هنگام بحران هویت نوجوان غالباً در موارد زیر دچار شک و تردید می شود. اهداف بلند مدت، انتخاب شغل برای آینده، الگوهای رفاقت و انتخاب، میل برای رقابت هدفمند، رفتار و تمایلات جنسی، تشخیص مذهبی، نظام ارزشهای اخلاقی، تغییر گروهی




 


ایران وکیل – از نظر روانشناسی دوره ی نوجوانی و جوانی دورانی است که در آن بحران هویت، بر سازمانهای روانی فرد غالب می شود. بنابراین، نوجوانی و جوانی که تشنه ی هویت خویش است به جستجوی ارزش های گوناگون و گاه متضاد می رود و آن ها را ارزشیابی می کند و در پایان این دوره ی بحرانی، احساسی از هویت برای وی ایجاد می شود. هویت هر فرد برآیندی از هویت واقعی، هویت آرمانی و هویت مورد انتظار است.


هویت واقعی تصویری از خود است که نوجوانان از خویشتن واقعی خود دارند. این تصویر از خود نیز تصوری است که عمدتاً به وسیله والدین و مربیان آن‌ها جهت دهی می شود. بنابراین، هویت واقعی می تواند فرایند شخصیت‌پردازی دوران کودکی باشد که اختصاص به زمان گذشته دارد ولی نقش والدین و مربیان به همین سادگی به پایان نمی رسد بلکه چنین تلاشی برای آینده ی وی است که برای ساختن آن، هزینه و انرژی بسیار صرف شده است. این آینده را که به هویت می انجامد والدین و مربیان به نمایندگی از جامعه در معرضدید نوجوان و جوان قرار می دهند، که هویت مورد انتظار نام دارد. در هویت مورد انتظار، جامعه به نوجوان و جوان می گوید که از او چه می خواهد؟ وی چگونه باشد؟ چه نقشهایی را باید انجام دهد؟ چه نقشهایی را نباید انجام دهد؟ آنچه که باعث شکاف بین نسل جوان و نسلهای قبلی می شود دقیقا زاییده ی تضاد و یا حداقل ناهمخوانی بین هویت آرمانی و هویت مورد انتظار است. در اینجا نوجوان به عنوان یک انسان خود شخصاً به گونه ای فعال از نظر شناختی تصمیم می گیرد که دریچه های نفوذپذیری در برابر این راه و روش را باز بگذارد و یا در برابر کدام یک نفوذ‌ناپذیری نشان دهد که حاصل این انعطاف و سختی های پویا شکل‌گیری شخصیت نجوان و جوان است.


بعضی از سوال ها نیز در دوره ی نوجوانی و جوانی برای افراد ایجاد می شود مانند این سوال که نوجوان از خود می پرسد که مشکل‌دار (ناسازگار) به چه کسی می گویند و این مطلب چه اساس و معیاری دارد؟ اساتید دانشگاهی این طور بیان می کنند که احتمالا موضع‌گیریهای مهمی که در فعالیت های درمان‌گری امروز وجود دارد باید مورد توجه قرار گیرد. مثلا از موضع تحلیل‌گری روان، باید به یک مکانیزم دفاعی فکر کرد و ناسازگاری نوجوان را یک مکانیزم دفاعی دانست.


از موضع رفتارنگری باید به یک مکانیزم دفاعی توجه کرد و ناسازگاری نوجوان را یک مکانیزم دفاعی دانست و نیز باید به تقویت‌کننده‌های مثبت بر فرایند شرطی روی آورد اما از برخورد این دو باید گذشت تا به واقعیت رسید. واقعیت درباره ی سازش‌یافتگی در رفتار، یک پدیده ی زیستی، روانی اجتماعی است. به عبارت دقیقتر، یک پدیده ی زیست‌شناختی – روان‌شناختی – جامعه شناختی است. پس باید متوجه ابعاد مختلف مشکلات سازشی نوجوان به عنوان یک عارضه ی همه گیر بود تا بتوان به بررسی آن پرداخت. در این هنگام است که می توان علاوه بر علت شناسی به یک برنامه ریزی جهت بازپروری یا درمان اساسی روی آورد.


می دانیم که نوجوان و جوان، از نظر عاطفی، کودک یا بزرگسال نیست، موجودی است که در برزخ کودکی از دست رفته با بزرگسالی که نیامده روبروست. او هنوز کودک دیروز است. او به علت عدم تمایز سنی بین دیدگاه خودش که خواهان ساختن و برنامه ریزی برای یک زندگی است و دیدگاه گروهی که در آن موقعیت قرار می گیرد و باید با آن نیز خو بگیرد قرار می گیرد و دگرگون می شود. به عبارت دقیق‌تر خودمیان‌بینی خاص نوجوان را می توان نوعی اعتقاد به رستاخیز دانست و نظریه های او را که نوجوان بر اساس آن ها جهان خارج را مجسم می کند بر فعالیت های اصلا‌ح گرایانه ای مبتنی ساخت.


نوجوان در فرایند تحول از مرحله ای می گذرد که در خلال آن توانایی نامحدود را به فکر خود نسبت می دهد، لذا در سر رویای آینده ای پیروز را می پروراند و ایجاد دگرگونی در جهان خارج را بر اساس فکر خود به صورتی ذهنی ترسیم می کند و به عنوان یک عمل واقعی تغییر‌دهنده ی واقعیت فرض می کند.


در این باره پیاژه اظهار می دارد که هنگامی که ساختهای روانی فرد تغییر می کند و نوجوان به دلیل دستیابی به فکر انتزایی از زوایای مختلف به موضوع می نگرد. هنگام بحران هویت نوجوان غالباً در موارد زیر دچار شک و تردید می شود. اهداف بلند مدت، انتخاب شغل برای آینده، الگوهای رفاقت و انتخاب، میل برای رقابت هدفمند، رفتار و تمایلات جنسی، تشخیص مذهبی، نظام ارزشهای اخلاقی، تغییر گروهی و تعریف مجموعه ای از عناوین یاد شده بالا.


بیشتر بخوانید:


 


تهیه کننده: عاطفه کریمی


منبع: مشکلات نوجوان و جوانی – ابوالقاسم اکبری


پایگاه نیوزی ایران وکیل