تعریف طبقه متوسط سنتی در ایران


اساساً طبقه ی متوسط سنتی به گروهی اطلاق می شود که به واسطه ی اصول اعتقادی و منافع اقتصادی خواهان حفظ وضع موجود می باشند و هرگونه تغییر در وضع موجود و گسترش نوگرایی را تهدید کننده ی سنت های مورد اعتقاد و منافع خود تلقی می کنند.


طبقه متوسط سنتی یکی از موثرترین نیروهای اجتماعی در ایران است که در همه منازعات اجتماعی و سیاسی ایرانیان در بیش از یکصد سال گذشته حضور داشته است، لذا بررسی تاریخی ساختار اجتماعی – اقتصادی و فرهنگی این طبقه نقش مهمی در فهم چگونگی شکل گیری و اهداف جنبش های سیاسی و اجتماعی ایران دارد.


به طور کلی طبقه ی متوسط سنتی را می توان به دو طبقه ی بازاریان و روحانیان تقسیم کرد. این دو گروه به دلیل تشابهات اعتقادی و سیاسی و همچنین پیوندهای اقتصادی، همواره به عنوان مؤثرترین و مهمترین طبقات اجتماعی سنتی مطرح بوده اند که در تمامی جنبش های سیاسی و اجتماعی از حمایت یکدیگر برخوردار بوده اند. با بررسی طبقات اجتماعی در دوران ایران باستان می توان مشاهده کرد که به لحاظ تاریخی در فرهنگ سیاسی این دوران بازرگانان، کشاورزان و شبانان از جمله قشرهایی بودند که از نظر اجتماعی جایگاه بالایی نداشتند. اما در دوره اسلامی و به ویژه در دوره ی شکوفایی تمدن اسلامی که موجب رونق تجارت و شهرنشینی شد، بازرگانان و پیشه وران از اهمیت بیشتری برخوردار شدند.


بازاریان


از همان آغاز یکی از ویژگیهای اساسی بازارها تشکل بازاریان در انجمنهای صنفی بود که صاحبان حرفه ها را در خود متشکل می کرد و وظایف اجتماعی وسیعی بر عهده آنان می نهاد. کسبه، پیشه وران (صاحبان کارگاهها) و تجار طبقه متوسط صاحب مال را تشکیل می دادند و از آنجایی که بسیاری از اعضای این طبقه مساجد، بازار، مکتبها، مدارس علوم دینی، تکیه ها و سایر موسسات خیریه مانند وقفها را تامین مالی می کردند، لذا با علما و روحانیون پیوستگی داشتند و اغلب این پیوندها از طریق ازدواج تحکیم می شد. به طوری که بسیاری از سادات و روحانیون حتی مجتهدین با تجار بازار پیوندهای خانوادگی داشتند.


در‌ دوره صـفویه، خـصوصا در عصر شاه‌عباس اول که تجارت کالاهای ارزشمند مثل ابریشم، مروارید‌ و فیروزه در انحصار شاه بود، روسای اصناف نیز از طرف شاه انتخاب می‌شدند.‌ این‌ امر‌ ازیک‌طرف نشان‌دهنده اهمیت بازار برای دربار و ازسوی‌دیگر نـشان‌دهنده مـیل شاه بـه کنترل بازار‌ بود.‌ اما زمانی‌که شاه ضعیف می‌شد و قدرت کنترل و تضمین امنیت بازار را‌ از‌ دست‌ می‌داد، بازار زیـر نفوذ روحانیت قرار می‌گرفت و مجتهدین که معمولا نیروهای غیروابسته به حـکومت‌ بـودند،‌ بـا اصناف و کسبه پیوند تنگاتنگی برقرار می‌کردند. اصناف با پرداخت خمس،‌ زکات‌ و سهم امام، هزینه مدارس علوم دیـنی ‌ ‌و مـساجد و تکایا را تامین می‌کردند و در‌ صورت‌ اجحاف‌ دربار به بازار، علما عَلَم استقلال و اعتراض عـلیه دربـار را بـرمی‌افراشتند‌ و به‌عنوان رقیبی که قادر بود بازار را به تعطیلی بکشاند و توده‌ها را به اعتراض وادارد،‌ در‌ برابر نظام حـکومتی می‌ایستادند. اما چنانچه شاه قوی بود و می‌توانست امنیت‌ تجارت‌ را تامین کند و مالیات عـادلانه را‌ به‌ اجرا‌ گذارد، بـازار تـرجیح می‌داد مستقیما با حکام‌ محلی‌ دست‌نشانده شاه و یا حتی با خود دربار مذاکره کند و دراین‌صورت سطح‌ مناسبات‌ بازار با مجتهدین، در حد‌ تکالیف‌ و امور‌ شرعیه‌ باقی‌ می‌ماند.


