• برنامه ریزی راهبردی در زمان و هزینه صرفه جویی میکند


ایران وکیل – دلیل مفید بودن برنامه ریزی راهبردی این است که در زمان و هزینه بسیار صرفه جویی میکند. با فکر کردن در مورد سؤالات و مفاهیم کلیدی، خیلی زود خود را در موقعیتی می یابید که وظایف مهم بیش تری را در جهت هدف اصلیتان به انجام می رسانید و هم زمان نیز کمتر فعالیت هایی که چنان مفید نیستند انجام میدهید. هدف از برنامه ریزی فردی افزایش بازده انرژی انسان است.



  • طراحی زندگی شخصی و شغل یتان


سرمایه شخصی شما عبارت است از انرژیهای ذهنی، احساسی و فیزیکی که باید آنها را در زندگی شغلیتان سرمایه گذاری کنید. هدفتان باید این باشد که در هر کاری که انجام میدهید بالاترین بازده ممکن را از سرمایه های فردیتان به دست آورید. اگر می بینید در زندگی شخصی و حرفه ای نتیجه دلخواهتان حاصل نمیشود باید بدانید که زمان بررسی مجدد برنامه راهبردیتان فرا رسیده است.


۱- تعریفی واضح از کار و آینده شغلی تان داشته باشید. اولین و مهم ترین سؤالی که باید از خودتان بکنید این است (شغل یا حرفه من چیست؟). کارتان را بر اساس آنچه برای مشتری و سازمانتان انجام میدهید تعریف کنید. تا آنجا که ممکن است در این مورد تعریفی، روش ارائه کنید. هرگز با اولین پاسخ راضی نشوید.

۲- به آینده فکر کنید. در آینده باید چه شغلی داشته باشید. به خودتان نگاه کنید و به استعدادها،توانایی ها، تمایل به پیشرفت، انرژی و مخصوصاً خواست قلبی یتان و سپس تعیین کنید که میخواهید در آینده به چه شغلی بپردازید.

۳- مشتریهای خود را شناسایی کنید. قرن ۲۱ عصر مشتری نامیده شده است. مشتری پادشاه یا ملکه است. توانایی شناخت و کسب رضایت مشتریهای کلیدی عامل حیاتی موفقیت شما و رسیدن به نتایج مطلوب است. مشتری را میتوان چنین تعریف کرد: کسی که برای موفقیتش به شما وابسته است و کسی که شما نیز برای موفقیت خود به او وابسته اید. با این تعریف همکاران و زیر دستان شما نیز مشتریهای شما محسوب  میشوند. هر کسی در اطراف شما که به او کمک میکنید یا او به شما کمک میکند به نحوی مشتری شما است. مشتری شما به چه عواملی بها میدهد؟ برای رضایت کامل، او از شما چه میخواهد و نیازش چیست؟ محصول شما چگونه باعث بهبود زندگی شخصی و کاری او میشود.

۴- مهارتهای خود را شناسایی کند. مهارتهایی را که برای بهتر شدن نیاز دارید به عنوان هدف تعیین، برای کسب آنها برنامه ریزی و سپس هر روز برای یادگیری آ نها تلاش کنید و این سؤالات را مدام از خود بپرسید چه کاری را من خوب انجام میدهم؟ امتیاز من نسبت به سایرین در این حوزه چیست؟

۵- باارزش ترین فعالیتتان را مشخص کنید. در اینجا نیز از قانون ۲۰ / ۸۰ را استفاده میکنیم.

۶- محدودیت های اصلی خود را در راه رسیدن به هدف بر طرف کنید.

۷- اقدام کنید.


کلید موفقیت شما در هر کاری که به عهده دارید این است که خود را مستقل بدانید. باید دائماً در جستجوی راه هایی باشید که هر روز به ارزشتان بیفزاید. شما در قبال این کار مسئول هستید.

