان اتانازی معتقدند كه زندگی موهبتی است الهی. هیچ كس حق تصرف در آن را ندارد. این عمل زیر پا گذاشتن ارزش های انسانی است. احتمال برگشت و نجات و یا درمان جدید و یا امدادهای غیبی همیشه وجود دارد. خودكشی و كمك به خودكشی (قرار دادن امكانات و وسایل جهت خودكشی ) جرم است. در واقع معتقدند عدم نجات برابر قتل است. از این رو نمی توان فرد را رها ساخت. شاید با حفظ وضع موجود درمانی جدیدی فراهم شود.

مجوز چنین كاری به پزشك هم داده نشده است. زیرا وظیفه پزشك حفظ جان آدمی است، نه گرفتن جان از او. در هر صورت قانونی كردن اتانازی اختیاری موجب از بین رفتن اعتماد و مسئولیت در حرفه پزشكی و کاهش حساسیت جوامع به مرگ و نهایتا باعث از بین رفتن انسانیت و مسئولیت انسانی و تنوعی از بیماری های اجتماعی می شود و عواقب وخیمی به دنبال خواهد داشت.


 


چکیده دلایل و استدلال های طرفداران اتانازی را می توان در 5 دلیل به شرح زیر بیان کرد:


1- اهمیت انتخاب فرد: در نظام های لیبرال دموکراسی فرد از آزادی و حقوق کامل برخوردار است و می تواند در مورد مرگ و زندگی خود تصمیم بگیرد، بنابراین مراعات دقیق اصول لیبرال دموکراسی و آزادی فردی مقتضی آزادی حق انتخاب مرگ و جایز بودن اتانازی است.


2- کیفیت و شرایط زندگی بیمار:  درد جسمانی بیمار توام با احساس روانی ناخوشایندی که در مورد از دست دادن استقلال و شان خود دارد و خود را طفیل حمایت دیگران (خانواده ، جامعه ،پزشکان و … ) می بیند ، بخصوص در بیماری های خاص و پردرد و نفس گیر که اراده و کنترل ارادی بیمار را بکلی مختل می سازد . موجب رنج مضاعف او می شود، هم وابسته به دیگران است (به لحاظ مالی، جسمانی، روحی، انجام امور شخصی و … ) و هم قادر به کنترل و اداره خویشتن نیست و دائما تحقیر می شود لذا این همه، سبب آزار ورنج و مرگ تدریجی جانکاه و توام با درد مضاعف او می شود و جایز است که او را از این شرایط نامطلوب وکیفیت زندگی طفیلی و تحقیرآمیز رهایی بخشید.


3- تحمیل هزینه های اقتصادی و کمبود منابع انسانی جامعه:  اختصاص دادن تجهیزات بیمارستانی و پرسنل آن و پزشکان و متخصصان برجسته ای که دیگر بیماران و جامعه به وجود آنان نیازمندند و تحمیل هزینه های گزاف برای نگه داشتن چند روز بیشتر بیماران لاعلاج به هیچ روی خردمندانه و به صرفه نیست و موجب هدر رفتن منابع اقتصادی و نیروهای انسانی کارآمد جامعه و طولانی تر شدن لیست انتظار بیماران می شود.


4- فضای روانی وارد بر خود این بیماران:  تحمل این همه درد ، رنج ، فشار و تحمل بیماری درازمدت ، در موارد زیادی برای خود بیمار نیز قابل ادامه نیست بطوری که آرزوی مرگ می کند و مردن را رهایی خود می داند و بسا به خودکشی اقدام کند. بنابراین اتانازی دراین گونه موارد نوعی خلاصی برای این بیماران است تا از فشار درد روحی و جسمی نجات بیابند. (این دلیل در واقع دردو دلیل قبلی منطوی است و می توان آن دو را به گونه ای متضمن این دلیل دانست.)


5- نگاه جامعه شناسانه:  از نظر اجتماعی ، چه بسا خویشاوندان ذی نفع و وارثان بیمار لاعلاج مایل به نگهداری او نباشند زیرا موجب تاخیر در دستیابی به ارث و اموال او می شود. بستگان خونی حق دارند برای مردن بیمارشان تصمیم بگیرند و از پزشک یا تیم پزشکی بخواهند که به حیات او پایان داده و عده ای را از بلاتکلیفی و انتظار یا مشکل پرداخت هزینه های او رها سازند.


