ایران وکیل – پژوهش‌های دانشگاهی انجام شده گویای آن است که پول‌های زنانه به ویژه در سال‌های ابتدای ازدواج، می‌تواند در تداوم حیات خانواده اثرگذار باشد.


 ‌یکی از عوامل مهمی که سبب تحول و دگرگونی در خانواده‌­ها شده، حضور زنان متأهل در دنیای کار است. محققان کشور نقش این اتفاق و به دست آمدن پول‌های زنانه را در تداوم حیات خانواده مورد پژوهش قرار داده‌اند.


بنا بر بررسی‌ها، اگرچه زنان متأهل شاغل مزدبگیر اکثراً در مشاغل پایین­تری نسبت به شوهرانشان قرار گرفته­اند، اما بیشتر از زنان خانه­دار استقلال اقتصادی دارند. بسیاری از این زنان البته هنوز دستمزد خود را مکمل درآمد شوهرانشان می­دانند که از سوی هر دو زوج به‌منزله منبع اصلی درآمد خانواده در نظر گرفته می­شود.




 


به اعتقاد محققان فعال در حوزه علوم اجتماعی، معمولاً در خانواده، به‌ویژه خانواده­های ایرانی، مردان به‌مثابه نان­آور و صاحب منابع مالی خانواده شناخته می‌شده‌اند و زنان به پول­هایی با اهداف خاص از قبیل خرج خانه یا پول توجیبی دسترسی داشته‌اند. با توجه به تفاوت رفتار زنان و مردان با پول، می­توانیم بپذیریم که ورود پول در دست زنان موجب به چالش کشیده شدن تعادل اقتصادی سنتی موجود در خانواده با اتکای به نان­آوری مرد می­شود.


در این خصوص، پژوهش جالبی توسط محققانی از دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای گرمسار و علوم و تحقیقات تهران انجام‌شده که در آن سعی شده به این سؤال پاسخ داده شود که آیا دسترسی زنان به منابع جدید مالی موجب کاهش پایداری خانواده می­شود؟


در این پژوهش از روش مطالعه میدانی و پیمایشی استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه نیمه­ساخت­یافته بوده و در بخش کمی نیز، برای جمع­آوری اطلاعات از ابزار پرسش­نامه استفاده شده است. جامعه آماری در این پژوهش، همه زنان و مردان متأهل ساکن شهر تهران بوده‌اند.


زنان مصاحبه­شونده به دو دسته شاغل و غیرشاغل تقسیم شدند. همچنین، مردان به دو دسته مردان دارای همسر شاغل و مردان دارای همسرغیرشاغل تقسیم شدند. به‌این‌ترتیب، هشت تیپ از زنان و مردان با توجه به اشتغال داشتن یا نداشتن زنان و نیز داشتن یا نداشتن فرزند ساخته شد که عبارت­اند از: زن شاغل دارای فرزند، زن شاغل بدون فرزند، زن غیرشاغل دارای فرزند، زن غیرشاغل بدون فرزند، مرد همسر شاغل و دارای فرزند، مرد همسر شاغل و بدون فرزند، مرد همسر غیرشاغل و دارای فرزند و مرد همسر غیرشاغل و بدون فرزند.


نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که ورود پول و اقتصاد پولی، شرایط اجتماعی را دگرگون کرده و بر نهاد خانواده تأثیر گذاشته است. تغییر موقعیت زنان در جامعه و دسترسی آنان به پول نیز موجب دگرگونی­هایی در نهاد خانواده شده است.


بر اساس این نتایج، زنان به‌تدریج توانسته‌اند در اقتصاد خانواده نقش پررنگ­تری ایفا کنند. اما دسترسی زنان به پول، پاره­ای چالش­های جدید را در رابطه بین زوجین ایجاد می­کند و یکی از مهم­ترین آنان چالش نقش مهم و کلیدی نان­آور خانواده است. به‌عبارت‌دیگر، زن بخشی از این نقش را برعهده می­گیرد و این امر می­تواند انتظارات یا تنش را بین زوجین ایجاد کند.