کنترل داشتن بر خود مثبت اندیشی و قدرت فردی ایجاد می کند. هنگامی که مسئولیت کامل زندگیتان را می پذیرید، سرنوشتتان را به دست میگیرید و احساسی فوق العاده خواهید داشت. نخستین مسئولیت شما

در قبال خودتان این است که بجای این که قربانی شرایط باشید بر وقایع مسلط شوید و آینده تان را آنگونه که میخواهید طراحی کنید.


ارز شهای مرتبط باکار و آینده شغلی تان را مشخص کنید

شما باید ارزشهای مهم و ترتیب آنها را برای خود مشخص کنید و آینده حرفه ای خود را بر مبنای این ارزشها پایه ریزی کنید. انسان هنگامی بیشترین احساس رضایت را دارد که زندگی اش مطابق والاترین ارزشها و عمیق ترین اعتقاداتش باشد.

جهت زندگی شما از درون به بیرون است. هسته اصلی وجودتان متشکل از باورهایی است در مورد صفات خوب و بد انسانها. ارزشهای شما تعیین کننده احساسات، انگیزه ها و عکس العملهایتان نسبت به دنیای

اطراف است. این ارزشها نوع افرادی را که دوست دارید، جذب آنها میشوید و از کار و زندگی با آنها لذت می برید را تعیین میکند.

ارزشهای هر فردی تعیین کننده رفتار اوست. ارزشهای شما دارای سلسله مراتب هستند. بعضی در رده های بالاتر و برخی پایین ترند، برخی ارزشهای اولیه و بعضی ثانویه هستند.


این کلام توصیفی است ایده آل از آنچه میخواهید در آینده شغلی تان به آن برسید که هم قابل دسترسی و هم قابل سنجش است. به طور مثال می توان از کلام راهنمای شرکت AT&T که سالهای متمادی این بود: «دسترسی هر آمریکایی به تلفن ». راهنمای شرکت کوکاکولا «برنده شدن از پپسی » و کلام راهنمای شرکت پپسی کولا «برنده شدن از کوکاکولا .»


هدف های شما برای کار و آینده حرفه تان چه هستند؟

هدفهایتان علت اصلی فعالیت های شما هستند. هدفها باید روشن، مکتوب، قابل دسترسی و دارای برنامه زمان بندی شده برای اجرا باشند. هر هدف باید معیاری برای سنجش عملکرد داشته باشد. با این

معیار میتوانید نزدیک یا دور شدن از هدف را به وضوح تشخیص دهید.

چهار کلید برای موفقی تهای شغلی

۱- تخصص گرایی

توانایی هدایت استعدادها و توانایی هایتان به حوزه ای حیاتی از کارتان است؛ که برای شرکت یا مشتری هایتان ارزش قابل توجه دارد.

۲- ممتاز سازی

توانایی متمایز کردن خود از دیگران از طریق داشتن عملکرد برتر در یک تخصص یا بیشتر است. این توانایی شاید مهم ترین اصل در آینده شغلی شما باشد.

۳- جدا سازی

توانایی تشخیص افراد یا سازمان هایی که بیشترین سود را در سریع ترین زمان از عملکرد شما در یک حوزه خاص خواهند بود. در جداسازی ابتدا مهمترین مشتری خود را به وضوح مشخص کنید و سپس تصمیم میگیرید که او را بیش از هر کس دیگر راضی کنید.

۴- تمرکز

تمرکز یعنی توانایی توجه مدام به ارائه خدمات و تولیدات در آن بخش خاص از بازار خودتان که کار شما از نظر مشتری ها، چه فرد و چه سازمان در این بخش عالی است.


پرورش عادتهای جدید یک مسئولیت دائمی برای هر فردی است و به قدری اهمیت دارد که نباید به حال خود رها شود بلکه باید مدام بر روی آن کار شود.

