ایران وکیل – با پیروی از روش تمرکز روی کارهای کم ولی ارزشمند و نپرداختن به امور کم ارزش می توانید کیفیت زندگیتان را طی چند ماه به نحو چشمگیری افزایش دهید.

بیشتر مردم به این ادعا با نظر تردید مینگرند. آ نها نمیتوانند باور کنند دو برابر کردن درآمد و بهطور هم زمان دو برابر کردن اوقات فراغت امکان پذیر باشد. اغلب مردم در دام این باور قدیمی گرفتارند که تنها راه افزایش در آمد افزایش ساعات کاری است. پیتر دراکر عصر حاضر را عصر دانش کار مینامد. در این عصر دیگر به شما نه برای مدّت زمان انجام کار، بلکه بابت کیفیت انجام کار در همان مدّت، دستمزد پرداخت  میشود. این تحول در ماهیت کار فرصت های نامحدودی را برای افراد خلاقی که آن را غنیمت بشمارند و از آن استفاده کنند به وجود می آورد.


در اینجا روش ساده را برای شما توضیح  میدهیم که تقریباً کارایی آن را برای دست یافتن به این مطلوب، میتوان تضمین کرد و ارزش خود و درآمدتان را دو برابر کنید.


نخست فعالیت هایی را که برای شما و سازمانتان بالاترین ارزش را دارند را شناسایی کنید. قانون ۲۰ / ۸۰ چنین است: ۲۰ درصد از فعالیت های شما بیش از ۸۰ درصد ارزش کلیه فعالیت های شما را در بر دارد. اوقات خود را بیشتر صرف کارهایی کنید که دارای بالاترین ارزش هستند و این امکان را برای شما به وجود می آورند تا بهترین نتایج ممکن را به دست آورید. به این ترتیب بهره وری، عملکرد، کارایی و نهایتاً دستمزدتان افزایش

پیدا می کند و پس از چندی دو برابر می شود.


قبول مسئولیت کامل زندگیتان به این معنی است که دیگران را به خاطر ناکامی های شخصیتان سرزنش نکنید و آ نها را توجیه شکست های خود ندانید. از این لحظه به بعد به هیچ دلیلی دیگران را مورد انتقاد قرار ندهید. در مورد وضعیت خودتان یا مواردی که در گذشته روی داده است شکایت نکنید. تمامی « ای کاشها » و چه «میشد اگر ها » را حذف و در عوض به آنچه که خواسته واقعی شما و مقصدتان است تمرکز کنید. از این به بعد هر اتفاقی که بیفتد به خودتان بگویید «من مسئولم ». یعنی اگر اشتباهی رخ داد مسئولیت آن را قبول کنید و به دنبال راه حل بگردید.

قبول مسئولیت اساس بها دادن و احترام به خود و احساس شایستگی است. «قبول مسئولیت » اساس شخصیت همهٔ انسانهای برجسته است.


اساس زندگی توجه است. توجه شما به هر چیز جلب شود قلبتان نیز به همان سو میرود. معطوف کردن توجه از فعالیت های کم ارزش به موارد ارزشمند برای انجام هر کاری در زندگی اساس است. روانشناسان و سایرین متوجه شدند که فقط مشاهده یک رفتار توسط دیگران باعث بهبود آن می شود. وقتی شما خود را در حین فعالیت تحت مشاهده قرار میدهید، آن کار را با هوشیاری بیشتر و بهتر انجام میدهید. اگر توجه خود را به هر جزئی از رفتارتان معطوف کنید، عملکرد شما در آن زمینه در مقایسه با وضعیت معمولی بسیار بهتر خواهد شد.


قانون بازده مضاعف مربوط به استفاده از روش تمرکز است. این قانون چنین است: هرچه بیشتر بر ارزشمندترین فعالیت های خود تمرکز کنید در انجام آنها متبحرتر می شوید و زمان کمتری برای انجام آنها نیاز دارید.


تقریباً هر کاری که انجام میدهید عادتهای شما در آن نقش تعیین کننده دارند. به جرات میتوان گفت که حداقل ۹۵ درصد از فعالیت اوقات بیداریتان مانند گفتار، کردار و عکس العملها تحت تأثیر عادتهای شما قرار دارند.

