در مرحله پیش تولید نقش سه نفر از بقیه مهم تر و برجسته تر است: تهیه کننده، فیلمنامه نویس و کارگردان.


تهیه کننده کسی است که مسئولیت تهیه یک فیلم را از ابتدا تا انتها بر عهده دارد. نقش او بیشتر مالی و تدارکاتی است. نخستین کار تهیه کننده این است که فیلمنامه ای را برای ساختن انتخاب می کند و برای این کار دنبال سرمایه لازم می گردد. پس از یافتن سرمایه، مسئولیت مهم بعدی تهیه کننده، تعیین عوامل فنی و اجرایی لازم برای ساختن فیلم است که شامل کارگردان، فیلمبردار، بازیگران و غیره است.


تهیه کننده ممكن است فرد مستقلی باشد که سعی می کند با در دست داشتن فیلمنامه به سراغ شرکت های تولیدی فیلم برای جلب حمایت مالی برای ساختن فیلم برود یا در استخدام یک استودیوی بزرگ فیلمسازی باشد که از طرف استودیو انتخاب می شود تا عوامل لازم را برای تبدیل فیلمنامه ای که آن استودیو حقوق اش را خریده، پیدا کند.

تهیه کننده مستقیما با کارگردان و فیلمنامه نویس سروکار دارد. در نظام استودیویی فیلمسازی (مثل هالیوود)، معمولا کارگردان را تهیه کننده انتخاب می کند. اگر فیلمنامه نویس خود کارگردان باشد، تهیه کننده بر سر چگونگی تبدیل متن به فیلم وارد گفتگو میشود اما اگر فیلمنامه نویس فرد دیگری باشد، تهیه کننده واسطه بین او و کارگردان خواهد بود.




آرم استودیوی متروگلدوین مایر، یكی از بزرگ ترین استودیوهای تولید فیلم در هالیوود


 


تهیه کننده همچنین مسئولیت کل هزینه های فیلم و تامین مالی و تجهیزاتی آن را به عهده دارد. کار تهیه کننده به مرحله پیش تولید ختم نمی شود و او در تمام مراحل بعدی تا اکران فیلم درگیر است.

او براساس فیلمنامه، برآورد بودجه و هزینه می کند و بر اساس بودجه ای که در اختیار دارد، امكانات و تجهیزات لازم را در اختیار کارگردان و گروه او قرار می دهد.

در سینمای هالیوود و برای پروژه های بزرگ و پرهزینه سینمایی، تهیه کننده های مختلفی وارد عمل می شوند و هر کدام مسئولیت جداگانه ای به عهده می گیرند از جمله: تهیه کننده اداری (مالی) و تهیه کننده اجرایی.


کارگردان کسی است که مسئولیت تبدیل فیلمنامه به فیلم را به عهده دارد. اگر کارگردان نویسنده فیلمنامه باشد، کارش راحت تر است و می داند که فیلمنامه چه می خواهد و در چه زمان و مكان و فضاها و صحنه هایی اتفاق می افتد اما اگر نویسنده فیلمنامه فرد دیگری باشد، کار او اندکی سخت تر است .وظیفه کارگردان در مرحله پیش تولید این است که فیلمنامه را با دقت بخواند و بر مبنای آن دست به انتخاب مكان ها، بازیگران و سبک فیلمبرداری بزند.


در سینمای هالیوود کارگردان نسبت به تهیه کننده اختیار کمتری دارد و نمی تواند آنچنان که دلش می خواهد در انتخاب بازیگران و دیگر عوامل فیلم و حتی مكان ها و امكانات صحنه عمل کند و بیشتر تابع خواست ها و نظرات تهیه کننده (یا تهیه کنندگان) فیلم است.

اما در سینمای اروپا و به طور کلی سینمایی که از نظر مالی استقلال بیشتری دارند، کارگردان قدرت و اختیار قابل توجهی دارد و نه تنها بازیگران و عوامل فیلم را با دقت و بر مبنای تصویری که از آنها در ذهن دارد، انتخاب می کند بلكه کنترل زیادی بر مراحل تولید فیلم و اجرای دلخواه آنها دارد.

