بر طبق اعلام یونیسف چنانچه مشکلات کودکان در زمینه ی بی عدالتی تا سال ۲۰۳۰ حل نشود ۱۶۷ میلیون کودک در فقر زندگی خواهند نمود، در بین سال های ۲۰۱۶ تا ۲۰۳۰ در حدود ۶۹ میلیون کودک زیر ۵ سال خواهند مُرد و ۶۰ میلیون کودک در مقطع ابتدایی از چرخه ی تحصیل خارج می شوند.


بر اساس تعاریف کودکان کار و خیابان به کلیه ی کودکان زیر ۱۸ سال اطلاق می شود که ممکن است در معرض آسیب های اجتماعی نظیر مصرف مواد اعتیادآور، انواع خشونت های خانوادگی و اجتماعی، ابتلا به بیماری های جسمی و … قرار داشته باشند اما برخی از آنها نیز ممکن است متحمل هیچگونه آسیبی در سطح خیابان نشوند و یا مورد خشونت قرار نگیرند. این کودکان به دلایلی نظیر مشکلات مالی خانواده، بیماری والدین و فقدان درآمد مکفی، تامین امکانات تحصیلی، اجبار والدین، فقر و مشکلات مالی، خشونت‌های خانگی و آزارهای جسمی، روانی و جنسی مجبور به کار و حضور در خیابان می شوند. در حال حاضر میلیون ها کودک در سراسر جهان بخشی یا تمام وقت خود را در خیابان سپری نموده و خیابان محل کسب کار آنهاست.


کودکان خیابانی در کشورهای مختلف اصطلاح ویژه خود را دارند. در انگلستان به آنها Street children، در آمریکا Street Kids و در ایتالیا Children of tunnels بچه های تونل (مترو) می گویند. برخی از صاحبنظران معتقدند که واژه کودکان خیابانی در دهه 1980 برای تشریح کودکانی به کار رفت که اکثر اوقات خود را خیابان ها با مشاغل مختلف سپری می کردند. 


طبق تعریف یونیسف کودکان زیر 18 سال که عمده وقت خود را بدون سرپرستی و نظارت بزرگسالان به مشاغل رده پایین می گذرانند، کودکان خیابانی خوانده می شوند. در سال 1997 یونیسف تعریف دیگری از کودکان خیابانی ارائه کرد که بر اساس آن کودکان خیابانی به کودکانی گفته می شد که در شهرهای بزرگ برای ادامه زندگی خود مجبور به کار یا زندگی در خیابان بودند. البته نقدی بر این تعریف وارد می باشد، زیرا که کودکانی در خیابان هستند که به اختیار خود در خیابان کار می کنند نه زندگی؛ ولی قسمت عمده ای از وقت آنها در خیابان سپری می شود.


به طور کلی می توان گفت کودکان خیابانی به افراد زیر سن 18 سال اطلاق می شود که که به صورت فردی و یا گروهی برای امرار معاش مجبور به انجام کار در خیابان ها می باشند.


سازمان جهانی بهداشت، کودکان خیابانی را به 4 گروه مختلف دسته بندی کرده است:


۱. کودکانی که در خیابان ها زندگی می کنند و اولین نگرانی آن ها زنده ماندن و داشتن سرپناه است.


۲. کودکانی که از خانواده ی خود جدا شده اند و موقتا در مأمنی مانند خانه های متروک و سایر ساختمان ها، پناه گاه ها و سرپناه ها زندگی می کنند و یا از منزل یک دوست به منزل دوست دیگر می روند.


۳. کودکانی که تماس با خانواده ی خود را حفظ می کنند ولی به علت فقر، پرجمعیت بودن خانواده و یا سوء استفاده ی جنسی و جسمی از آنان در بعضی شب ها و اکثر ساعات روز، در خیابان ها به سر می برند.


۴. کودکانی که در مراکز ویژه نگه داری می شوند اما قبلا در وضعیت بی خانمانی به سر می برده اند و در معرض خطر برگشت به همان وضعیت هستند.


 




 


1- عوامل اجتماعی


الف) فقر و عدم‌ توزیع عادلانه ثروت:


کشورهای در حال توسعه که براساس شاخص‌های فقر انسانی از نظر توانایی بقا، آموزش‌ و‌پرورش و استانداردهای زندگی در پایین ‌تر از حد مقیاس قرار دارند، بیشترین تعداد کودکان خیابانی را به‌خود اختصاص می‌ دهند. افزایش بی‌ خانمانی در کشورهای صنعتی نیز حکایت از فقر و نابرابری در دستیابی به امکانات موجود در جامعه دارد. براساس آمار یونیسف از هر کودک در بعضی از کشورهای صنعتی بیش از یک نفر در خانواده‌های زیر خط فقر زندگی می ‌کنند.