درآمد زنان و تاثیر آن بر بنیان خانواده


به اعتقاد دکتر سهیلا علیرضانژاد، دانشیار جامعه­‌شناسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار و همکارش در این پژوهش: «این شرایط، به‌ویژه در سال­های اولیه ازدواج، بیشتر به ظهور اندیشه جدایی منجر می­شود. شایان توجه است که تنش مالی به‌تنهایی موجب طلاق نیست، اما در صورت وجود عناصر دیگر در سال­های اول ازدواج، نقش تقویت‌کننده را دراین‌باره بازی می­‌کند. از سوی دیگر، با گذر زمان و نیل خانواده به تعادل اقتصادی، اندیشه جدایی به‌مراتب کاهش می­یابد و وجود مشکلات اقتصادی در کنار کاهش تمایل زنان به جدایی دیده می­شود. کاهش تمایل زنان به طلاق می­تواند به دلایل مختلفی چون حضور فرزندان، بالا رفتن سن و دست یافتن به شرایط خوب مالی و حتی افزایش مهارت زن در امور مالی خانواده در کنار مرد باشد».


این محققان ادامه می‌دهند: «در این وضعیت، تعادل اقتصادی ایجادشده می­تواند زنان را در ادامه زندگی خانوادگی مصمم­تر کند، زیرا زنان مایل به از دست دادن موقعیت مالی ساخته‌شده در خلال سال­ها زندگی مشترک نیستند. ممکن است کارکرد دوگانه پول با ارتقای توانایی مالی زنان کم­رنگ شود و اثر خود را از دست بدهد. ازاین‌رو، پیشنهاد می­شود پژوهش­های بیشتری به جزئیات تعادل اقتصادی خانواده بپردازند و با بررسی مناسبات مالی در خانواده، که معمولاً نسبت به آن توجه کافی نمی­شود، دانش و توان زنان در امور مالی خانواده افزایش داده شود. ضمناً توجه به نان­آوری مشترک توان خانواده را در پایداری در هنگامه مشکلات اقتصادی افزایش خواهد داد».


شمار فزاینده­ای از زنان علاوه بر نقش­های خانگی، به دنبال موفقیت در زندگی شغلی نیز هستند. اگرچه زنان به‌طور سنتی ممکن بود از طریق دریافت هدایایی از سوی والدین یا ارثیه به منابع مالی به‌جز پول خرجی یا پول توجیبی، که از همسرانشان دریافت می­کنند، دسترسی داشته باشند، کار دستمزدی، منبع مالی ویژه­ای را برای آنان فراهم کرده است که می­تواند بر روابط اقتصادی درون خانواده تأثیرگذار باشد.


دکتر علیرضانژاد و همکارش با اشاره به این‌که پول به‌مثابه کاتالیزور، تأثیری دوگانه در تمایل به جدایی نزد زنان دارد، می‌گویند: «یافته­ها نشان می­دهد که درآمد زن می­تواند بر نقش سنتی مرد به‌مثابه نان­آور تأثیرگذار باشد. ناتوانی مرد در اجرای نقش نان­آوری موجب چالش در خانواده می­شود، زیرا زنان و مردان مشارکت­کننده در پژوهش آن را وظیفه­ای مردانه تلقی می­کنند. ایفانکردن این نقش از سوی مرد در سال­های اول ازدواج ممکن است موجب ظهور اندیشه جدایی و در مواردی جدایی شود».


نتایج این تحقیق که به افزایش دانش و توان زنان در امور مالی خانواده با بررسی مناسبات مالی در خانواده و همچنین توجه به نان­آوری مشترک در افزایش پایداری و توان خانواده در هنگامه مشکلات اقتصادی اشاره دارد، در ‌نشریه «زن در توسعه و سیاست» منتشر شده‌اند. این نشریه متعلق به مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران است.


انتهای پیام