ایران وکیلدر خصوص کردارهای سیاسی نیز، دولت پاتریمونیالی که در سایه ی گفتمان پاتریمونیالیسم سنتی ایران شکل گرفت مبتنی بر اندیشه اقتدار و مرکزیت شاه به عنوان مالک جان و مال مردم و صاحب کل مملکت بود. لطف و قهر شاه اساس سیاست به شمار می رفت و وی به دلخواه خود عطایای خویش را میان اعضاء خانواده و کارگزاران و چاکران خویش توزیع می نمود. الگوی اساسی دولت پاتریمونیالی همان خانواده ی بزرگ شاه بود. با این حال در عمل ویژگی اساسی دولت پاتریمونیال وجود مراکز قدرت پراکنده و چندگانه بوده است. شاه مجبور بود با ایجاد رقابت و توازن میان نیروهای محلی و مراکز قدرت مختلف و فرمانداران متنفذ قدرت خویش را محفوظ بدارد. با ضعف و زوال دولت پاتریمونیال در عصر قاجار تعدد و پراکندگی منابع قدرت افزایش یافت و بواسطه تأثیرات گوناگون نفوذ اروپا طبقات متنفذ و گروه های نفوذ عمده ای پیدا شدند و یا در مواضع قدرت خود استحکام یافتند.


 


به طور خلاصه آنچه در ادبیات مربوطه به عنوان ذات و هویت ایرانی توصیف شده است، در حقیقت فرآورده استیلای گفتمان پاتریمونیالیسم سنتی بوده است. در آن دوران جز نهاد خانواده و مذهب که هر دو اقتدارمدار و پدرسالارانه بودند، مجرای دیگری برای جامعه‌پذیری فرد وجود نداشت و در نتیجه فرهنگ پاتریمونیالیستی مستمراً بوسیله آنها و در رأس آن دو، نهاد دولت، بازتولید می شد. با این حال عناصر فرهنگی از خصلت ماندگاری چشمگیری برخوردارند و تنها به تدریج و در دراز مدت فرسایش می یابند. دلیل بحث از گفتمان پاتریمونیالیسم سنتی در اینجا نیز تداوم عناصر فرهنگ و برخی ابعاد ساختار سیاسی پاتریمونیالیستی است که در درون گفتمان های سیاسی قرن بیستم نیز بازتولید شده اند و بخش عمده ای از درونمایه های آن را تشکیل می دهند.


تهیه کننده: عاطفه کریمی


دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران – حسین بشیریه