برخی عادتهای انسانهای بسیار موفق عبارت است از وقت شناسی، انضباط، مدیریت زمان عالی، تکمیل وظایف و اندیشمندی. این ها عادتهایی هستند که شما می توانید از راه تکرار آ نها را به دست آورید، عاداتی که به شما کمک میکنند تا سریع تر پیشرفت کنید. مسئولیت شما این است که در هر حوزه از زندگیتان عادتهایی را پرورش دهید که به مرور زمینه عملکرد بهتر در آن بخش را فراهم میکنند.

برای پرورش عادت دلخواه خود کافی است در هر فرصتی طوری عمل کنید که گویی آن عادت را دارید با انجام این روش و تکرار آن شما به ترتیب عادت دلخواهتان را در خود ایجاد می کنید به طوری که این عادت جزئی دائمی از شخصیت شما  میشود.


خوشبختی در زندگی عمدتاً به دلیل داشتن روابط خوب با اعضا خانواده، دوستان و همکاران حاصل میشود. تحقیقاتی که توسط دانیل گلمن و دیگران انجام شده نشان میدهد که مهارت در ایجاد روابط اجتماعی خوب تأثیر بیشتری بر موفقیت دارد تا مجموعه توانایی های ذهنی، تحصیلی و تجربه.


ارزشهای شما در ارتباط با خانواده و سایر افراد مهم زندگی تان چه هستند؟ اصول مشترک این ارزشها چیست و در روابط خود با دیگران شما مظهر چه ارزشی هستید؟ در روابط اجتماعی چه نوع رفتاری را

مناسب میدانید و از نظر شما چه عواملی در شخصیت و رفتار خود و دیگران بیشترین اهمیت را دارد؟

هنگامی که رفتارتان با دیگران انعکاس والاترین ارزشهایتان باشد احساس خوشحالی و اعتماد به نفس بیشتری به شما دست میدهد. برای خود بها و احترام بیشتری قائل میشوید احساس آرامش و رضایت بیشتری میکنید و در زندگیتان با سایرین هماهنگی بیشتری را تجربه میکنید. اگر همواره بر طبق ارزشهایتان عمل کنید، یک زندگی طبیعی همراه با آرامش را خواهید داشت. ارزشهای شما در رفتارتان منعکس  میشود، بخصوص هنگامی که تحت فشار قرار بگیرید یا دچار وسوسه شوید. وقتی که خسته، عصبانی، تحت فشار و یا احساس بیهودگی کنید اغلب گفته ها یا اعمالی انجام میدهید که کاملاً غیرمنتظره است و این اوقات ارزش یا اعتقاداتی را اظهار میکنید که خودتان از آنها اطلاع نداشته اید.

تصویر ذهنی شفافی برای آینده خود و خانواده تان بسازید

می توانید برای تصویر سازی بهتر پاسخ به پرسش های زیر را در نظر بگیرید:

– نظرتان در مورد یک زندگی خانوادگی کامل (بی عیب و نقص) چیست؟

– دوست دارید چه نوع محیط زندگی و خانه برای خودتان و خانواده تان بسازید؟

– دوست دارید در زندگی خانوادگی چه چیزهایی را تجربه کنید؟

– دوست دارید با هر یک از اعضاء خانواده و کسانی که با آنها بسیار صمیمی هستید چه نوع روابطی داشته باشید؟

– و….


اهداف شامل دو دسته:

۱-اهداف قابل لمس:

شامل خانه، اتومبیل، لباس و سایر اشیاء. این اهداف مهم هستند و شما باید در مورد این اهداف خوب فکر کنید.

۲- غیرقابل لمس:

اهداف غیرقابل لمس کیفی هستند، از قبیل صرف وقت با خانواده و دوستان، گذراندن تعطیلات، قدم زدن، کیفیت زندگی، تندرستی، امنیت خانواده و بهداشت هر یک از اعضای خانواده. این اهداف در مقایسه با اهداف ملموس به علت ارتباط داشتن با عواطف و احساسات اهمیت بیش تری دارند.

