چرا اگر مردى، زنى را به قتل رساند، اولیاى مقتول باید مازاد دیه را بپردازند تا بتوانند قاتل را قصاص نمایند؟


 از آنجا که قطعاً زن و مرد در انسانیت و منزلت و شخصیت انسانى و معیارهاى فضیلت، مساوى اند و این باور را مى‏توان از آیات و روایات فراوان مستفاد نمود، تردیدى باقى نمى‏ ماند که این تفاوت ها ناشى از کم ارزش دانستن زن نیست.

 در مورد حکمت تفاوت دیه زن و مرد مى‏ توان گفت: به دلیل وظیفه مهمى که به طور معمول مردان در اقتصاد خانواده و اداره آن برعهده دارند، خسارتى که با فقدان یک مرد متوجه خانواده‏ شود، غالباً بیشتر از خسارتى است که با فقدان یک زن پیش مى ‏آید. بنابراین در مواردى که مردى در برابر زنى قصاص مى‏ شود با پرداخت نیمى از دیه قاتل به خانواده او خسارتى که از ناحیه عدم حضور مرد متوجه آنها مى‏ شود جبران مى‏ گردد. حکم پرداخت دیه به بازماندگان قاتلى که به جرم کشتن زنى اعدام شده است از حقوق اولیاى قاتل به حساب مى‏ آید. در اینجا تنها جایگاه اقتصادى و تولیدى قاتل و مقتول در نظر گرفته شده است و ارزش انسانى آنها به هیچ وجه مورد معامله قرار نگرفته است.


پرداخت تفاضل دیه در چه مواردی لازم است؟


در موارد زیر ولی دم مقتول باید تفاضل دیه را پرداخت نماید، تا بتواند حق قصاص خویش  را استیفاء كند:


 


در ماده 429 لایحه جدید مجازات اسلامی آمده است: «در مواردی كه جنایت، نظم و امنیت عمومی ‌را بر هم زده یا احساسات عمومی ‌را جریحه‌دار کند و مصلحت در اجرای قصاص بوده، لكن خواهان قصاص تمكن از پرداخت فاضل دیه یا سهم دیگر صاحبان حق قصاص را نداشته باشد با درخواست دادستان و تایید رییس قوه‌قضاییه مقدار مذکور از بیت‌المال پرداخت می‌شود». بنابراین در مواردی كه خواهان قصاص كه ولی زن مقتول است، توانایی پرداخت دیه را ندارد و وضعیت به گونه‌ای است كه قتل مزبور نظم و امنیت‌عمومی را بر هم زده است یا جنایت به گونه‌ای است كه احساسات عمومی را جریحه‌دار كرده است و وضعیت به گونه‌ای است كه مصلحت عمومی اقتضا می‌كند كه قاتل قصاص شود، نه فقط به خاطر این‌كه نفسی را از بین برده باشد، قاتل باید در تقابل با عمل خود قصاص شود، بلكه مصلحت جامعه اقتضای قصاص وی را می‌كند.


 یعنی این مورد به نظم و امنیت و مصلحت عمومی جامعه گره می‌خورد. حال در این‌جا بالاخره اصل متقاضی قصاص ولی‌دم است، اما وی تمكن پرداخت نصف دیه را ندارد. در این وضعیت دادستان مربوط متمكن نبودن ولی‌دم از پرداخت نصف دیه را باید تشخیص دهد. اگر موارد فوق توسط دادستان احراز شد، وی این موضوع را به رییس قوه‌قضاییه منتقل می‌كند. رییس قوه‌قضاییه هم اگر این تشخیص دادستان را تایید كرد، با تایید ایشان نصف دیه‌ای كه باید پرداخت شود تا قصاص اجرا شود، از بیت‌المال تامین خواهد شد.


الف. ولی دم بودن ولی امر و پرداخت فاضل دیه از بیت المال


هرگاه مقتول فاقد اولیای دم باشد و یا اولیای دم او شناسایی نشوند، امام مسلمین و در زمان غیبت، ولی فقیه، ولی دم مقتول محسوب می شوند. در چنین مواردی هرگاه شخصی که فاقد ولی دم است، عمداً به قتل رسیده باشد و برای قصاص قاتل نیز احتیاج به پرداخت فاضل دیه باشد نسبت به این مسئله که آیا ولی امر مسلمانان می تواند با پرداخت فاضل دیه از بیت المال، قاتل یا قاتلین را قصاص نماید یا خیر، نظر صریحی از سوی فقها در این خصوص ابراز نشده است. با این وجود، با عنایت به این که تمامی فقها معتقدند در مواردی که امام ولی دم مقتول است، حق قصاص یا مطالبه دیه را دارد (مفید، 141، ج14: 473؛ محقق حلی، 1409،‌ج4: 806؛ ابن ادریس،‌1410، ج3: 332) می توان گفت که از نظر فقها پرداخت فاضل دیه از بیت المال جایز است به دلیل این که اذن در شیء اذن در لوازم آن است، بنابراین زمانی که زنی فاقد ولی توسط مردی به قتل رسیده باشد، لازمه این قول که امام اختیار قصاص قاتل را دارد، آن است که اجازه پرداخت فاضل دیه از بیت المال را نیز داشته باشد.


ب. اعسار اولیای دم و پرداخت فاضل دیه از بیت المال


در صورت اعسار اولیای دم می توان فاضل دیه را از بیت المال پرداخت نمود.


انتهای پیام