ب) عدم ‌سیاست‌ گذاری دولت‌ها در زمینه کنترل جمعیت:


ما چنین تجربه ناخوشایندی را در ایران داشته ‌ایم. ‌جمعیت ایران در فاصله زمانی40سال بیش از 3برابر افزایش داشت. جمعیت 19میلیون نفری ایران در سال1335 در سال1375 به بیش از 60 میلیون نفر افزایش داشت. میزان رشد جمعیت در دهه‌های مذکور بالاترین نرخ‌های رشد جمعیت در جهان بوده است.


ج) سیاست ‌گذاری نادرست دولت‌ها به ‌ویژه در رسیدن به تکنولوژی اتمی یا نظامی:


این سیاست‌ گذاری منجر به کاهش خدمات اجتماعی یا رفاهی می‌‌ شود. با بررسی نظام ‌های سیاسی کشور‌های دارای کودکان خیابانی درمی‌ یابیم که اغلب دولت‌های این کشورها، دولت سیاسی محسوب می ‌شوند نه دولت‌ های رفاهی. هدایت سرمایه‌های جامعه به سوی طرح ‌های نظامی و اتمی به‌ خصوص در کشورهای در حال توسعه می ‌تواند با کاهش خدمات رفاهی همراه شود.


د) بی‌ تفاوتی نسبت به اشتغال کودکان و عادی شدن کار کودکان در جامعه


ه) بحران‌های اقتصادی و اجتماعی مثل فروپاشی بلوک شرق


و) جنگ یا اغتشاشات داخلی


ز) مهاجرت ‌های ملی( درون مرزی). در ایران جنگ به تأثیر‌پذیری جامعه از سنتی به صنعتی و مهاجرت‌های ناشی از آن دامن زد.


ن) مهاجرت‌ های بین ‌المللی به ‌خصوص در ایران مهاجرت افغان ‌ها مهم‌ ترین جنبه مهاجرت‌ های بین‌ المللی و پیوند آن با خیابانی شدن کودکان محسوب می‌ شود.


2- عوامل خانوادگی


علاوه بر فقر اقتصادی خانواده موارد زیر به ‌عنوان عوامل خانوادگی مؤثر بر خیابانی شدن کودکان اشاره دارد: جمعیت زیاد، بی ‌سوادی یا کم سوادی خانواده، فوت یا جدایی والدین، ازدواج مجدد آنان و روابط نامشروع( این مورد در آفریقا بسیار شایع است)، معلولیت، بیماری یا معلولیت والدین، اعتیاد والدین، بزهکار بودن یکی از اعضای خانواده، درگیری و وجود بحث‌ های مداوم والدین با یکدیگر، کودک آزاری( آزار جنسی، هیجانی- عاطفی، غفلت و عدم ‌مراقبت)، سختگیری نسبت به کودکان و رها کردن آنها در خیابان به ‌ویژه تأثیر عمده در کارتن خواب شدن کودکان دارد.


خانواده‌ های دچار تشنج از مهم ‌ترین عوامل خیابانی شدن کودکان هستند. کودکی که در خانواده فقیر زندگی می ‌کند، به ناچار باید برای بقای خود و خانواده‌‌اش در خیابان به سختی کار کند و کودکی که در خانواد‌ه‌ای به سر می‌ برد که به‌ دلیل عدم‌ امنیت و عشق و محبت دچار تشنج است، زندگی خیابانی را با وجود وضعیت دشوار آن بر چنین وضعیتی ‌ترجیح می ‌دهد.


کودکان خیابانی معمولا در خیابان به سر می ‌برند. آنها برای احساس امنیت بیشتر به کسانی روی می‌ آورند که تجربه خیابانی بودن را دارند. این کودکان از حمایت خانواده در خیابان بی ‌بهره‌اند از این ‌رو به گروه‌های خیابانی می‌ پیوندند و در این گروه‌ها معنویت خود را جست‌ وجو می‌ کنند و کودک به ‌تدریج با ارزش‌ها، هنجارها و اخلاق خیابانی آشنا می ‌شود.


این کودکان طرز لباس پوشیدن ویژه‌ای دارند. هرچه کودک کم سن‌ تر باشد، ژولیده‌ تر و کثیف ‌تر است زیرا مردم معمولا به کودکان آراسته و تمیز کمک نمی ‌کنند. آنها به مرور زمان لهجه خیابانی را می ‌آموزند. این زبان وسیله ‌ای برای ارتباط با سایر کودکان کارتن خواب است که به مرور حتی در برقراری ارتباط با سایر افراد جامعه نیز به کار می‌ رود.


 




 


1-    مشكلات اجتماعی


  • فقر و بی سوادی: كودكان خیابانی با خطر از دست دادن امكانات اساسی هم چون بهداشت و آموزش برای برخورداری از یك زندگی سالم روبرو هستند.