مهارتهای مربوط به روابط فردی و خانوادگی خود را افزایش دهید

دانش و مهارت هایی را که برای کیفیت زندگی شخصیتان نیاز دارید افزایش دهید. زندگی شما هنگامیبهتر میشود که خودتان بهتر شوید.


شرایط خود را کامل و دقیق بررسی کنید و عادتها و رفتارهایی که کیفیت روابط شخصی ما را افزایش میدهند شناسایی کنید. شاید ضروری باشد به دیگران بیشتر گوش بدهید یا سؤالات بهتری را مطرح کنید یا لازم باشد صبر و علاقه واقعی بیشتری نسبت به فعالیت های مربوط به خانواده و دوستان نشان دهید یا لازم باشد به این نتیجه برسید که زمان فراغت بیشتری برای فعالیت های خانوادگی در نظر بگیرید.

نحوه برخورد شما با اعضاء خانواده به نحوی که گویا هریک از آنها مهم ترین انسان روی زمین است روش عالی است که موجب می شود عزت نفسشان بیشتر شود و احساس کنند ارزش بیشتری پیدا کرده اند

اگر هر روز به آنها بگویید که چقدر دوستشان دارید تأثیر فوق العاده بر اعتماد به نفس آ نها خواهد داشت.


از ویژگی های یک رابطه شخصی خوب سعه صدر داشتن در مورد ایده ها و نظرات جدید توسط طرفین است. با این کار ایجاد هماهنگی ها و سازگاری هایی که برای داشتن یک رابطه خوب و سالم ضروری است برایتان اتفاق می افتد.

به خاطر داشته باشید در زندگی شما دو نوع وقت وجود دارد یکی وقت کار که معیار سنجش آن نتیجه کار و بهره وری آن است، دیگری وقت شخصی که معیار سنجش آن محبت و رضایت است.


هنگامی که خود را مقید به ایجاد و حفظ یک زندگی شخصی متعالی کنید کیفیت کلیه بخش های زندگیتان بهبود مییابد و خوشحال تر، سالم تر، آسوده تر، فعال تر و ثمربخش تر در زندگی فردی و شغلیتان میشوید.




 


استقلال مالی پیدا کنید


«پول ریشه همه بدیهاست ». این جمله ای عموماً به اشتباه در گفته های عامه مردم نقل می شود؛ اما حقیقت گفته و تعبیر درست آن این است که: «پول دوستی، ریشه همهٔ بدیهاست.”

شاید دقیق تر هم این باشد که بگوییم پول نداشتن ریشهٔ همهٔ بدیهاست. پول زیاد داشتن ممکن است مشکلات معدودی را ایجاد کند ولی مشکلاتی که موجب بروز اختلال در زندگی، سلامتی و احساسات انسان  میشود تقریباً همیشه به علت کمبود پول است.

یکی از مسئولیت های مهم شما نسبت به خود و خانواده تان رسیدن به استقلال مالی است تا حدی که دیگر هرگز نگران پول نباشید.

موفق ترین افراد از نظر مالی در هر جامعه ای آن هایی هستند که نگرش بلند مدت دارند و فکر و برنامه ریزی  میکنند. این افراد فعالیت های روزانه و هفتگی خود را به نحوی سامان دهی میکنند که همه چیز با اهداف بلند مدت آنها مطابقت داشته باشد.

دلیل اینکه مردم به استقلال مالی نمی رسند این است که اگر چه این کار به عنوان یک هدف برایشان مطرح است، اما یک هدف اصلی نیست و فقط یکی از اهداف متعددی است که گاه گاه به آن فکر می کنند.

موقعی که هنگام عمل فرا می رسد هدف های دیگری تقدم پیدا میکنند.