خوشبختانه همهٔ عادات قابل یادگیری هستند. عادت را میتوان یک عکس العمل طبیعی به محرکها تعریف کرد. یک عادت پس از ایجاد از بین نمیرود فقط می توان آن را با عادت جدید و بهتری جایگزین کرد. ما شکل دهنده عادتهای خود هستیم و عادتهای ما نیز شکل دهنده ما.

گوته مینویسد «هر چیز قبل از اینکه آسان شود مشکل است. »

ممکن است شما برای پرورش عادات فکری و رفتاری جدید به تلاش و انضباط بسیار زیادی نیاز داشته باشید اما پس از دستیابی به آنها می توانید کارهای بسیار بیشتری را با کمترین تلاش به انجام برسانید.


فرمول برنده در روش تمرکز از چهار بخش تشکیل شده داست: ساده کردن، استفاده از اهرم، سریع بودن و پیشرفت تصاعدی.


بیاموزید که هر کاری را چگونه ساده کنید. شما باید دائماً به کاهش و حذف فعالیت هایی بپردازید که بسیار زمان بر هستند و کمک شایانی نیز به هدفهایتان نمی کنند.



  • استفاده از اهرم


شما باید نیروها و تواناییهای خود را اهرم کنید تا نتایجی بیش از آنچه فکر میکنید به دست آورید.

هفت نوع اهرم وجود دارد که شما می توانید از آنها استفاده کنید که میتوان نام برد از:


این دانش می تواند موجب صرفه جویی بزرگی در هزینه شود و همچنین از پرداختن به کار دشوار به مدت طولانی جلوگیری کند. جستجو در کتابها، مجله ها، نوارها، مقاله ها و کنفرانس ها برای یافتن ایده ها و الهامات منابعی هستند که میتوان در قالب دانش دیگران از آ نها استفاده کرد.


انسانهای بسیار مؤثر همواره به دنبال راه هایی برای واگذاری و ارجاع کارهای کم ارزش به دیگران هستند تا بتوانند وقت بیشتری را صرف فعالیت هایی کنند که بیشترین سود را برای آنها داشته باشد.


توانایی وام گرفتن از منابع مالی دیگران به شما امکان میدهد تا کارهای بزرگی انجام دهید شما باید همیشه به دنبال فرصتی برای قرض و سپس سرمایه گذاری در کارهایی که بازدهی بالایی دارند باشید.


با مطالعه موفقیت های سایر مردم و سازمانها میتوانید در وقت خود صرفه جویی کنید و کیفیت کار خود را بسیار افزایش دهید.


5- شکست های دیگران:


بنیامین فرانکلین می گوید: «انسان میتواند قدرت تشخیصِ خود را بخرد یا آن را قرض بگیرد. اگر آن را بخرد تمام بهای آن را بر حسب زمان و هزینه پرداخت می کند؛ اما با درس گرفتن از شکست های دیگران و بدون صرف وقت و هزینه در واقع این توانایی را قرض می گیرد.»


6- ایده های دیگران


هر کسی را می شناسید، افراد زیادی را می شناسد که بسیاری از آنها ممکن است برای شما مفید باشند. یک معرفی به فردی کلیدی میتواند روند زندگیتان را کاملاً تغییر دهد.


در اجتماع امروزی ما نیاز مبرم به سرعت عمل داریم. در زندگی به دنبال راه هایی برای انجام سریعترکارها برای افراد و مشتریان کلیدیتان باشید.



  • پیشرفت تصاعدی


روش اصلی برای پیشرفت تصاعدی، کار کردن با افرادی است که مهارتها و توانایی های مکمل شما را دارند.

روش الف ب پ ت ث را روزانه به کار گیرید. از این روش برای اولویت بندی کارها استفاده کنید.


بزرگترین سرمایه شما توانایی فکر کردن است. قابلیت اتخاذ تصمیم و سپس عمل به آن تعیین کننده تمام چیزهایی است که برایتان پیش خواهد آمد. علاوه براین شما میتوانید بر انتخاب افکار وعکس العملهای خودتان کنترل کامل داشته باشید. گران بهاترین سرمایه شما ذهنتان است. توانایی تفکر، برنامه ریزی، تصمیم گیری و عمل، قدرتمندترین نیرو بر زندگی شماست. ما اکنون به مرحله ای وارد شدیم که هارلو شاپلی از دانشگاه هاروارد آن را عصر سیکوزوئیک یا عصر ذهن می نماید. هم اکنون درون شما منابع دست نخورده عظیمی وجود دارد و به قدری نیرومند است که در تمام طول زندگیتان قادر نیستید حتی جزء کوچکی از این توان را به کارگیرید.