در سینمای تجاری ایران نیز امروز بیشتر تهیه کننده ها هستند که نقش مهمی در روند ساخته شدن فیلم ایفا می کنند. این آنها هستند که بازیگران را انتخاب می کنند و حتیفیلمنامه و ماجراهای داستانی را نیز به سلیقه خود تغییر می دهند و کارگردان نمی تواند مانع از این کار آنها شود چرا که سرمایه فیلم در دست آنهاست و آنها به راحتی می توانند او را کنار گذاشته و فرد دیگری را جایگزین او کنند.


 


در مرحله تولید، این کارگردان است که نقش اصلی را به عهده می گیرد. کارگردان مسئول دکوپاژ (تقطیع) فیلمنامه و نظارت کامل بر مراحل فیلمبرداری و هدایت بازیگران فیلم است.

نقش کارگردان تا آن اندازه در تولید یک فیلم مهم است که برخی از کارگردان ها به عنوان کارگردان مولف شناخته می شوند، یعنی کسی که یک فیلم را تماما خلق کرده و از ایده به اجرا درآورده است. کارگردانانی مثل آلفرد هیچكاک، هوارد هاوکز، اینگمار برگمن، لوئیس بونوئل و جان فورد در تاریخ سینما به عنوان کارگردانان مولف شناخته می شوند.

کارگردان نه تنها وظیفه اش تبدیل فیلمنامه به متنی آماده برای فیلمبرداری است بلكه اوست که باید جای دقیق دوربین و حرکت های آن، و جای بازیگران و ورود و خروج آنها از صحنه را تعیین کند.




 


یكی از اصلی ترین وظایف کارگردان، رهبری و هدایت بازیگران است. اوست که براساس تعریفی که فیلمنامه نویس از یک شخصیت کرده، از بازیگران می خواهد آن نقش را عینا و به درستی ایفا کنند. کارگردان ها معمولا وقت زیادی را برای توضیح یک ژست یا حرکت سینمایی یا نحوه بیان یک دیالوگ برای هنرپیشه ها صرف می کنند.


بازیگران، گروهی از افرادی اند که در نقش شخصیت های فیلمنامه ظاهر می شوند و برخلاف کارگردان و بقیه عوامل که در پشت دوربین قرار دارند، در برابر دوربین قرار می گیرند.

بازیگران عمدتا دو دسته اند: حرفه ای و غیر حرفه ای (آماتور).

بازیگران حرفه ای خود به چند دسته تقسیم می شوند: بازیگران نقش های اصلی یا ستاره های سینما، بازیگران نقش های فرعی (مكمل) و سیاهی لشكرها (افراد ناشناسی که در برخی صحنه های شلوغ و پرجمعیت فیلم در برابر دوربین ظاهر می شوند).


بعضی از کارگردان ها، کاشف برخی از بازیگران بزرگ سینما محسوب می شوند مثلا الیا کازان کارگردان بزرگ سینمای آمریكا که در اصل اهل ترکیه بود، مارلون براندو را وارد سینما کرد و یا آکیرا کوروساوا کارگردان نامدار ژاپنی و سازنده فیلم مشهور هفت سامورایی ، توشیرو میفونه بازیگر برجسته ژاپنی را برای اولین بار در فیلم هایی بازی گرفت.

در ایران نیز مسعود کیمیایی معرف بازیگران معروفی چون بهروز وثوقی، فریبرز عرب نیا، هدیه تهرانی و بسیاری دیگر بوده است. همین طور ابراهیم گلستان و داریوش مهرجویی که برای اولین بار بسیاری از بازیگران تئاتر یا رادیو ایران مثل جمشید مشایخی، اکبر مشكین، پرویز فنی زاده، تاجی احمدی، عزت الله انتظامی، علی نصیریان، خسرو شكیبایی و بسیاری دیگر را وارد سینما کردند.




مسعود کیمیایی


 


در طول دوره فیلمبرداری، کارگردان علاوه بر فیلمبردار و صدابردار و بازیگران، با عوامل دیگری مثل دستیار (دستیاران کارگردان)، طراح صحنه و طراح لباس نیز سرکار دارد.

وظیفه تمرین با بازیگران و سیاهی لشكرها نیز به عهده دستیار کارگردان است.