 


در مقابل مدافعان ، مخالفان نیز حدود 7 دلیل کلی بیان کرده اند که با اختصار و فشردگی در اینجا در مورد هر یک توضیحی می آوریم:


1- دلیل حرفه ای: یعنی کمک به مرگ بیمار مغایرت با نقش حرفه ای پزشکان ، پرستاران و درمانگران وپرسنل مراکز پزشکی دارد زیرا وظیفه اولیه و اصلی پزشکان ونیز توقع جامعه از ایشان معالجه کردن و شفا دادن و باز گرداندن زندگی به بیماران است نه کشتن آنها. جایزدانستن اتانازی با وظیفه اصلی و حرفه ای پزشکان و نیز با سوگندی که خورده اند (سوگند بقراط) مغایر و مباین است پس باید ممنوع گردد.


2- دلیل اخلاقی: از نظر بعضی مردم ، اتانازی – به خصوص نوع داوطلبانه آن – نوعی خودکشی است و خودکشی به لحاظ اخلاقی قابل توجیه نیست یا حداقل مورد مناقشه جدی است. شکل غیرداوطلبانه آن نیز نوعی آدم کشی است که آن نیز اخلاقا جایز و مقبول نیست. پس یا خودکشی است یا آدمکشی که هر دو اخلاقا مردود است.


3- دلیل الهیاتی: جایز شمردن اتانازی در واقع فتوا به نقض کرامت انسانی است و با قداست، حرمت و ارزش حیات انسانی مغایر است، هر چند بعضی از نحله های مذهبی در پاره ای شرایط خاص آن را جایز دانسته اند (یهودیت ارتودوکس) ولی اغلب عالمان دینی و الهیدانان ادیان آن را گناه و آدم کشی و قتل ناموجه دانسته اند.


4- امکان اجرا: در صورتیکه بیمار به لحاظ ذهنی و روانی معلول و از پا افتاده باشد و قدرت تصمیم گیری و انتخاب نداشته باشد دیگر نمی توان از مرگ داوطلبانه و انتخابی سخن گفت زیرا امکان عملی ندارد و احراز صلاحیت تصمیم گیری بیمار جهت مردن داوطلبانه امری محال و متناقض است. (پیداست که این دلیل فقط شامل رد یک قسم از اتانازی می شود یعنی اتانازی داوطلبانه )


5- احتمال بهبود در آینده نزدیک: اگر دلایلی موجود باشد که طبق آنها ممکن است بیمار به زودی بهبود یابد تنها باید از اقدامات تسلی بخش استفاده کرد و اتانازی را ممنوع دانست. (این دلیل نیز تقریبا مربوط به موارد خاص است و کلیت ندارد)


6- خواسته های خانواده و اقوام: ممکن است که اعضای خانواده، بستگان، دوستان و نزدیکان بیمار ترجیح دهند که برای مدت بیشتری در حضور بیمارشان – ولو با حال وخیم او – باشند و به لحاظ عاطفی، همین احساس حضور او و زنده بودنش تاثیرات روحی قاطعی برای آنها داشته باشد نباید این فرصت را از آنها دریغ داشت. این یک امر انسانی و اخلاقی است که باید به آن احترام گذاشت.


7- رضایت تحت فشار: به فرض که بیمار، خود، مردن را انتخاب کرده باشد و بدان راضی باشد و رضایتش را نیز اعلام کرده باشد، این رضایت که تحت فشار درد و ناراحتی جسمی و روانی است ارزشی ندارد و یک تصمیم عاقلانه و قابل استناد نخواهد بود. گاهی نیز در بعضی کشورها در بعضی بیمارستان ها دیده شده که پرسنل بیمار را برای قبول مرگ ترحمی و اعلام رضایت تحت فشار می گذراند و چنین رضایتی ارزشی ندارد. در حالیکه هزینه کردن بر این نگهداری بیمار می تواند حتی برای پرسنل بیمارستان که مراقبت بیمار را بر عهده دارند ایجاد انگیزه بیشتری بکند تا اینکه با فشار از او رضایت گرفته شود.


 


در دین اسلام اعتقاد بر این است که هنگام بروز مصایب و گرفتاری‌ها خداوند با رحمت خود ما را به صبر دعوت می‌کند بنابراین هیچ انسانی حق ندارد به خاطر درد و رنجی که حتی گاهی از حد تحمل افزون می شود، خودکشی کند، یا دیگران را در کشتن خود شریک کند. اتانازی یا اتونازی اجازه انسان به پزشک برای خلاص کردنش از دردها با مرگ به ظاهر آسان است.