بیشتر بخوانید:


بازاریان به عنوان بخش مهمی از طبقه ی متوسط سنتی از ویژگی های پایایی برخوردار بودند که پایبندی به سنت و مذهب به ویژه مذهب شیعه، نزدیکی به علما و مخالفت با نفوذ بیگانگان از مهمترین مشخص های آنها می باشد. این مشخصه ها موجب شده بود تا آنها به منظور حفظ منافع خود در حوزه های اجتماعی و اقتصادی خواهان اصرار به حفظ وضع موجود بوده و مخالف ورود اندیشه ای مدرن در حوزه های مذکور باشند. در حوزه سیاسی نیز همراهی آنها با اندیشه های جدید به منظور تحدید قدرت مطلقه ی حکومت بود که می توانست تدوام بخش منافع آنها باشد. این طبقه هم به واسطه ی تشابه های اعتقادی و هم به دلیل منافع مشترک اقتصادی همواره با روحانیت پیوندی نزدیک داشتند و همواره در جنبش های اجتماعی و سیاسی ایران، از حمایت و پشتیبانی روحانیت برخوردار بودند. جنبش تنباکو و انقلاب مشروطیت از اولین جنبش هایی بودند که طبقه ی متوسط سنتی در آنها نقش قابل ملاحظه ای داشتند.


جنبش تنباکو از اولین جنبش هایی بود که در آن ائتلاف بازاریان و روحانیان توانست شاه را به عقب نشینی از تصمیم خود وادار کند. زیرا قراداد تنباکو به شکل مستقیمی منافع بازاریان را تهدید می کرد، لذا آنها با همراهی روحانیان که به همبستگی های اقتصادی و اعتقادی با بازاریان داشتند، توانستند موجبات لغو این قرارداد را فراهم کنند. فتوای معروف میرزای شیرازی در جریان جنبش تنباکو به بهترین شکل همراهی و پیوند عمیق بازار و روحانیت را نشان می دهد. این جنبش موجب ایجاد شکل گیری جبهه بندی طبقاتی جدیدی در ایران شد که در آن در یکسو روحانیت و بازاریان و در سوی دیگر حکومت و دیوانسالاری آن قرار داشتند. از این پس در تمامی جنبش های سیاسی و اجتماعی شاهد حمایت این دو قشر از یکدیگر می باشیم.


جنبش دیگری که در ابعاد وسیع تری قدرت ائتلاف بازاریان و روحانیان را بر علیه نظام مطلقه ی سیاسی نشان داد، انقلاب مشروطیت بود. اگرچه انقلاب مشروطه بر بنیان اندیشه های نو و مدرن قرار داشت و طبیعتاً با ماهیت طبقه ی متوسط سنتی که خواهان حفظ وضع موجود و مخالف اندیشه های جدید قرار داشت، در تضاد بود، اما در حوزه سیاسی تحدید کننده ی قدرت حکومت بود، که این امر در راستای منافع طبقه ی متوسط سنتی قرار داشت. در واقع ائتلاف طبقه ی متوسط سنتی با روشنفکران به عنوان مهمترین مروجان اندیشه های نو و مدرن، ائتلافی موقت و صرفاً به منظور کاهش قدرت نظام سیاسی و افرایش نقش این طبقه در مناسبات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به منظور تداوم منافع صنفی خود بود. از سوی دیگر روشنفکران نیز به دلیل آنکه از یکسو طبقه ی قدرتمندی نبودند و از سوی دیگر مروج اندیشه های بودند که بسیاری از مردم توانایی فهم آنها را نداشتند، به حمایت طبقه ی متوسط سنتی به ویژه روحانیان برای بسیج توده ی مردم نیاز داشتند.