در مرحله تولید یک فیلم سینمایی، معمولا گروه زیادی از افراد در پست های مختلف انجام وظیفه می کنند: گروه فیلمبرداری زیر نظر مدیر فیلمبرداری و گروه صدابرداری زیر نظر مدیر صدابرداری، گروه دکور و طراحی صحنه، گروه لباس و گریم و همین طور گروه جلوه های ویژه که مسئولیت انجام تروکاژهای سینمایی یا جلوه های تصویری و صوتی فیلم را به عهده دارند. اما همه این افراد و گروه ها زیر نظر فردی به نام کارگردان و تحت دستورها و راهنمایی های او عمل می کنند.


 


بعد از فیلمبرداری یک فیلم، مراحل بعد از تولید فرا می رسد.

نخستین مرحله پس از تولید، تدوین یا مونتاژ (کلمه ای فرانسوی و معادل همان تدوین است) یک فیلم به وسیله فردی به نام تدوین گر یا مونتور است.

تدوین گر نیز گاهی می تواند خود کارگردان فیلم باشد. برخی از کارگردان های سینما تدوین کارهای خود را خود انجام می دهند و دوست ندارند، نماهای فیلم هایی را که گرفته اند به دست فرد دیگری بدهند. برای مثال، گریفیث (استاد بزرگ سینمای صامت و سازنده فیلم های تولد یک ملت و تعصب ) و سیسیل به دومیل کارگردان بزرگ سینمای کلاسیک آمریكا (کارگردان ده فرمان )، معمولا فیلم های خود را خود مونتاژ می کردند یا برادران کوئن در آمریكا (سازنده فیلم هایی مثل آه برادر کجایی؟ و مردی که آنجا نبود ) همه فیلم های خود را خودشان مونتاژ کرده اند. در ایران نیز بهرام بیضایی از جمله کارگردان هایی است که معمولا فیلم های خود را خود تدوین کرده است. در سینمای روسیه، کارگردان های بزرگی مثل سرگئی آیزنشتاین و پودوفكین، نه تنها خود تدوین گر فیلم هایشان بودند بلكه با این کار نظریه های جدیدی در زمینه مونتاژ در سینما ارائه کردند که هنوز معتبرند.

برخی از کارگردان های سینما نیز ترجیح می دهند با یک نفر به عنوان تدوین گر کار کنند. مثلا بیشتر فیلم های مارتین اسكورسیزی را تلما شوماکر و فیلم های کلینت ایستوود را جوئل کاکس تدوین کرده اند.

در سینمای ایران نیز، ناصر تقوایی معمولا با تدوین گری به نام عباس گنجوی و داریوش مهرجویی با تدوین گری به نام حسن حسندوست فیلم های خود را تدوین کرده اند.


فیلم های فیلمبرداری شده را «راش» می گویند. تدوین گر، فیلم های فیلمبرداری شده را که در لابراتوار ظاهر و چاپ شده اند (این قسمت مربوط به فیلم های سینمایی است که با نگاتیو فیلمبرداری می شوند نه به صورت ویدئویی و یا دیجیتال. چون در نوع دوم فیلم ها نیازی به لابراتوار و ظهور و چاپ ندارند و بعد از فیلمبرداری آماده تدوین اند) تحویل می گیرد و براساس خط داستانی فیلمنامه آن هم را کنار هم می چیند.

نقش کارگردان در این مرحله نیز اهمیت فراوان دارد. او باید کنار تدوین گر در اتاق تدوین بنشیند و در مورد نحوه چیدن تصاویر و صحنه ها با او مشورت کند و ایده های خود را دقیقا به او منتقل کند. در واقع تدوین گر کسی است که باید ایده های کارگردان را به بهترین شكل در اتاق تدوین پیاده کند.


علاوه بر تدوین گر، نقش فردی به نام آهنگساز فیلم نیز در مرحله پس از تولید مطرح است. برخی کارگردان ها در فیلم هایشان از موسیقی استفاده نمی کنند. مثلا فیلمسازی مثل عباس کیارستمی علاقه ای به استفاده از موسیقی برای فیلم هایش ندارد اما موسیقی برای فیلمسازی مثل آلفرد هیچكاک عنصر بسیاری مهمی است و نقش و اهمیت تعیین کننده ای در فیلم هایش دارد.

