آنچه یک زن را در معرض آسیب قرار می‌دهد، در زنان بی‌سرپرست افغانستان بسیار زیاد است. جوان بودن، نداشتن مهارت کافی در کار بیرون از خانه، ناآشنایی با محیط‌های کاری بیرونی، سرپرستی از اطفال خود


بنا به نوشته روزنامه اطلاعات روز افغانستان در جامعهای که هیچ حادثهای قابل پیشبینی نیست و هر روز انتحار، جنگ، وضعیت بد ایمنی در کار و مریضی و غیره جان اکثراً مردان خانواده را تهدید میکند، در این جامعه با آنکه آمار دقیقی وجود ندارد اما به تعداد خانوادههای بیسرپرست افزوده میشود.  در اين جامعه زندگی كردن بدون سايه يك مرد سختتر است و اين زنان سرپرست خانواده بايد فشارهای زيادتری را در زندگی تحمل كنند.


به نوشته این روزنامه زنان بیسرپرست به طور کلی به زنانی گفته میشود که برای مدت طولانی هیچ سرپرست مردی آنها را حمایت نکند و در کنارشان نباشد. این زنان مشکلات عدیدهای را تجربه خواهند کرد. به خصوص در جامعۀ سنتی و مردسالاری مانند افغانستان که همه چیز معطوف به مرد است. از گرفتن تذکره برای فرزندان و زنان گرفته تا موارد بالاتر و بزرگتر.


  زنانی كه از داشتن سرپرست محروماند، مجبورند تا خود به امرار معاش بپردازند. این افراد به خاطر داشتن مهارت كم، و همچنان زنبودن از درآمد بسيار كمی برخوردار می شوند. آنها به دليل اينكه ممكن است زود ازدواج كرده باشند و همچنين به دليل ديدی كه جامعه و خانوادهها نسبت به زنان دارند، از داشتن سواد و مهارت محروم باشند كه اين ضعف می تواند براي اين زنان مشكلاتی را به بار بياورد. زنان به دليل اينكه از نظر فيزيكی داراي قدرت كمتری هستند نمی تواند به كارهای سنگين بپردازند. بسياری از آنها هم كه به دليل مجبوريت به اين كارها می پردازند دچار مشكلات و بيماری می شوند و صدمات جبرانناپذيری را بر آنها وارد می كند.

در ادامه این روزنامه می نویسد: آنچه یک زن را در معرض آسیب قرار میدهد، در زنان بیسرپرست افغانستان بسیار زیاد است. جوان بودن، نداشتن مهارت کافی در کار بیرون از خانه، ناآشنایی با محیطهای کاری بیرونی، سرپرستی از اطفال خود. این عوامل در بسیاری موارد زنان را مجبور به کارهایی میکند که باعث صدمه به خود زن و جامعه میشود.


 


میتوان به مشکلات اقتصادی به عنوان مهمترین مشکل برای زنان بی سرپرست اشاره کرد. زنانی که ممکن است تمام عمر خود را در خانه و به تربیت فرزندان گذرانده باشد ناگهان با حادثهای روبهرو میشود که سرپرست او یعنی مرد خانوادهاش را از او میگیرد. در این شرایط با توجه به اکثر زندگی افراد در جامعه میتوان دریافت که بسیاری از زنان که بیسرپرست میشوند هیچ پشتوانۀ مالی ندارند و به گفتۀ عامه مردم در میدان خدا تک و تنها میمانند. در این وضعیت زنی که نه مهارت کافی دارد و نه هیچ تجربهای از جامعه مجبور میشود تا به دنبال کار بگردد تا بتواند زندگی روزمرۀ خود و فرزندانش را بگذراند.

مشکلات اقتصادی اولین و مهمترین مشکل این خانوادهها است. در بسیاری موارد همین مشکل میتواند زمینهساز مشکلات دیگر برای این خانوادهها شود. وضعیت بد اقتصادی باعث میشود که این خانوادهها بسیار آسیبپذیر شوند.

مسألۀ فقر اقتصادی این خانوادهها خواه ناخواه تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم در اجتماع دارد. فرزندان این خانواده با مسائلی مانند کار اطفال در وظایف خطرناک و غیر رسمی مانند دزدی، کارشاقه، و محرومیت از تحصیل درگیر خواهد بودند.

به خاطر اینکه در این خانوادهها مادران بیشتر با مسائل اقتصادی درگیر هستند و در بیرون از خانه کار میکنند به مشکلات دیگر کمتر میپردازند. همین کمکاری باعث به وجود آمد مشکلات بعدی خواهد شد. مشکلاتی مانند تربیت بد فرزندان، رسیدگی نکردن به آموزش اطفال زمینه را برای مشکلات بزرگتر فراهم میکند.

اطلاعات روز می افزاید: علاوه بر این مسائل در جامعهای که زنان در هیچ مکانی ایمن از حرف و نگاه مردان نیست این زنان آسیب بیشتری خواهند دید. آنها با پیشنهادات زیادی روبهرو خواهند شد. مزاحمتهای مردان و سخت بودن کار در بیرون از خانه در بسیاری موارد باعث میشود که زنان تصمیمهای غلط و نامناسبی را اتخاذ کنند. مثل ازدواج با مردان کهنسال یا مردانی که لیاقت سرپرستی یک خانواده را ندارند.

دید جامعه نسبت به زنان بیسرپرست همواره منفی است و با یک نگاه بیاعتماد به این زنان نگریسته میشود. این زنان حتی از دید زنان دیگر به عنوان یک تهدید برای زندگیشان نگریسته میشود که این دیدگاه بین زنان بیسرپرست و دیگران فاصله ایجاد کرده و باعث قطع رابطه با آنان میشود.

دیگر اینکه مردان متأهلی در جامعه وجود دارند که میخواهند از این زنان سو استفاده کنند. در این میان زنانی که دارای فرزند نیز هستند با مشکلات فراوانتری روبهرو هستند. در صورتی که کسی حاضر به ازدواج با این زنان باشد مشکل داشتن فرزند و سرپرستی از آنان مشغلۀ دیگری است که باید به آن رسیدگی شود.


 


بسیاری از این زنان تا آخر عمر مجرد زندگی میکنند تا بتوانند از فرزندانشان مراقبت کنند و در کنار آنان باشند. یا اینکه مجبور به ازدواج با کسانی میشوند که خود را میراثدار این کودکان میدانند. در بسیاری موارد زن مجبور میشود با برادر شوهر یا حتی پسر کاکای شوهر مرحومش ازدواج کند تا بتواند در کنار فرزندانش زندگی کند. در بسیاری موارد فرزندان به عنوان یک آلۀ فشار استفاده میشود تا زن را مجبور کنند که با فردی که مدنظر خانواده شوهر است ازدواج کند.

در مواردی که زن طلاق گرفته نیز این مشکل وجود دارد که حتی اگر شوهر خانم معتاد باشد یا مفقودالاثر این خانوادۀ شوهر است که در مورد اطفال تصمیم میگیرند و زن اگر فرزندانش را به هر نحوی پیش خود نگهدارد نمیتواند به طور قانونی برای آنها تذکره یا پاسپورت بگیرد و این خلأ در قانون اساسی دردسرهای زیادی را برای زنان بیسرپرست ایجاد میکند.

روزنامه اطلاعات روز در یادداشت خود خواستار فرهنگ سازی درباره تغییر دیدگاه نسبت به زنان سرپرست خانواده در افغانستان شده است.


انتهای پیام