ماه گرفتگی زمانی اتفاق می افتد که خورشید، زمین و ماه در یک راستا یا خط مستقیم باشند و ماه در بخشی از سایه ی زمین قرار بگیرد. حال سوال اینجاست که، چرا در هر ماه شاهد گرفت نيستيم؟




 


همان‌طور كه مي‌دانيد اجسام اطراف ما دو حالت دارند. يا منير هستنيد و از خود نور ساطح مي‌كنند و يا غيرمنير هستند و نور اجسام منير اطراف خود را منعكس مي‌كنند و از طريق نور آن‌ها سايه توليد مي‌كنند. در فضاي منظومة شمسي، خورشيد پرتو افشاني مي‌كند و اجسام كدري مانند ماه و زمين نور آن را باز تابش مي‌كنند و در خلاف جهت تابش آن سايه نيز توليد مي‌كنند. زمين در مداري بيضي شكل به دور خورشيد مي‌گردد كه از ديد ناظرين بر روي سطح آن به نظر خورشيد در حال چرخش است؛ اين مدار در اصطلاح دايرة‌البروج (دايره انقلاب خورشيدي) نام دارد. ماه نيز در مداري بيضي شكل به دور زمين مي‌گردد. حال در اين صورت اگر ماه از فضاي بين خورشيد و زمين عبور كند سايه ماه بر زمين مي‌افتد و كسوف روي مي‌دهد و اگر زمين در بين ماه و خورشيد قرار گيرد سايه زمين بر ماه مي‌افتد و شاهد يك خسوف خواهيم بود.


 




 


شرایط رخ دادن ماه گرفتگی یا خسوف


برای اینکه ماه‌گرفتگی یا خسوف رخ دهد باید دو شرط مهم هم‌زمان با یکدیگر برقرار باشند:


  1. ماه و خورشید و زمین در یک راستا یا خط مستقیم قرار گیرند به طوری که زمین بین ماه و خورشید قرار داشته باشد. به عبارت دیگر ماه در حالت بدر (کامل) از زمین دیده شود.

    (هنگامی که ماه به نقطه مقابل زمین نسبت به خورشید می‌رسد یا به عبارت دیگر فاصله زاویه‌ای ماه و خورشید ۱۸۰ درجه می‌شود، تمام قرص ماه روشن به نظر می‌رسد که بدر (ماهِ پر- ماه شب چهارده) نامیده می‌شود و ماه در این موقعیت در حالت مقابله است. این مرحله ماه درحدود نیمه ماه حاصل می‌شود.)

  2. ماه در حرکت مداری خود به دور زمین در یکی از گره‌ها و یا در نزدیکی آن قرار داشته باشد.

    (صفحة مداري ماه و زمين منطبق بر هم نيستند و به اندازه‌ي 2/5 درجه با يكديگر فاصله دارند. پس اين دو صفحه در  دو نقطه همديگر را قطع مي‌كنند كه در اصطلاح به گره‌هاي صعودي (زماني كه ماه در حال رفتن از جنوب دايرة‌البروج به شمال آن است) و نزولي (زماني كه ماه در حال رفتن از شمال دايرة‌البروج به جنوب آن است) مشهورند.)


 




 


چرا در هر ماه، ماه گرفتگی (خسوف) نداریم؟!


قطر زاويه‌اي ماه و خورشيد در آسمان 5/0 درجه قوسي است و حال اگر صفحة مداري ماه بر صفحة مداري زمين منطبق بود يا زاويه‌اي كمتر از نيم‌درجه داشت، آنگاه ما هر ماه شاهد يك خسوف در وسط و يك كسوف در پايان ماه قمري بوديم.


ولي اين گره‌ها به دليل حركت زمين به دور خورشيد جاي ثابتي در آسمان ندارند. در واقع ماه زماني‌كه در مدت 21222/27 (ماه گره‌اي) يك دور كامل به گرد مدار خود مي‌چرخد، در اين مدت خورشيد در آسمان زمين تقريباً به اندازه‌ي 30 درجه جابه‌جا شده است و ماه ناچار است كه دو روز ديگر وقت صرف كند تا به خورشيد برسد كه اين مدت به طور متوسط برابر 53056/29 (ماه هلالي) است. با توجه به اين مسأله، گره‌هاي ماه از ديد ناظرين بر روي زمين حركت قهقرايي (پس‌رونده) پيدا مي‌كنند و اين گره‌ها هر ماه حدود 30 درجه در آسمان به سمت غرب حركت مي‌كنند. به وضوح مشخص است كه در عرض گذشت شش ماه گره‌ها دوباره در امتداد زمين و خورشيد قرار مي‌گيرند و تنها كافي است كه ماه در نزديگي يكي از گره‌ها باشد تا حداقل يك كسوف و يك خسوف را شاهد باشيم.


 اين نظم در رخ دادن گرفتگي باعث به وجود‌آمدن دوره‌هاي منظمي در تكرار گرفتها مي‌شود. اين دوره‌ها ممكن است كوتاه و يا طولاني باشد. دوره‌هاي كوتاه مدت عبارتند از 1- دورة رشته‌اي و 2- دورة 47 ماه قمري. و دوره‌هاي بلند مدت عبارتند از: 1- دورة ساروس (Saros) و 2- دورة اينكس (Inex). اين دوره‌ها از نظم كوتاه و طولاني حاصل از حركت گره‌ها ايجاد مي‌شود.


 




 


چند نوع خسوف روي مي‌دهد؟


همان‌طور كه در قسمت‌هاي قبل ذكر شد، پديده‌ي خسوف يا ماه گرفتگي زماني رخ مي‌دهد كه ماه از نيمسايه يا سايه‌ي زمين عبور كند. در اين حالت بسته به نوع عبور ماه سه نوع خسوف رخ مي‌دهد. اگر قسمت يا تمام ماه وارد نيمسايه زمين شود، خسوف نيمسايه‌اي روي مي‌دهد كه در اين حالت تنها از درخشندگي ماه مقداري كاسته مي‌شود. غلظت نيمسايه از خارج به داخل افزايش مي‌يابد، لذا هر چه ماه بيشتر وارد نيمسايه شود، مقدار كاسته‌شدن نور ماه (مانند خسوف 24 اسفند 1384) بارزتر خواهد بود.


نوع ديگر خسوف، به شكل جزئي روي مي‌دهد. در خسوف جزئي، ماه ابتدا وارد نيمسايه شده، ولي قسمتي از ماه وارد سايه‌ي زمين مي‌شود. در خسوف جزئي ماه بيشتر از ساير مواقع در لبه‌هاي سايه‌ي زمين حركت مي‌كند و فرصت بيشتري را براي بررسي مقدار غلظت جو زمين بر روي ماه فراهم مي‌آورد.


نوع آخر خسوف به صورت كلي روي مي‌دهد. در اين حالت تمام قرص ماه پس از ورود به نيمسايه به سايه نيز وارد مي‌شود. به علت وجود جو در اطراف زمين، انكسار نور قرمز خورشيد در جو زمين در امواج بلند به سطح ماه مي‌رسد و باعث روشن‌ و قرمز بودن ماه در حين خسوف كلي مي‌شود. ولي ماه در حين چند گرفت كلي رنگ مشابهي ندارد و عواملي همچون ميزان غبار موجود در جو و نحوه‌ي عبور ماه از درون سايه و همچنين قرار‌گيري ماه در اوج و حضيض باعث تيره‌تر يا روشن‌تر شدن ماه در حين گرفت كلي مي‌شود.


 


گردآورنده: شیوا ترابی


پایگاه نیوزی ایران وکیل