میكلوش روژا، جری گلداسمیت، نینو روتا، موریس ژار، جان باری، برنارد هرمن، میكیس تئودوراکیس از آهنگسازان بزرگ سینمای جهان به حساب می آیند . در سینمای ایران نیز آهنگسازان برجسته ای مثل مرتضی حنانه، احمد پژمان، اسفندیار منفرد زاده، مجید انتظامی و فریدون ناصری برای فیلم های مهمی موسیقی ساخته اند. آهنگساز، معمولا موسیقی فیلم را براساس تم اصلی و موضوع فیلم و حال و هوا و فضاهای آن می سازد. بر این اساس موسیقی یک فیلم ترسناک با موسیقی یک فیلم کمدی یا جنگی بسیار متفاوت است. 




علی‌حسین بیات زرندی مطلق، بابک بیات ، آهنگساز فیلم ایرانی بود.


 


تدوین گر موسیقی ای را که آهنگساز برای فیلم ساخته، به همراه صداهای دیگر از جمله دیالوگ ها و افكت های صوتی روی فیلم می گذارد و نسخه نهایی فیلم را تحویل کارگردان می دهد.


بعد از آماده شدن نسخه نهایی فیلم و تایید کارگردان و تهیه کننده، وظیفه کارگردان دیگر تقریبا به پایان می رسد و دوباره نوبت به تهیه کننده فیلم است که آن را برای نمایش به جشنواره های سینمایی بفرستد یا برای پخش در بازار و نمایش بر پرده سینماها، در اختیار یک پخش کننده فیلم قرار دهد.


پخش کننده فیلم، معمولا شرکت یا موسسه ای است که وظیفه فروش فیلم و تبلیغات آن را در سطح داخلی و جهانی به عهده می گیرد. او برای فیلم پوستر، بروشور و مواد تبلیغاتی درست می کند و آن را در اختیار مطبوعات و رسانه ها قرار می دهد و برای فروش فیلم از آنها استفاده می کند.


مهم ترین هدف و خواست یک تهیه کننده و پخش کننده این است که فیلمشان در سطح وسیعی در سینماها به نمایش درآید و برای همین تلاش می کنند با استفاده ازتبلیغات تماشاگران بیشتری را تشویق به دیدن فیلم کنند.در این مرحله دعوت ازمنتقدان سینمایی برای تماشای فیلم در یک نمایش اختصاصی و ویژه، بسیار موثر است. نقدهای مثبتی که منتقدان بر آن فیلم می نویسند می تواند نقش موثری در فروش فیلم داشته باشد و همین طور برعكس.

حداقل خواست تهیه کننده و سرمایه گذاران فیلم این است که فیلم اگر سود نمی کند، هزینه خود را برگرداند.


فروش یک فیلم به مسائل زیادی بستگی دارد. نام کارگردان فیلم و بازیگران آن از همه مهم تر است. اگر کارگردانی شهرت نداشته باشد و بازیگران فیلم هم سرشناس نباشند، کار تهیه کننده و پخش کننده برای فروش آن فیلم بسیار سخت تر خواهد بود. داستان و فیلمنامه نیز نقش مهمی در فروش فیلم دارند. داستان های گیرا با زمینه های کمدی و خانوادگی، معمولا تماشاگران بیشتری را به سینما می کشانند، در مقابل فیلم هایی که موضوع های تلخ و غم انگیز را به تصویر کشیده اند و یا کارگردان های آنها روی جنبه های هنری فیلم بیشتر از جنبه های تجاری و جذاب آن توجه کرده اند، شانس کمتری برای جلب مخاطب به سینما و تماشای فیلم شان را دارند.

فروش فیلم تنها منحصر به پرده سینما نیست. امروزه راه های متنوعی برای فروش یک فیلم وجود دارد از جمله پخش آن از شبكه های تلویزیونی و ماهواره ای و یا فروش آن ها به شرکت های پخش ویدئویی به صورت دی وی دی یا دیسک و یا پخش و فروش فیلم ها از طریق آنلاین.


 


 


بیشتر بخوانید:


برای ورود به سینما از کجا شروع کنیم؟ (قسمت اول)


برای ورود به سینما از کجا شروع کنیم؟ (قسمت دوم)