صمد برای آنان که به اسطوره او باور داشتند، پس از مرگ نیز به زندگی ادامه داد. در این دوره، اسطوره صمد با بازتولید روانی شگرفی اجزای جامعه را به یکدیگر پیوند می داد. در اندیشه اسطوره‌ای «موثر بودن» به معنی داشتن «وجود واقعی» است


صمد بهرنگی اسطوره آزادی قربانی شده

 


صمد بهرنگی اسطوره آزادی قربانی شده


در همان زمان، شاملو، شاعر بزرگ ایران، متأثر از ذهن اسطوره ساز جامعه درباره صمد این چنین می نویسد: این که جامعه روشنفکری ما از قوم و خویشی با صمد دم می زند مطلبی دیگر است، اما اگر به حقیقت احترام می گذاریم، حق است که صمد از ما نیست. حق است که او را در شمار وارستگان بی مرگ بشماریم، حتی اگر در گرماگرم جوانی به آب سرد ارس نمیرفت، عمر نوح می کرد و به مرگ طبیعی در می گذشت…و آیا به راستی در زمانه ای که در شهرهای پرناز و نعمت، فکر و هنر و خلاقیت را به گرانترین قیمت ها می توان فروخت و از رهگذر این چنین کسب پربرکتی به نعمت ها و قدرت ها و امنیت های حسرت‌انگیز می توان رسید، عمر و جوانی بی بازگشت را بی دریغ به کوه و صحرا ریختن و بار تعهدی کمرشکن را بر شانه های ضعیف خویش کشیدن و با فریب و ریا در افتادن و یک پا چارق و یک پا گیوه، کولی‌وار، آواره کوه و صحرا شدن و به نان خشکی ساختن و خورجینی از کتاب بر دوش، از کوه و صحرا شدن و به نان خشکی ساختن و خورجینی از کتاب بر دوش، از کوره‌دهی به کوره‌دهی رفتن و زندگی را وقف تعلیم کودکان دیه های دور افتاده کردن و به قول جلال وجدان بیدار یک فرهنگ تبعیدی شدن، تن دادن به شکنجه ای نیست که از زخم شمشیر و نیزه برداشتن و به خاک هلاک افتادن – حتی اگر به دفاع از حقانیت خویش باشد – بسی تلخ‌تر است؟ و آباد زندگیی از این دست، هرچه درازتر بگذرد تلخی بیشتری نمی چشاند؟


بدون تردید چیره‌دستی شاملو در جان‌بخشی به واژگان مرده، چهره‌ای فرهمند از صمد به دست داده است. او دروغ نمی گوید و رویا نیز نمی بافد. زیرا در ناخودآگاه خویش سیاوش را پشت سر اسطوره صمد می بیند. اسطوره، ظهور و تجلی یک «تو» را تداوم می بخشد. از این رو، خیال‌پردازی اسطوره به هیچ وجه استعاری نیست. اسطوره لباس نوعی اندیشه است. اما این نوع اندیشه از تخیل جدایی‌ناپذیر است و فرمی را عرضه می کند که در آن تجربه به آگاهی رسیده است. اسطوره، جامعیت و روشنی بیان یک نظریه علمی ندارد و هر چند ملموس و مدعی است و اعتبارش خدشه‌ناپذیر، اما این اعتبار تنها از سوی معتقدان به آن شناخته و پذیرفته می شود و تاب تحمل سنجش انتقادی را ندارد. از این رو، هرگونه سنجش انتقادی برای شکستن حریم اسطوره، درافتادن با واقعبت‌های تاریخی یک ملت است.


صمد برای آنان که به اسطوره او باور داشتند، پس از مرگ نیز به زندگی ادامه داد. در این دوره، اسطوره صمد با بازتولید روانی شگرفی اجزای جامعه را به یکدیگر پیوند می داد. در اندیشه اسطوره‌ای «موثر بودن» به معنی داشتن «وجود واقعی» است. این امر که بازمانده هنوز هم از طریق عواطف عشق، ترس و مانند اینها با شخص مرده در ارتباط است فقط می تواند این طور بیان و تبیین شود که شخص مرده باقی است. بینش تحلیلی که اندیشه تجربی را به پیش می برد میان علایم حیات و میان مرگ و میان دلایل وجود تجربیشان تمایز قائل است. ادراک شهودی اسطوره با چنین تمایزاتی نااشناست و فقط «موثر بودن» را دلیل بر «وجود داشتن» می داند. در شهود اسطوره‌ای، وجود جسمانی در لحظه مرگ به طور ناگهانی شکسته نمی شود.


محمود دولت‌آبادی نیز به ساز و کار دیگری از ساخت اسطوره که بی مرگی است اشاره می کندو می گوید« با این همه آیا صمد مرده است؟ من چنین نمی پندارم. زیرا می دانم که مردم ما پاره های شریف صمد و امثال او را در قلب خود و در رفتار و کردار خود زنده نگاه خواهند داشت.


آنان که صمد را در دل، رفتار و کردار خود زنده نگاه داشتند، انسان هایی زخم خورده بودند که در دهه های 40 و 50 از قدرت بهره ای نداشتند. روشنفکران، ناراضی از این که اندیشه و رای آن ها به پشیزی خریده نمی شد، احساس درماندگی می کردند. توده مردم که از ثروت مادی بهره ای نمی بردند، زیر فشار طبقاتی، درگیر عقده های زیستی بودند. جامعه ایران، همچون زنی خودفروش بود که نفتش را می دوشیدند و به شیوه های گوناگون تحقیر و سرکوبش می کردند. این احساس به ویژه پس از کودتای 28 مرداد تشدید شد و گونه ای خودآگاهی ملی در پیوند با موضوع نفت پدید آمد. کمابیش همه لایه های جامعه ایران، حتی آن‌ها که از منافع مادی نفتی بهره می بردند، می دانستند که سهم اصلی این ثروت زمینی به شرکت های چند ملیتی و در برگشتی دوباره به شکل جنگ‌افزار و یا کارخانه و صنعت به خود آن‌ها بازگردانده می شود.


در همان دوران، یکی از روشنفکران، ایرانیان را به جنبش اسطوره‌سازی صمد فرا خواند: صمد در زندگی جویای حقیقت و دانش بود. او در راه وصول به این هدف همه کوشش و نیروی خود را به کار می گرفت، هرکدام از کتاب های صمد یک نوع از زندگی امروزی را نشان می دهد. چنانکه در عروسک سخنگو می گوید«… تو ما را از خواب خرگوشی نجات دادی…» اگر می خواهیم خاطره صمد را زنده نگه داریم، سعی کنیم بسان او جویای دانش و حقیقت باشیم، صمد به مردم و سرزمین خود عشق می ورزید و آنها را در حد پرستش دوست می داشت، اگر می خواهیم خاطره صمد را زنده نگه داریم، سعی کنیم از رهسپاران راه پر افتخار او باشیم.


بیشتر بخوانید:


صمد بهرنگی اسطوره آزادی قربانی شده (قسمت اول)


صمد بهرنگی اسطوره آزادی قربانی شده (قسمت دوم)


 


تهیه کننده: عاطفه کریمی


منبع: صمد ساختار یک اسطوره- محمدهادی محمدی – علی عباسی


پایگاه نیوزی ایران وکیل