این قانونی است که ارسطو نام گذار آن بوده و در کتب مقدس به قانون کاشت و برداشت یاد شده و نیوتن نیز آن را قانون عمل و عکس العمل نامیده است. این قانون بزرگ زیربنای تمدن غرب و اساس بیش از ۲۰۰۰ سال پیشرفت در علوم پایه، پزشکی، تکنولوژی و تجارت است. قانون علت و معلول می گوید: برای هر معلولی علت یا علت هایی وجود دارد و هر اتفاقی به دلیلی رخ میدهد. در ساده ترین شکل خود قانون علت و معلول چنین می گوید: اگر معلولی است که میخواهید در زندگیتان آن را به دست آورید فقط کافی است سلسله علت و معلول پیشین آن را بررسی کنید و کسی را پیدا کنید که زمانی آن معلول را نداشته و ببینید او برای به دست آوردن آن، چه کرده است سپس شما هم همان مراحل را انجام دهید. نهایتاً همان نتایج نصیبتان می شود. این معجزه نیست بلکه یک قانون است.

برتراند راسل فیلسوف معروف میگوید «بهترین دلیل برای اینکه انجام کاری ممکن است این است که دیگران قبلاً آن را انجام داده اند. »

شرط موفقیت در این دنیای تحولات سریع، داشتن دید باز و تمایل تجدید نظر در افکار بر اساس اطلاعات جدید است.  مهمترین کاربرد قانون علت و معلول این است: افکار علت هستند و موقعیت ها معلول.

جهت زندگیتان و هر چیزی که برایتان اتفاق می افتد توسط نحوه تفکر شما تعیین میشود، به وسیله افکاری که در ذهن شماست، چه افکار مثبت و یا منفی، سازنده یا مخرب.


مردم موفق بیشتر اوقات در مورد آنچه که میخواهند و نحوه دستیابی به آن فکر میکنند. به دلیل همین تمرکز ذهنی، آنها بسیار موفقتر از افراد عادی هستند؛ اما افراد ناموفق اغلب در مورد آنچه که نمیخواهند فکر و صحبت می کنند. آن ها غالباً در مورد اینکه چه کسی مسبب مشکلاتشان است فکر و صحبت می کنند که این کار موجب عادت کردن به این نوع تفکر در آنها میشود و وضع ازگذشته هم بدتر می شود.

میزان خوش بینی شما بهترین معیار تعیین کننده میزان خوشبختی، تندرستی، ثروت و طول عمرتان است.

عمق خوش بینی شما برابر است با میزان ورزیدگی ذهنتان.


برنامه هفت قسمتی برای پرورش ذهن:


هفت تمرین ذهنی یا نحوه تفکر وجود دارد که می توانید بیاموزید و روزانه تمرین کنید.


در قرون متمادی محققین دریافتند که در کلیه تحقیقات یک صفت مشترک بین رهبران وجود دارد که آن آینده نگری است. افراد زمان حال و گذشته نگر معمولاً در مورد آینده خود ابهام دارند.

یک تمرین مؤثر که  میتوانید برای تقویت تفکر و تسریع در کسب نتایج انجام دهید تمرین ایده آل سازی است. شما سه تا پنج سال آینده و یا بیشتر را در نظرمی گیرید و سپس یک تصویر ایده آل از زندگی و یا کارتان خلق می کنید.


دومین خصوصیت انسانهای بسیار موفق هدف گرایی آنهاست. افراد موفق بیشتر اوقات در مورد هدف هایشان و اینکه چگونه به آن برسند فکر می کنند. برعکس افراد ناموفق بیشتر اوقات به مشکلاتشان فکر میکنند و وقتشان را صرف انتقاد، شکایت و بهانه آوردن میکنند.