  • تبعیض و فقدان منابع قابل دسترسی: برنامه ریزان اجتماعی هنگام برنامه ریزی و طراحی برنامه ها، نیازها و مشكلاتی نظیر وضعیت اشتغال كودكان خیابانی را در نظر نمی گیرند و برنامه های مداخله ای مناسبی برای تسهیل دسترسی آنها به خدمات اجتماعی طراحی نمی كنند.

  • خشونت محیطی: خیابان محیطی ناایمن است كه احتمال سوء‌ استفاده و آزار كودك در آن بالاست.

  • برچسب خوردن: جامعه معمولا به كودكان خیابانی به عنوان كودكان دشواری می نگرد كه عامل بروز مشكلات بسیاری در سطح جامعه اند. اغلب مردم گمان می كنند كودكان خیابانی افرادی غیر قابل كنترل و خشن اند كه به سوء مصرف مواد و یا فروش مواد مخدر می پردازند، ‌پایبند مسائل اخلاقی نبوده و تمام توانایی خود را برای عشق ورزی و مهربانی از دست داده و گرایشات شورش گرانه دارند. در نتیجه نسبت به وضعیت رقت بار این گروه از كودكان احساس همدلی نمی كنند و همین نگرش منفی می تواند موجب عدم توجه و حقوق و حمایت از این كودكان درجامعه شود.


2-    مشكلات جسمی


  • عدم تغذیه مناسب: با این كه بعضی از كودكان خیابانی قادر به تامین غذای كافی برای خوردن هستند، اما از رژیم غذایی مناسب برخوردار نبوده و همین امر منجر به سوء تغذیه، ‌كم خونی و كمبود ویتامین در آنها می گردد.

  • جراحات: نظیر جراحت های ارادی شامل( جراحت های ناشی از خودزنی در مواقع مستی و یا افسردگی) و یا جراحت های ناخواسته مثل استفاده از ابزاری كه برای بزرگسالان طراحی شده است.

  • مشكلات جنسی و بهداشت باروری:‌ با آنكه مشكلات جنسی وعدم رعایت بهداشت باروری، ‌پسران و دختران خیابانی را تحت تاثیر قرار می دهد اما دختران خیابانی در برابر آزار جسمی و جنسی و سوء ‌استفاده آسیب پذیرترند. مشكلات بهداشت جنسی و باروری ناخواسته شامل بیماری های منتقله از طریق جنسی نظیر ایدز و بیماری های مقاربتی، ‌حاملگی های ناخواسته وسقط جنین ناایمن می باشد.

  • مشكلات بهداشتی: بیماری هایی نظیر سل، ‌مشكلات پوستی، ‌دهان و دندان و بیماری های انگلی كه در صورت وجود تسهیلات درمانی به سادگی قابل درمان است، ‌میان كودكان خیابانی شایع است.


3- مشکلات روانی


  •  گذشته پرفشار: بسیاری از موقعیت ها و حوادثی كه موجب رانده شدن این كودكان به خیابان می شود( فجایع طبیعی و غیر طبیعی، سوء ‌استفاده و بهره كشی، ‌تعارضات خانوادگی و غیره) تاثیرات مداومی بر زندگی آنها خواهد داشت و موجب می شود كودكی كه بر اثر تعارضات و مشكلات خانوادگی به خیابان روی آورده است تا سال های متمادی از حمایت مادی و معنوی والدین خود محروم بماند تا جایی كه حتی در بزرگسالی و پس از اینكه دارای فرزند شد، خود و فرزندش نیز از حمایت نسل قبلی بی بهره خواهند ماند و همین امر اثر زیادی در شرایط زندگی آنان می گذارد.

  • سبك زندگی موقتی( خانه به دوشی): ‌كودكان خیابانی در برخی مناطق، ‌غالبا از یك منطقه شهری به منطقه دیگر و یا از شهری به شهر دیگر در حال مهاجرت اند. این مهاجرت گاه بر حسب میل و گاه اجباری( برای پنهان شدن از دست پلیس و غیره) صورت می گیرد. همین سبك زندگی منجر به بروز مشكلاتی نظیر انزوای اجتماعی، تنهایی و اختلال در ایجاد دلبستگی های عاطفی نسبت به افراد خاص می گردد.

  • بهداشت روانی: كودكان خیابان كه فشارهای روانی بسیاری را تجربه می كنند در مقابل ابتلا به اختلالات روانی و یادگیری آسیب پذیرترند و این درحالی است كه آنها مراقبت وحمایت لازم روانی را دریافت نمی دارند.

  • سوء مصرف مواد: ‌بسیاری از كودكان خیابانی به مصرف مواد مخدر و روان گردان روی می آورند و همین رویكرد منجر به مصرف بیش از حد مواد، ‌افزایش احتمالی بروز حوادث ناشی از مصرف مواد، خشونت، ‌حاملگی ناخواسته و برقراری ارتباط جنسی ناایمن می گردد.


انتهای پیام