 




 


روحانیت شیعه


روحانیت شیعه قشر بسیار مهمی از طبقه ی متوسط سنتی بودند که نقش آفرینی آنها در عرصه های اجتماعی وسیاسی در همه ی دوران ها یکسان نبوده است. این روند در دوره پیش از صفویه و پس از آن کاملا متفاوت می باشد. در دوره ی پیش از صفویه نقش علما و تجلیات مذهب ( تشیع) به واسطه ی در اقلیت بودن شیعیان، وجود حکومت های جور و سیطره ی اجتماعی مذهب تسنن، بر اساس اصل مهم و حیاتی تقیه اندک است و حداقل در عرصه اجتماعی جریان ندارد.


اما از زمان صفویه و با رسمی شدن آیین تشیع در ایران، روحانیت شیعه به عنوان مهمترین متولی و نهاد مذهبی در ایران از قدرت زیادی برخوردار می شود و به طبقه ی اجتماعی مهمی تبدیل می شوند. این نهاد مذهبی در اوج قدرت صفویه به منظور تقویت پایگاه خود نهادی همسو با حکومت محسوب می شد و اگرچه پادشاهان صفوی بر اساس آموزه های شیعی حکومت را غصب کرده بودند اما علما به توجیه حکومت آنها پرداختند که این امر زمینه را برای گسترش قدرت علما به عنوان واسطه ی میان امامان و پادشاهان فراهم کرد. اما با زوال تدریجی صفویان علما به زیان پادشاه قدرت خود را زیاد کردند.روحانیت نه تنها برای محکم کردن پایگاه مستقل قدرت خویش در درون هیئت حاکمه می کوشید، بلکه دو پادشاه آخر صفوی را به طور مستقیم تحت کنترل گرفت.


به طور کلی نهاد روحانیت از یکسو از نظر سیاسی به دلیل مبانی اعتقادی که بر اساس آن تمامی حکومت ها در دوران غیبت غاصب محسوب می شدند، علاقه ای به ایجاد حکومت نداشتند، اما از سوی دیگر غیبت امام زمان رهبری شیعیان را نیز به امری ضروری مبدل می ساخت، لذا آنها بر اساس نظریه نیابت عامه، خود را نایبان امام در دوران غیبت می دانستند. آنها با ارائه ی ادله ی فقهی و تاریخی و به ویژه با استناد به آیه ی اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منكم، با تفسیر نمودن اولی الامر به ائمه، نیابت فقهاء و علمای بزرگ شیعه را به اثبات رساندند که این امر زمینه را برای رشد و گسترش نظریه ای فراهم کرد که آنها را واسطه ی میان امامان و پادشاهان قرار می داد که خود موجب قدرت گیری بیش از پیش روحانیت در عرصه ی سیاسی شد. این در حالی است که برخی ارزشهایی هم که تشیع مروج آن بود در گسترش قدرت علما به ویژه در حوزه ی اجتماعی و سیاسی تأثیر زیادی داشت. مفاهیمی همچون عدالت و مبارزه با ظلم و ستم از جمله مفاهیمی بودند که هم موجبات افزایش قدرت رهبری روحانیت در میان اقشار مختلف مردم را تقویت می کرد و هم آنها را به نیرویی تأثیر گذار بر عملکرد و مشروعیت نظام سیاسی تبدیل می کرد. این امر علما را نیرویی که حامی مردم در مقابل ستم های حکومتگران مبدل ساخت که این امر موجب نفوذ بیش از پیش آنها در حوزه های اجتماعی و سیاسی شد.


به طور کلی مهمترین دلایل افزایش قدرت و نفوذ علما را می توان در موارد زیر بر شمرد:


1-شکل گیری مرجعیت شیعه به عنوان یگانه متولی تشیع


2-وابستگی توده ی مردم به علما برای انجام احکام یومیه دینی


3-گسترش شعائر و مناسک شیعی در میان مردم


4-قدرت بسیج مردم به دلیل محبوبیت و نفوذ کلامشان در میان مردم


5-استقلال مالی به دلیل دریافت وجوهات و رابطه ی نزدیک با بازاریان و زمینداران


6-مخالفت با دیگر فرقه های اسلامی


7-وابستگی پادشاهان به علما برای کسب مشروعیت


8-قدرت گرفتن و استقلال نهاد روحانیت شیعه در برابر نهادهای سیاسی


البته علما نیز از جمله قشرهایی بودند که با تغییر وضع موجود و گسترش اندیشه هایی که تحدید کننده ی قدرت و منافع آنها باشد مخالفت می کردند و این امر موجبات کشاکش علما با اندیشه های مدرن در تاریخ ایران بوده است.


نویسنده: عاطفه کریمی


پایگاه نیوزی ایران وکیل