پنج، ده یا بیست سال آینده را در نظر بگیرید. مجسم کنید که وضعیت مالی شما از هر جهت عالی است. زمانی که گویی همهٔ آرزوهای شما به حقیقت پیوسته است. این آینده چگونه به نظر می رسد؟

هدفهای مالی خود را مشخص کنید. هدفهای شما چه هستند؟ در میان این اهداف کدام از همه مهم تر است؟ هدفی که میخواهید بیشترین تمرکز را در آن داشته باشید کدام است؟

به طور کلی شما باید ۴ هدف مالی داشته باشید:

بیشترین درآمد ممکن را کسب کنید، کمترین مخارج را داشته باشید تا آنجا که ممکن است پس انداز و سرمایه گذاری کنید و خود را در مقابل ضررهای مالی و تعقیب های قانونی غیرمنتظره محافظت کنید.


چه دانش و مهارتهای دیگری نیاز دارید تا به اهداف مالی تان برسید؟ چه مهارتها و توانایی هایی نیاز دارید تا بالاترین درآمد ممکن را کسب کنید و سرانجام به استقلال مالی برسید؟ موضوع پول پیچیده است ولی اگر بخواهید وضعیت مالی خود را تحت کنترل درآورید باید به آن مسلط شوید. نخستین دانشی که برای رسیدن به استقلال مالی نیاز دارید، میزان درآمد امروز، میزان هزینه ماهیانه و میزان دارایی هایتان است. هرچه بیش تر به هزینه های روزمره توجه کنید با مقدار پولی که به دست می آورید عاقلانه تر برخورد خواهید کرد.


کمتر از درآمدتان هزینه کنید و باقی مانده را پس انداز و سرمایه گذاری کنید این فرمول می تواند شما را ثروتمند کند.


یک مهارت مورد نیاز شما داشتن دانش عمیق در مورد پول و امور مالی است. باید بهترین کتابها ومجله ها را این مورد مطالعه کنید و در سمینارهای مفید که در مورد برنامه ریزی مالی برگزار  میشود شرکت کنید. با افرادی که در امور مالی موفق بودند مشورت کنید و در مورد جمع آوری و حفظ پول هرچه  میتوانید بیاموزید. هیچ چیز را به شانس واگذار نکنید.

در خود عادتهایی ایجاد کنید که موجب عملکرد عالی در امور مالی شود.

اولین و مهم ترین عادت این است که اول از همه حق خودتان را بدهید. جرج کلیسون در کتاب برجسته خود، ((ثروتمندترین مرد بابل)) می نویسد: ((بخشی از درآمد کل شما متعلق به خودتان است.))

هدفتان این باشد که ده تا بیست درصد از درآمدتان را در طول زندگی پس انداز کنید، با این هدف که این مبلغ را مرتباً کنار گذاشته و سپس با نظر اهل فن در جایی مناسب سرمایه گذاری کنید و بگذارید به مرور زمان به مقدار آن افزوده شود. پس انداز را حتی قبل از پرداختن بدهی ها انجام دهید. این موضوع خیلی اهمیت دارد.

مهم ترین عاداتی که میتوانید در جهت کسب استقلال مالی در خود ایجاد کنید صرفه جویی است. قبل از صرف هر هزینه آن را به دقت بررسی کنید. در صورت امکان یک خرید بزرگ را به تأخیر بیندازید و از این زمان برای دوباره فکر کردن درباره آن استفاده کنید. اغلب وقتی که یک خرید عمده را برای مدتی به تأخیر بیندازید اصلاً آن را  نمی خرید. بیشتر مردم پس انداز را مترادف با از خود گذشتگی، رنج، محدودیت و محرومیت میدانند. به همین دلیل اغلب پس انداز نمیکنند زیرا در این مورد ذهنیت غلطی دارند.


موفقیت مالی قابل پیش بینی است. حداقل اقدامی که شما را به سوی استقلال مالی سوق میدهد و میتوانید فوراً آن را شروع کنید انتخاب نمایید. این برنامه میتواند به سادگی باز کردن یک حساب بانکی برای واریز درصد معینی از حقوق ماهیانتان و یا می تواند به پیچیدگی طرح ریزی یک برنامه مالی برای تمام زندگیتان باشد.


 


 


 


پیش به سوی زندگی هدفمند (قسمت سوم)