محبوب ترین شخصیت نمونه ای سینمای ایران، یعنی مرد جاهل/ لمپن در دهه سی وارد سینمای ایران شد، ولی در دهه چهل به پدیده بی مانندی بدل شد




 


ایران وکیل – از اوایل دهه چهل به تدریج شناخت تهران قدیم و یافتن محله های قدیمی دشوار می شد، ساختمان های بلند، کنگره‌ها و سمینارها با حضور فرنگی ها، شعبه های بانک‌های اروپایی و آمریکایی با تسهیلات فراوان برای نقل و انتقال ارز، بوتیک ها ، کاباره ها، دانسینگ‌ها، رستوران هایی با اطعمه و اشربه خارجی، کلاس های رقص، باله، پیانو و گیتار، مجلات و نشریات ریز و درشت با تبلیغ جدیدترین لباس ها و محصولات آرایشی، تغییر معماری خانه های مسکونی و دگرگونی بافت شهر همگی در این موضوع مؤثر بودند. حتی نام خیابان ها و مراکز شهری هم عوض شد: میدان کندی، خیابان آیزنهاور، بلوار الیزابت دوم و… با این حال، محبوب ترین شخصیت نمونه ای سینمای ایران، یعنی مرد جاهل/ لمپن در دهه سی وارد سینمای ایران شد، ولی در دهه چهل به پدیده بی مانندی بدل شد. او می خواست در کشاکش مناسبات نوین اجتماعی ایران به سنت ها وفادار بماند و به مدرنیسم ، البته با تعابیر خودش، دهن‌کجی کند. او نماینده مردمی شد که تحصیل کرده نبودند، سرمایه ای برای تجارت نداشتند و از نوکیسه‌گی دوران هم سهمی عایدشان نمی شد. یک کنارمانده اقتصادی و اجتماعی که گاه و بی گاه به بهانه ای مرفهین را مسخره می کرد و به متمولین و دولتمردان نیش می زد.


جاهل / لمپن سینمای ایران آنتی تز ارزش های شهری بود که فقر را فضیلت می شمرد و از تعلقش به طبقه پایین گلایه نمی کرد. باید توجه داشت که در این دوره پهلوی نماد سرمایه داری و اشرافیت بود. جاهل و همراهانش همیشه در حال پرسه زدن در کوچه ها و خیابان ها بودند و وقتی تصادفاً با حادثه ای رو به رو می شدند، یگانه چیزی که برایشان مانده بود، یعنی قدرت جسمی‌شان را ابراز می کردند. مرد بی کار شهری که احتمالاً دیروز در روستای دوری زندگی می کرد، برای بقا در شهر بزرگ فقط به مردانگی اش یا سلسله مراتب خانوادگی می بالید تا شاید آرام بگیرد. در این شرایط، این شخصیت اتوپیای گم شده در لحظاتی که احساساتی می شد، شعار می داد یا زیر آواز می زد. مایه جدایی و دشمنی جاهل / لمپن و ژیگولوی غرب‌زده سنت ماندگار سینمای ایران را می ساخت. بدل شدن ناصر ملک مطیعی از جوان متجدد شهری دهه سی در ولگرد، افسونگر، گرداب و هفده روز به اعدام، به جاهل مثبت دهه چهل نمایشگر دیدگاه و ذائقه تماشاگر و نگرش سینمای ایران هم بود.


بیشتر بخوانید:


 




 


جوان متجدد دیروز، مرد جاهل روز به شمار می رفت و الگوی مناسبی برای همتایان سینمایی‌اش می ساخت. جاهل / لمپن سینمای ایران، فرزند تقلای سیاسی اقشار پایین جامعه بود که در مناسبات اقتصادی ایران دهه سی و چهل شکست خورده بودند و جایی برای خویش نمی یافتند. بنای این ژانر همچون اسطوره پهلوانی قصه های قدیم ایرانی که اتفاقاً ریشه های خود را به آن ها نسبت می داد، بنایش را بر تضاد فردگرایی بی حد و حصر با شرایط ناگزیر محیط، آزادی بیان و محدودیت کلام، تقلای فرد و قدرت جمع می گذاشت. ادعای جاهل قهرمان در مبارزه با زورگوها، ثروتمندان و غرب‌زده ها زاییده نیازهای مردمی بود که در برابر رانده شدن مقاومت نشان می دادند و نمی خواستند در جامعه محو شوند. او هیچگاه از کسی کمک نمی خواست و نیازی به حمایت قانون نداشت. همان شخصیتی بود که با سیاست فردی اش، سیاست جمعی را مردود می دانست و همواره در همه فیلم ها سعی می کرد به تماشاگر تفهیم کند که مرد کیست و مردانگی چیست؟ امتناع او از پذیرش دیدگاه سایرین، جایگاه پدرسالارانه‌ای را برایش مهیا ساخت تا از بالا به همه چیز بنگرد و حکمش را له و علیه هر کس صادر کند.


لمپن سینمای ایران نمایشگر سلسله مراتب سیاسی کشور از شاه به پایین بود او هم در جایگاه خودساخته‌اش با چند نوچه و لوده همیشگی همچون شاهی فرمان می راند و یاغیان و گردنکشان را مغلوب می کرد. فیلم های موفق فردین پاسخگوی نیازها و دلبستگی‌های تماشاگران بود و درد دل و گلایه آن ها از شرایط اقتصادی و اجتماعی را به زبان می آورد. اوج آرزوهای تماشاگر در برداشتن فاصله طبقاتی در انتهای فیلم گنج قارون رقم می خورد که ناگهان مشخص می شد علی رغم(قهرمان طبقه فرودست) پسر قارون (نماینده سرمایه داری) است. فردین به اقشار پایین جامعه تعلق داشت، ولی قشر متمول و مرفه را هم به چنگ آورده بود. هرچند آن‌چه از فردین به جای می ماند نیش و کنایه دائمی اش به نظام سرمایه داری دهه چهل بود. تماشاگر، قهرمانی مثل فردین را که توانسته بود در برابر شیاطین جامعه، یعنی سرمایه‌دارها دوام آورد دوست داشت و دلایل عدم ورود او به عرصه جنگ علنی را می فهمید.


تماشاگر به او برای اعتماد به نفس فراوانش عشق می ورزید، چرا که بر ضعف های او سرپوش می گذاشت. او اجازه نمی داد کسی حریم ولو کوچک و بی مقدارش را بشکند و حقیرش کند. غم غربت فیلم های فردین از این بود که هرچه می گفت و می کرد روی پرده بود و آرزوی مخاطب این بود که برای یک بار هم که شده پرده را کنار بزند و از آن بالا پایین بیاید.


تهیه کننده : عاطفه کریمی


منبع : انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران – حمیدرضا اسماعیلی


پایگاه نیوزی ایران وکیل