به طور کلی از دیدگاه محافظه کاران، فرهنگ توده ای مدرن، خودجوش و اصیل نیست بلکه به واسطه تکنیک های جدید تولید می شود و برای کسب سود به بازار مصرف کنندگان کالاهای فرهنگی عرضه می شود. سرنوشت فرهنگ مدرن با تجارت سخت گره خورده است




 


ایران وکیل به نظر نویسندگان محافظه کار دموکراسی به واسطه یکسان سازی و تسطیح امتیازات اجتماعی نقش عمده ای در پیدایش جامعه توده ای داشته است. دموکراسی ارزش ها و فرهنگ همه گروه ها و طبقات را هم‌سنگ می شمارد و در نهایت به یکسان سازی افکار و توقعات عموم منجر می شود و استبداد فکر و سلیقه اگثریت عددی مردم را می پذیرد. بنابراین دموکراسی در توده ای کردن جامعه و فرهنگ نقش عمده ای ایفا می کند. به عبارتی توده های بی فرهنگ در عرصه فرهنگ ظهور می کنند و در نتیجه میان مایگی، ذوق نازل و تنزل فکری در فرهنگ تسلط می یابد. در طی این فرایند کار نخبگان و سرآمدان فرهنگی به کساد می گراید و عرصه برای فرهنگ تجاری و تبلیغات توده ای فراهم می شود. همچنین گروه های حاکم جدید می کوشند از طریق در نظر گرفتن ذوق و سلیقه و خواست های نازل توده ها آن ها را کنترل کنند. لذا از این طریق امکان دستکاری فرهنگی از جانب گروه های حاکم جدید فراهم می شود.


به طور کلی از دیدگاه محافظه کاران، فرهنگ توده ای مدرن، خودجوش و اصیل نیست بلکه به واسطه تکنیک های جدید تولید می شود و برای کسب سود به بازار مصرف کنندگان کالاهای فرهنگی عرضه می شود. سرنوشت فرهنگ مدرن با تجارت سخت گره خورده است. فرهنگ توده ای برای بقای خود نیازمند تولید انبوه و مصرف انبوه است اما در نقطه مقابل، فرهنگ اصیل و هنری قابل تولید انبوه نیست و اصلاً تولید نمی شود، بلکه از شرایط واقعی زندگی نشأت می گیرد.  دریافت کنندگان کالاهای فرهنگی از این دیدگاه موجوداتی روی هم رفته منفعل، بی تمیز، مصرف کننده صرف، قابل القا و تلقین و زیر فشار رسانه های جمعی‌اند. فرهنگ توده ای نیازهای کاذب تازه ای می آفریند و از آن طریق به ذهن و اندیشه فرد شکل می دهد و هویت تازه ای برای وی می سازد. توده ها حوصله آثار جدی هنری را ندارند، ذره‌گونه و گسیخته و فردی اند و تنها به لذت جزیی و حسی فوری می اندیشند. فرهنگ توده ای در عین حال بسیار وسوسه انگیز و از این رو مقاومت ناپذیر است و به نحو فزاینده ای کل جامعه را در خود جذب می کند. از میان نظریه پردازان این گروه به طور مشخص می توان به اندیشه های اف.ار.لیویس اشاره کرد که معتقد بود مطالعه فرهنگی و نقد ادبی باید یکسره درباره بررسی آثار بزرگ فرهنگ والا باشد. از این جهت فرهنگ پژوهی لیویس روایتی ویژه از محافظه کاری است و با عنوان مکتب لیویزیسم شناخته می شود.


بعد از لیویس می توان به اندیشه های ماتیو آرنولد، شاعر و نویسنده انگلیسی نیز اشاره کرد. آرنولد از فرهنگ توده ای با مفهوم آنارشی یاد می کند. در واقع هوگارت که با تاثیرپذیری از این دیدگاه در بریتانیای پس از جنگ جهانی دوم زندگی می کرد، به تحقیق در زندگی طبقه کارگر آن دوره می پردازد و در نقد فرهنگ توده ای آن بیان می کند که عناصر و نگرش های اصیل قدیمی به دلیل تاثیر انتشارات توده ای از قبیل نشریه های زرد و عامه پسند، کتب داستانی ارزان قیمت و شکل های تازه سرگرمی به مبارزه طلبیده شده اند.


هوگارت در آثار خود از یک سو فرهنگ قدیمی طبقات کارگر در انگلستان را توصیف می کند و از سوی دیگر خطراتی را که از جانب اشکال جدید فرهنگ سرگرمی توده ای آمریکایی یا آن چیزی که وی آن را بربریت درخشان نامیده و اکنون متوجه فرهنگ سنتی و قدیمی شده است، شرح می دهد. در نتیجه، این فرایند به نظر او سقوط فرهنگی بوده است که از دهه 1950 به بعد دامنگیر فرهنگ طبقات پایین شده است. رسانه های جمعی مدرن در فرهنگ اصیل دخل و تصرف می کنند و فرهنگی ساختگی و پیش پا افتاده را رواج می دهند. فرهنگ سرگرمی امروز فاقد لحن اخلاقی است و شیوه ای برای زیستن ارائه نمی دهد. از این رو عصر جدید، عصر تنزل فرهنگی است.


ادامه دارد


بیشتر بخوانید:


 


 


منبع : انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران – حمیدرضا اسماعیلی


پایگاه نیوزی ایران وکیل