آینده نگری در واقع داشتن دید بلند مدت ایده آل است، در حالی که هدف گرایی دارای دقت بیشتری است. دیوید تاور میگوید «آیا قلعه هایی در هوا ساخته اید؟ بسیار خوب این همان جایی است که باید باشید. اکنون موقع قرار دادن پی در زیر آن هاست. »

افراد بدون هدف محکوم هستند که تا ابد برای افراد هدف دار کار کنند. کلید تعیین کردن هدف، مکتوب کردن افکار است.


۱- مشخص کنید در هر زمینه از زندگی تان چه  میخواهید. شفاف بودن خواسته ها بسیار مهم است.

۲- خواسته هایتان را واضح و دقیق بنویسید، طوری که قابل سنجش و اندازه گیری باشد.

۳- برای دسترسی به هدفهایتان مهلت تعیین کنید و اگر هدفی هدف یا هدفهای فرعی هم دارد برای آنها هم مهلت تعیین کنید.

۴- یک لیست از کلیه اقداماتی که باید انجام دهید تا به هدفتان برسید تهیه کنید.

۵- لیست تهیه شده را به صورت برنام های تنظیم و اولویت بندی کنید.

۶- بر اساس برنامه فوق فوراً کار را شروع کنید.

۷- از همین امروز تصمیم بگیرید هر روز برای نزدیک تر شدن به هدف اصلی کاری بکنید. این عادت که هر روز در این جهت اقدامی بکنید به کارتان شتاب میدهد. اقدام روزانه عزمتان را راسخ، انرژی شما را افزایش و می تواند نقطه عطفی در زندگی تان باشد.


برای دستیابی به عملکرد برتر خود را متعهد کنید و از همین امروز تصمیم بگیرید که در حوزه کاریتان جزء ۱۰ درصد برتر باشید و در این راه از هیچ تلاش، فداکاری و صرف وقت دریغ نکنید.

اشخاصی که به علت تجربه محدود و خود ناباوری هرگز به فکرشان خطور نکرده که میتوانند در کاری عالی باشند اگر گاهی عملکرد خوبی هم داشته باشند آن را به شانس و اتفاق نسبت میدهند. این را باور داشته باشید که هر کس که امروز عملکرد خوبی دارد، زمانی عملکرد ضعیفی داشته است. زندگی مانند یک سلف سرویس است. هیچ کس چیزی را به شما نمیدهد. شما نمیتوانید سر میزبنشینید و انتظار داشته باشید دیگران به شما خدمت کنند. باید بلند شوید، قبول مسئولیت کنید و به خودتان خدمت کنید.

خوشبختانه راه موفقیت در زندگی هرگز تعطیل نمیشود و به مدت ۲۴ ساعت باز است. شما میتوانید با تصمیمات بهترتان دوست یا دشمن خودتان باشید.


ویژگی لازم برای رسیدن به خوش بینی و عملکرد برتر، نتیجه گرایی است. افراد موفق همواره به نتایجی که از آنها انتظار می رود می اندیشند. آن ها مرتباً در حال نوشتن، برنامه ریزی و تعیین اولویت برای مهم ترین وظایفشان هستند.

نتیجه گرایی جدی موجب افزایش بهره وری، عملکرد و کارایی شما می شود برای این کار باید ۴ سؤال زیر را هر روز مرتب از خود بپرسید:

۱- ارزشمندترین فعالیت های من کدم اند؟ مهم ترین نتایجی که از شما انتظار  میرود چه هستند. فراموش نکنید بدترین نوع اتلاف وقت این است که کاری را که اصلاً لازم نیست به بهترین وجه انجام دهید.

۲- نتایج کلیدی که من باید به آ نها برسم کدام اند؟ مشخص کنید نتایجی که باید به بهترین وجه ممکن به ثمر برسد تا مسئولیت هایتان را تمام و کمال ایفا کنید کدام اند؟

۳- چه کارهایی که من و فقط من میتوانم انجام دهم و اگر آ نها را بسیار خوب انجام دهم تأثیر واقعی بر سازمانم میگذارند؟

۴- بهترین استفاده من از وقتم چیست؟ در مدیریت زمان این مه مترین پرسش است. هم اکنون بهترین

استفاده شما از وقتتان چیست؟ پرسش و پاسخ به این سؤال کلید عملکرد مطلوب است.


