دروغ در وافع سخن و مطلبی است که مطابق با واقع و حقیقت نیست یعنی بین آنچه که توسط فرد بیان می شود و آنچه در جهان خارج وجود دارد رابطه ای منطقی و صحیحی وجود ندارد




 


ایران وکیلدروغگویی مانند سایر اختلال های روانی و عاطفی از مسایل کوچکی شروع می شود که ریشه ی آن را باید در خانواده جستجو کرد. چنانچه این اختلال به موقع شناسایی نشود به یک بیماری روحی تبدیل می شود که مشکلات فراوانی برای آینده ی فرد به بار می آورد که علاوه بر خود شخص، به دیگران نیز آسیب می رساند. دروغگویی عامل اصلی فسادهای دیگر نیز می تواند باشد. به عبارت دیگر دروغگویی کلید ورود به فسادهای دیگر است؛ که اکثر اولیا از چنین وضعی شکایت دارند، زیرا دروغ را نیز مانند سایر انحرافات اخلاقی زشت می دانند.


دروغگویی کودکان و نوجوانان قبلاً از آنکه جدی باشد ریشه در فریب و تظاهر دارد، چون کودکان و نوجوانان می خواهند با فرار از حقیقت به نوعی از خود دفاع کنند. مانند نوجوانی که در هنگام بازی توپش به شیشه می خورد، شیشه را می شکند و از ترس تنبیه شدن به انحراف واقعیت می پردازد و سعی می کند دیگران را مقصر کند. انگیزه این عمل برای نجات یافتن از تنبیه است.


درباره کشف انگیزه دروغگویی باید به دقت به رفتار دروغ کودک و نوجوان اندیشید، ممکن است انگیزه خودنمایی، به دست آوردن چیزی، جلب نظر دیگران، نشان دادن قدرت و یا از روی ضعف باشد.


دروغگویی در نوجوانان و جوانان ممکن است در اثر تقلید از بزرگسالان و تربیت غلط باشد. زیرا مشاهده ی دروغگویی از دوران کودکی در خانواده و اجتماع شکل گرفته است. پیاژه می گوید: وقتی کودک خردسال اسباب و اثاثیه شکستنی را در دسترس خود می یابد آن ها را می شکند و به هم می زند، در این موقع مادر مجبور است تمام شکستنی ها را از دسترس او بردارد تا شکسته نشود. دروغ نیز همین طور است، اگر اسباب و ابزار آن را از دسترس کودک برداشتید نیازی به دروغ گفتن پیدا نمی کند. گاهی نیز دروغگویی برای سرپوش گذاشتن بر خطاها و اشتباهاتی است که نوجوانان اغلب به علت کم تجربه بودن، مرتکب می شوند و گاه ممکن است جهت بزرگ جلوه دادن خود و لاف زدن در قسمت های مختلف فعالیت های اجتماعی از قبیل: ورزش، زورآزمایی و یا فرار از مجازات و جریمه شدن از سوی خانواده و مدرسه صورت می گیرد.


داشتن توقع بیش از حد چه از کودک و چه نوجوان و جوان زمینه را برای ارتکاب آنها به دروغگویی مهیا می سازد. استمرار چنین عملی به صورت عادی و نوعی عدم تعادل رفتاری در وی ظاهر می شود و رفته رفته شخصیت او را شکل می دهد. اینجاست که دروغ حوادث و مشکلاتی را در پی دارد، زیرا ممکن است همراه با تهمت های گوناگون، تهمت هتک ناموس و تجاوز به صورت شفاهی و یا به صورت کتبی و فرستادن نامه ای بدون امضاء باشد که باعث گسیختگی خانواده می شود و یا به طور کلی نظم و تعادل مدرسه و اجتماع را به هم می زند.


 




 


دروغ برای کودک یک نوع فرار از حقیقت است. اگر او خود را در اجتماع خانوادگی فرد محترمی بداند و آزادی عمل داشته باشد، دلیلی ندارد با دروغ به خانواده‌اش خیانت کند. کودک با سختگیری های زیاد و با کتک خوردن از افراد خانواده فاصله می گیرد و از آن ها دور می شود؛ زیرا می بیند که اگر راست بگوید تنبیه می شود. عواطف و احساسات والدین، دوستی او لگدمال می شود و چه بسا ممکن است که برای تأمین غذای روزانه دست به دزدی هم بزند. گرفتن آزادی کودک و محدود ساختن او، در کشیده شدن آن ها به فساد تأثیر به‌سزایی دارد. از این رو دروغگویی را نوعی بیماری تلقی نموده اند که فرد بدون داشتن نیازی از روی عادت به تحریف واقعیات می پردازد.


دروغ عبارت است از یک عمل روانی – اجتماعی مانند تلفظ شفاهی یا غیرشفاهی که با آن فرد سعی می کند به طور کم و بیش عمدی، ایمان نامشابه به آنچه که سازنده ی آن به حقیقت اش مومن است در ذهن دیگران وارد کند. دروغ معمولاً بیانی خلاف واقع و یا کتمان یک واقعیت است . دروغ یک عمل روانی – اجتماعی است که فرد، کم و بیش به طور عمدی سعی می کند ایمان یا گفتار یا عمل نادرست را در ذهن دیگران درست و حقیقی جلوه دهد.


دروغ در واقع سخن و مطلبی است که مطابق با واقع و حقیقت نیست یعنی بین آنچه که توسط فرد بیان می شود و آنچه در جهان خارج وجود دارد رابطه ای منطقی و صحیحی وجود ندارد.


 




 


از سن 5 یا 6 سالگی به بعد افراد از نظر رشد ذهنی به مرحله ای می رسند که به تدریج می توانند حرف راست را از دروغ تشخیص دهند. از این دوره به بعد صفت دروغگویی در بعضی از افراد شکل می گیرد و گاهی بر اثر شدت زیاد به شکل بیماری در می آید که قسمتی از شخصیت نوجوان و جوان را تشکیل می دهد.


تهیه کننده عاطفه کریمی


منبع: مشکلات نوجوان و جوانی – ابوالقاسم اکبری


پایگاه نیوزی ایران وکیل