آشنایی زدایی یا defamiliarization اصطلاحی عمدتاً مورد استفاده منتقدان ادبی فرمالیست، از جمله ویکتور اشکلوفسکی، رومان یاکوبسون و دیگر اعضای حلقه های فرمالیستی شورویایی و چک در دهه های بیست و سی. از نظر این منتقدان، کارکرد اصلی زبان شاعرانه آشنایی زدایی از شیوه های به‌هنجار (روزمره یا معمول) ادراک ما است




 


ایران وکیل –  آشنایی زدایی یا defamiliarization اصطلاحی عمدتاً مورد استفاده منتقدان ادبی فرمالیست، از جمله ویکتور اشکلوفسکی، رومان یاکوبسون و دیگر اعضای حلقه های فرمالیستی شورویایی و چک در دهه های بیست و سی. از نظر این منتقدان، کارکرد اصلی زبان شاعرانه آشنایی زدایی از شیوه های به‌هنجار (روزمره یا معمول) ادراک ما است. این کار با استفاده از طیف گسترده‌یی از تمهیدات به لحاظ زبانی نا‌به‌هنجار – استعاره و کنایه، نمادگرایی، قافیه، ضرباهنگ، وزن و الگوسازی های پیچیده ی آوایی و معنایی – و به منظور جلب توجه بیش تر ما به خود آن تمهیدات و نیز به امکانات نویافته ی تجربه‌یی که در جهت ارائه‌ی آن عمل می کنند، صورت می گیرد.


این ایده به دقیق‌ترین وجهی در واژه ی روسی  ostranenie یا غریب گردانی نمود می یابد. شلی نیز هنگامی که از توان شعر برای خلق دنیایی تازه از راه زدودن حجاب آشنائیت – رویه ی واکنش معمول و خود به خودی – که چنان تاثیر مهلکی بر اذهان و احساسات ما گذاشته سخن می گفت در واقع مدعای مشابهی را مطرح می کرد. به نظر اشکلوفسکی این ایده به همان اندازه که استلزاماتی زیبایی‌شناسانه یا ادبی داشت حائز استلزاماتی اخلاقی نیز بود. امر آشنا امری بود که همه ی حیاتی ترین تجارب ما، از خواندن شعرها و رمان ها گرفته تا خوردن، پوشیدن، دوستی، ازدواج، درگیری سیاسی، و در واقع درک کلی ما از خویشتن و – دیگران – به عنوان موجوداتی زنده و نه جزء مقولات عمومی (عرفی) را ضایع کرده و از بین می برد. و شعر می توانست با افشای تمهید یعنی، از راه توان خویش برای برجسته سازی و نوسازی ذخائر زبانی که به واسطه ی کاربرد قراردادی ظاهر یکدستی یافته، به ایستادگی در برابر این فرایند یاری کند.


در این جا همگرایی هایی میان این اصطلاح و بیگانه‌گردانی یی که برتولت برشت درام نویس آن را به عنوان وسیله یی برای تکان دادن تماشاگر و بیرون بردن او از حیطه ی عادات ذهنی انفعالی، خودخواهانه، یا بورژوایی مطرح کرده به چشم می خورد. همچنین می توان همانند دقیق – هرچند کم‌تر متداولی – با این ایده را در آثار منتقد علناً اخلاق پروری چون اف.آر.لیویس یافت. لیولیس در جستارهای اش در باب شعر – به ویژه درباره شکسپیر، دان و کیتس – پیوسته بر پیوند میان زبان در وجه خلاقانه – کاوش‌گرانه اش و آن شیوه های ادراک تشدید یا احیاشده یی که یک واکنش بسنده (پخته و حساس) را شکل می دهند تاکید می کند. این که لیویس نظریه ی ادبی را به عنوان انحراف زیان باری از پیشینه ی بایسته ی منتقد کنار گذاشت، خود می تواند سرنخی برای کشف علت این امر باشد که چرا برخی نظریه پردازان – از جمله ی مهم ترین آنان پل دودمان – به سهم خود کل این شیوه ی تفکر را نوعی فریب محاکاتی عوامانه یا یک ایدئولوژی سراسر زیبایی‌شناسانه به شمار آورده اند.


تهیه کننده: عاطفه کریمی


منبع:فرهنگ اندیشه انتقادی از روشنگری تا پسامدرنیته


پایگاه نیوزی ایران وکیل