بیشتر اوقات بجای تعیین مقصر به این فکر کنید که چه می شود کرد و چگونه می توان مشکل را رفع کرد. این را به یاد داشته باشید که زندگی زنجیره ای از مشکلات بی پایان است که مانند امواج اقیانوس پی در پی از راه می رسند. بعلاوه اگر یک زندگی فعالی داشته باشید احتمالاً هر دو یا سه ماه یک بار دچار بحران خواهید شد. نکته اصلی این است که هنگام وقوع مشکلات چقدر میتوانید مؤثر عمل کنید. هر وقت مشکلی پیش می آید بجای عصبانی شدن، سرزنش کردن دیگران یا عذر آوردن، سؤالاتی از این قبیل را مطرح کنید: «راه حل چیست؟ قدم بعدی چیست؟ چگونه مشکل را حل کنم؟ چگونه میتوان از بروز مجدد آن جلوگیری کرد؟ »


این یک حقیقت است که زندگی شما وقتی بهتر میشود که خودتان بهتر شوید. افرادی که علاقه مند به رشد فکری هستند به خود و آینده شان متعهد هستند. آنها مشتاق آموختن ایده ها، افکار، تکنیک ها،

روشها و راهبردهای جدید هستند. جمله معروفی هست که می گوید: «اگر در حال بهتر شدن نیستید، پس در حال بدتر شدن هستید. »

بزر گترین سرمایه شما خودتان هستید. ذهن شما دارای منابع دست نخورده عظیمی است و شما قدرت یادگیری زمینه ها و حرفه های بسیار زیادی را دارید و می توانید در تمامی این حوزه ها در سطح عالی باشید

اما ذهن شما مانند عضله است. اگر از آن استفاده نکنید حداقل به طور موقت ضعیف میشود.

برای رشد فکری ۳ کلید ساده وجود دارد که عبارت اند از:

۱- هر روز یک ساعت یا بیشتر در مورد حرفه خودتان مطالعه کنید تا خود را بروز نگه داشته و عملکرد ذهنتان را بهبود ببخشید.

۲- در حین رانندگی، ورزش یا گردش و یا زمان انجام فعالیت های روزانه تان به برنامه های صوتی گوش دهید. گوش دادن منظم به این برنامه معادل حضور تمام وقت در دانشگاه خواهد بود.

۳- در هر دوره آموزشی و سمینار مفید شرکت کنید.

اگر به خود و آینده تان اعتقاد داشته باشید بر روی خود و تواناییتان سرمایه گذاری خواهید کرد. عکس آن نیز صادق است هر چه روی خودتان بیشتر سرمایه گذاری کنید خودتان را بیشتر قبول خواهید داشت.


یک حس فوریت در کارتان ایجاد کنید. دیوار بزرگی که افراد موفق را از ناموفق جدا میکند عمل گرایی است. صحبت، بی ارزش و عمل همه چیز است.

برنامه ریزی راهبردی فردی را تمرین کنید

برنامه ریزی راهبردی فردی وسیله ایست برای حرکت از هرجا که هستید به هر جایی که قصد دارید به آن جا برسید. تفاوت بین استفاده از برنامه ریزی راهبردی فردی به عنوان یک اقدام اساسی و اینکه بگذارید زندگی تان بدون برنامه ریزی و خودبه خود به جلو برود مانند تفاوت حرکت با اتومبیل و یا با دوچرخه است. هر دو وسیله شما را از یک نقطه به نقطه دیگر میرسانند اما اتومبیل یا برنامه ریزی راهبردی فردی شما را بسیار سریع تر و راحت تر به مقصد می رساند. خوشبختانه این نوع برنامه ریزی یک روش سیستماتیک برای تفکر و عمل است و بنابراین قابل یادگیری است، درست مانند آموختن ماشین نویسی یا رانندگی. این مهارت کلیدی جزئیات زیادی دارد اما با تمرین عادت خواهید کرد که در تمام طول زندگی و به طور استراتژیک فکر و عمل کنید و وقتی چنین شود پیشرفت زندگی آینده شما موشک وار اوج می گیرد.


 


تهیه کننده: شیوا ترابی


تمرکز روی هدف – برایان تریسی


پایگاه نیوزی ایران وکیل


 


بیشتر بخوانید:


پیش به سوی زندگی هدفمند (قسمت دوم)


پیش به سوی زندگی هدفمند (قسمت سوم)