زبان بدن چیست؟ 


با نزدیک شدن به پایان قرن بیستم شاهد پیدایش نوعی جامعه شناسی جدید هستیم، جامعه شناسی غیر کلامی.


برخلاف عده ای که معتقد اند مطالعه ی زبان بدن چیزی نیست جز یک روش دیگر استثمار مردم، علاقه مندان به این رشته تلاش می کنند با آموختن در مورد رفتار و کردار همنوعان خود گامی در جهت شناخت بهتر خویش بردارند و بدین ترتیب روابط خود را با دیگران بهبود بخشند.


چارلی چاپلین و بسیاری دیگر از هنرپیشگان فیلم های صامت پیشگامان فنون ارتباط غیر کلامی بوده اند.


آلبرت مهرابیان، پژوهشگر در زمینه زبان بدن، به این نتیجه رسیده است که تاثیر کلی یک پیام، 7 درصد کلامی (فقط به صورت کلام) و 38 درصد صوتی (شامل تن صدا، نوسان صدا و دیگر عوامل صوتی) و 55 درصد غیر کلامی است.


اغلب پژوهشگران کلا بر این عقیده اند که ارتباط کلامی عمدتا جهت تبادل اطلاعات مورد استفاده قرار میگیرد حال آنکه ارتباط غیر کلامی جهت تبادل حالات میان فردی و در برخی موارد به عنوان بدلی برای پیام های غیر کلامی به کار گرفته می شود.


هنگامی که فردی را «هوشمند» یا «با فراست» قلمداد می کنیم، به توانایی او در درک رفتارهای غیر کلامی دیگران و مقایسه ی این ها با علائم کلامی اشاره نموده ایم. به عبارت دیگر زمانی که می گوییم «احساس می کنم او به من دروغ گفته» منظور این است که حرکات بدن او با گفتارش مغایر بوده است. سخنرانان حرفه ای این را «آگاهی حضار » یا «برقراری ارتباط با یک گروه» نامیده اند.


زنان در این زمینه به طور کلی هوشمندتر از مردان می باشند؛ از این رو است که آن ها معروف به داشتن «حس شهودی» شده اند. زنان در درک رفتارهای غیر کلامی توانایی ذاتی دارند. کما اینکه در مشاهده ی جزئیات نیز تیزبین می باشند. به همین دلیل عده ی مردانی که بتوانند به همسران خود دروغ بگویند، زیاد نیست.


اغلب حرکات و اشارات ارتباطات اساسی در همه جای دنیا یکسان است. مثل زمانی که مردم خوشحال اند و لبخند میزنند، یا زمانی که ناراحت یا عصبانی هستند و اخم می کنند. 


با این حال همانگونه که ارتباط کلامی در فرهنگ های گوناگون متفاوت است، ارتباط غیر کلامی نیز تا حدودی متفاوت است. در حالی که نوعی علامت در یک فرهنگ خاص شاید بسیار رایج و دارای تعبیری بسیار واضح باشد، در فرهنگی دیگر شاید بی معنی و یا حتی به معنایی کاملا متضاد باشد. به عنوان مثال می توان به تعبیرهای فرهنگی و معنی های ضمنی سه نوع از علائم بسیار رایج دست اشاره نمود؛ علامت حلقه، علامت شست دست، علامت «V» .


علامت حلقه (O.K)


در اوایل قرن 19، این علامت در آمریکا و ظاهرا توسط روزنامه نگارانی که در آن زمان استفاده از حروف اول هر کلمه را برای مختصر کردن عبارات معمولی مد نموده اند، رواج پیدا کرد. نظرات متعددی در خصوص اینکه «O.K» حروف اول چه کلماتی است ابراز شده اما شاید منشا دقیق آن را هرگز ندانیم. با این حال به نظر می رسد که علامت حلقه نمایانگر حرف «O» از «OK» باشد.




O.K همه چیز روبه راهه


استفاده از عبارت «OK» در همه ی کشورهای انگلیسی زبان رایج است و با اینکه خیلی سریع به کشورهای اروپایی و آسیایی نیز گسترش یافته، در بعضی جاها معنی متفاوتی دارد. به عنوان مثال، در فرانسه به معنی «صفر» یا پوچ نیز هست و در ژاپن می تواند به معنی «پول» باشد. در بعضی کشورهای مدیترانه ای، علامت ماتحت است و اغلب برای فهماندن اینکه مردی همجنس باز است به کار می رود. بنابراین مسافرانی که به خارج سفر می کنند، بهتر است در هر کشور، از علائم همان فرهنگ پیروی کنند. این کار می تواند از ایجاد موقعیت های ناخوشایند جلوگیری کند. قانون امن این است که «هنگامی که در رم هستید، مانند رمی ها عمل کنید.»