این پدیده در عصر اخیر در کشورهای اروپایی و آمریکایی رواج پیدا کرده و در دیگر کشورها در حال گسترش است. به این شکل افراد مریضی که دچار بیماری های صعب العلاج و یا غیر قابل درمان چون سرطان، ام اس، ایدز و نمونه های آن می شوند ،برای این که از درد و رنج های غیر قابل تحمل خلاص شوند ،به پزشک خود اجازه می دهند تا مرگی آسان برای ایشان رقم زند. این عمل، خلاف اخلاق و وظیفه پزشکی و شریعت و قانون اسلام است. وظیفه پزشک این است که تمام سعی خود را برای معالجه و درمان مریض به کار بندد. علاوه بر این، وجود امدادهای غیبی در درمان نهایی بیمار، امری تجربه شده است.


 


 اُتانازی (Euthanasie)

 


نظرات علمای شیعه در این خصوص به شرح ذیل است:


سؤال: با توجه به اینکه در مواردی مشاهده می ­شود که افراد مبتلا به بیماری­های درمان ناپذیر برای رهایی از زندگی رنج آور خود تقاضا دارند که پزشک با تزریق دارویی زندگی آنها را خاتمه دهد و فرد در آستانه­ مرگ قرار بگیرد و برای رهایی از رنج، در مرگ وی تعجیل شود آیا می­ توان دارو را در اختیار بیمار قرار داد و یا پزشک معالج با هماهنگی بیمار در این زمینه اقدام کند؟


پاسخ آیت الله العظمی فاضل لنکرانی:


«تسریع در مرگ بیمار توسط خودش یا پزشک یا دیگران حرام است که اگر توسط خود فرد انجام شود خودکشی محسوب می­ شود و اگر توسط پزشک انجام شود حکم قتل عمد را دارد و رضایت بیمار تأثیری در حکم ندارد.»


پاسخ آیت الله العظمی مکارم شیرازی:


«قتل انسان جایز نیست حتی از روی ترحم و با اجازه خود مریض و ترس از معالجه منجر به مرگ نیز جایز نیست. دلیل اصلی این مسئله اطلاقات ادله حرمت قتل از آیات و روایات است و همچنین ادله وجوب حفظ نفس است و فلسفۀ آن ممکن است این باشد که چنین اجازه ­ای سبب سوء استفاده ­های فراوان می­ شود و به بهانه­ های واهی قتل از روی ترحّم صورت می­ گیرد و یا افرادی به قصد انتحار و خودکشی از این راه وارد می­ گردند. به علاوه مسائل پزشکی غالباً یقین ­آور نیست و ای بسا افرادی که از حیات آنها مأیوس بوده ­اند و به طور عجیبی از مرگ رهایی یافته­ اند.»


پاسخ آیت الله صانعی:


«نمی­ تواند و حرام است و به منزله قتل کل جامعه می­باشد و موجب قصاص است و باید توجه داشت که رعایت جهات احساساتی در قتل و آدم­ کشی عواقبی بس خطرناک برای جامعه دارد و صرف نظر از آن موجب عذاب شدید اخروی هم خواهد بود و محض رضایت بیمار مجوز قتل صادر نمی­ شود، چون رضایت به حرام و گناه و آدم­کشی بوده و باید به خداپناه برد.


حضرت آیت الله العظمی خامنه ای:


جایز نیست، در صورتی که موجب قتل شود، قصاص یا دیه واجب می گردد.

 آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:


کشتن شخص مذکور با دارو حکم قتل عمد دارد و حرام است و همچنین است حکم در مورد دارو دادن جهت تعجیل در فوت بیمار و رضایت بیمار مجوز قتل نیست و موجب عدم ضمان طبیب نمی شود و تجویز داروی کشنده توسط طبیب ولو مباشر دارو خود بیمار باشد نیز حرام است.


 آیت الله العظمی بهجت(ره):

جایز نیست دیه یا قصاص بر قاتل ثابت است تقاضای مقتول مجوز قتلی نخواهد بود و در صورت وقوع، حکم اعضاء مثل سایر موارد است.


آیت الله العظمی نوری همدانی:

چنین عملی جایز نیست و پزشک معالج ضامن است.