از نظر شلایر ماخر فهم عبارت است از تجربه ی دوباره ی اعمال و فعالیت های ذهنیِ مولف. به عبارتی گوینده یا مولف جمله ای می سازد و شنونده در ساختارهای آن جمله و آن تفکر رسوخ می کند. یعنی زبان واسطه ی رسوخ در روان مولف می شود و ذهنیت و نیت او را مکشوف می کند


ایران وکیل – شلایر ماخر را بنیانگذار علم هرمنوتیک نوین دانسته اند. دیلتای درباره او می گوید: شلایر ماخر کانت هرمنوتیک است. وی همچون رمانتیک ها، هرمنوتیک را از سنخ روش شناسی(متدولوژی) می دانست. وی هرمنوتیک را از روش فهم متون مقدس به روش فهم مطلق متون ادبی تبدیل کرد. به عقیده ی او هرمنوتیک روشی است است برای پرهیز سوءفهم؛ سوءفهمی که از فاصله ی زمانی میان مفسر و متن، و از تأثیرگذاری تاریخ و سنت و فرهنگ، بر روی مفسر سرچشمه می گیرد؛ و این تأثیرگذاری است که موجب تحمیل ذهنیت مفسر بر متن می شود. حال هرمنوتیک با ارائه ی قواعد فهمیدن و تفسیر، از این خطا و سوء برداشت ممانعت می نماید و ما را به نیت و ذهنیت واقعی مولف نزدیک می کند. موقعیت فهم و تفسیر، موقعیتِ یک نسبت همسخنانه است. شنونده، مجموعه ای از کلماتِ صرف را می شنود و ناگهان با عملی اسرارآمیز می تواند معنای آنها را به طور حدسی کشف کند. این عمل اسرارآمیز و حتی حدسی، عمل هرمنوتیکی است. جایگاه حقیقی علم هرمنوتیک نیز درست همین جا است؛ چرا که هرمنوتیک یا علم تأویل می خواهد مانع از برداشت ها و تأویلها و تفسیرهای غلط باشد. پس علم هرمنوتیک، فن و راه و رسم درست شنیدن است.


از نظر شلایر ماخر فهم عبارت است از تجربه ی دوباره ی اعمال و فعالیت های ذهنیِ مولف. به عبارتی گوینده یا مولف جمله ای می سازد و شنونده در ساختارهای آن جمله و آن تفکر رسوخ می کند. یعنی زبان واسطه ی رسوخ در روان مولف می شود و ذهنیت و نیت او را مکشوف می کند. بنابراین، نظریه ی هرمنوتیکی شلایر ماخر حول دو محور می چرخد:


اول: فهم دستوری (گرامری) متن، یا به عبارتی فهمِ زبان‌شناختی. در این محور، مفسر بایستی انواع عبارت و صورتهای زبانیِ آن فرهنگی که مولف در آن زندگی کرده است را نیک بشناسد. دوم: فهم روان شناختیِ ذهنیت مولف، یا فهم فنی و تکنیکالِ روحیات او. پس به نظر شلایر ماخر، تفسیر هم با تکلم و زبان مولف و هم با تفکر و روان او سروکار خواهد داشت.


در این دو محور، وامدار بودن شلایر ماخر به متفکران رمانتیک به خوبی پیداست؛ به عقیده ی آنها هر حالت خاصی از بیان، ضرورتاً بازتاب یک روح فرهنگیِ گسترده است. به عقیده ی شلایر ماخر نیز برای یک تفسیر صحیح هم باید به ذهنیت خصوصی مولف نقب زد، و هم بایستی به بافت و زمینه ی فرهنگی و تاریخی او آگاه بود. به همین خاطر مفسر در پرتو آگاهی از آن بافت فرهنگیِ گسترده که مولف نسبت به آن شناخت خودآگاهانه ای نداشته است، می تواند حتی متن را به نحوی ژرفتر از خود مولف دریابد. وی معتقد است، سوال از معنا و مفهوم یک متن، می تواند به دو طریق مطرح شود: نخست این که، مولف از این متن چه قصد کرده است؟ و دوم این که، این متن برای مخاطب و شنونده چه معنایی می دهد؟ وی در مورد مخاطبان غیر معاصر با گوینده می گوید، مخاطب باید فکر مولف را بازسازی کند. هر چند گوینده و شنونده به دو فرهنگ و دو عصر مختلف مربوطند، اما اگر شنونده ی غیر معاصر بتواند از زندگی و آثار گوینده معرف کافی کسب کند، می تواند به نحوی و تا اندازه ای خود را در موقعیت او بگذارد، و فکر او را دوباره ایجاد کند.


بیشتر بخوانید:


 


تهیه کننده: عاطفه کریمی


منبع: فرهنگ واژه‌ها: عبدالرسول بیات


پایگاه نیوزی ایران وکیل