علامت شست دست


در کشورهای بریتانیا و استرالیا و زلاندنو، دارای 3 معنی است؛ 


  1. برای توقف اتومبیل ها توسط مفت سواران؛

  2. به عنوان علامت «Ok» به این معنا که « همه چیز روبه راهه»؛

  3. به عنوان یک علامت توهین آمیز.




 


در بعضی کشورها مانند یونان، معنی اصلی آن «برو پی کارت» است؛ بنابراین می توان تصور کرد هنگامی که توریست استرالیایی از این علامت برای نگه داشتن اتومبیل ها در آن کشور استفاده میکند، در چه وضعیت ناجوری قرار می گیرد! زمانی که ایتالیایی ها اقدام به شمارش یک تا پنج می نمایند، این علامت را به معنی « یک» و انگشت سبابه را به معنی « دو» به کار می برند، در حالی که اکثر استرالیایی ها و آمریکایی ها و انگلیسی ها، از انگشت سبابه برای شماره ی «یک» و از انگشت وسطی برای شماره ی «دو» استفاده می کنند. در این صورت انگشت شست اشاره معنی «پنج» دارد. همچنین انگشت شست در ترکیب با سایر اشارات به عنوان قدرت و برتری استفاده می شود. 


علامت «V»


این علامت در سراسر ایتالیا و زناندنو و بریتانیای کبیر شهرت و تعبیر توهین آمیزی دارد. وینستون چرچیل البته علامت «V» را برای «Victory» به معنی پیروزی در طول جنگ جهانی دوم استفاده و رایج نمود، اما در مدل مورد استفاده ی وی کف دست کاملا آشکار بود. در تعبیر توهین آمیز آن، کف دست رو به خود سخنگو می باشد. البته در اکثر نقاط اروپا حتی در صورتی که کف دست رو به سخنگو باشد، هنوز معنی پیروزی را میدهد؛ بنابراین وقتی یک انگلیسی از آن برای توهین کردن به یک اروپایی استفاده می کند، حیرت وی را در اینکه به کدام پیروزی اشاره می کند، بر می انگیزد. این علامت در خیلی از نقاط اروپا به معنی شماره ی دو نیز می باشد و اگر اروپایی که به او توهین شده متصدی بار باشد، عکس العمل او در مقابل انگلیسی یا استرالیایی ارائه ی دو لیوان آبجو خواهد بود.




 


این مثال ها حاکی از آن است که برداشت های اشتباه از حرکات و اشارات می تواند موجب ناراحتی افراد شود و اینکه همیشه قبل از نتیجه گیری از حرکات یا ایما و اشارات یک فرد، باید زمینه ی فرهنگی او را در نظر گرفت. 


نگرشی کلی به مجموع علائم


یکی از اشتباهات جدی برای مبتدیان در زمینه ی یادگیری زبان بدن، تعبیر کردن تنها یک اشاره ی بدنی بی توجه به سایر اشارات یا سایر موقعیت ها است. به عنوان مثال، سر خاراندن می تواند چند معنی داشته باشد، از جمله شوره ی سر، کک، عرق کردن، عدم اطمینان، فراموش کاری یا دروغگویی که بستگی به سایر اشارات مورد استفاده در همان زمان دارد، بنابراین برای تعبیر صحیح باید همیشه به مجموع اشارات توجه کنیم.


همانند سایر زبان های رایج،«زبان بدن» دارای کلمات و جملات و علائم سجاوندی می باشد. هر اشاره مانند یک کلمه ی جداگانه است و هر کلمه شاید دارای چندین معنی متفاوت باششد. تنها با قراردادن کلمه در یک جمله که دارای کلمات دیگر است، می توان به طور کامل معنی آن را درک نمود.


اشارات به شکل جملات خود را نمایان می سازند و همواره احساسات یا رفتارهای حقیقی یک فرد را مشخص می کنند. یک شخص هوشیار فردی است که قادر به تعبیر و تفسیر جملات غیر کلامی باشد و آن ها را به طور دقیق با جملات کلامی یک شخص هماهنگ کند.


تصویر زیر نشانگر یک نمونه ی رایج از یک سری اشاره می باشد.




 


اشاره ی اصلی، علامت دست روی صورت است که انگشت سبابه به سمت بالا (روی گونه) قرار گرفته، در حالی که انگشت دیگری دهان را پوشش داده و انگشت شست تکیه گاهی برای چانه فراهم کرده است. این حقیقت که شنونده از سخنگو انتقاد دارد، به واسطه ی روی هم قرار دادن پاهایش و دستی که روی سینه قرار گرفته (تدافعی)، در حالی که سر و چانه به سمت پایین است (تهاجمی) استنباط می شود. این «جمله» غیر کلامی حاکی از چنین تعبیری است: «من از حرفت خوشم نمی آید و با تو مخالفم»


 


تهیه کننده: شیوا ترابی


زبان بدن: راهنمای تعبیر حرکات بدن – آلن پیز


پایگاه نیوزی ایران وکیل