به گزارش ایران وکیل معمولا در فرهنگ عمومی جوامع مختلف خیانت مردان به زنان مود توجه قرار گرفته است و معمولاً تعداد مردهایی که به همسر خود خیانت می کنند از تعداد زنانی که به شوهر خود خیانت می کنند بیشتر است. ولی تحقیقات اخیر نشان می دهد که در سال های اخیر تعداد زنان خیانتکار نسبت به قبل بیشتر شده است.


 انواع خیانت در روابط خانوادگی


1 – خیانت رفتاری

منظور از خیانت رفتاری این است که یکی از همسران به صورت رفتاری و با ارتباط برقرار کردن با شخصی خارج از سیستم خانواده به همسرش خیانت کند که بخش اعظم آن را ارتباط های جنسی تشکیل می دهد و در جامعه ما نیز رایج است.

2 – خیانت ذهنی

افرادی که در فکر و تخیلاتشان مدام به شخصی دیگر می اندیشند و از آنجا که زاده ذهنشان است، آن فرد شخصی ایده آل به شمار می آید و در این موقع است که برای زندگی مشترک خطر می آفریند چرا که آن شخص دایما شریک زندگی اش را با فرد ایده آل ساخته ذهنش مقایسه می کند و چون در حال قیاس است، در ارتباط با همسرش به مشکل برمی خورد و رابطه سرد می شود.

3 – خیانت کلامی

در این نوع خیانت، زن یا مرد به صورت تلفنی یا اینترنتی یا اینکه در هر موقعیتی که فراهم شود با یکدیگر صحبت کرده و گرم می گیرند. متاسفانه امروزه به دلیل وجود اینترنت، ارتباط جنسی کلامی و حتی ویدئویی وجود دارد که این هم به نوعی، خیانت محسوب می شود. ناگفته نماند این نوع خیانت نوعی انحراف جنسی به حساب می آید.


دکتر پرویز رزاقی، روانشناس و مدرس دانشگاه در خصوص علل خیانت زنان در زندگی زناشویی، می‌گوید: زنان در جامعه ایرانی همیشه برای حفظ و ثبات زندگی قدم برداشته‌اند و تمام تلاش آنها برای حفظ کیان خانواده بوده و هست. معمولا زنان با نیازهای احساسی و ایده‌آلی که برای خود متصور می‌شوند، با فردی ازدواج می‌کنند. اما زمانی‌که وارد زندگی مشترک می‌شوند و نیازهای اساسی در زندگی زناشویی برآورده نمی‌شود، گاهی این ناکامی می‌تواند به خیانت منجر شود.


علت دوم، خیانت مردان است. وقتی زن می‌بیند شوهرش به او خیانت کرده، با برقراری رابطه با مرد دیگر، از همسرش انتقامجویی می‌کند.


انجام رفتارهای پرخاش‌گرایانه، کتک‌کاری، عصبانیت و واکنش‌هایی از این قبیل باعث می‌شود زن از شوهرش بریده و خیانت کند.


علت بعدی تامین نشدن نیازهای عاطفی و احساسی زن است. مردان به دلیل تفاوت‌های شخصیتی که دارند، احساسات خود را نشان نمی‌دهند. مرد با خودش این‌طور فکر می‌کند که من چون زنم را دوست دارم، همین‌ کافی است. این درحالی است که زن دوست دارد جمله « دوستت دارم» را از همسرش بشنود. این تفاوت‌های شخصیتی به قدری فاحش هستند که مرد از نیازهای احساسی زن غفلت می کند و زمانی‌که زن ناکام می‌شود، هیچ بعید نیست برای تامین نیازهای عاطفی‌اش به سمت ارتباط با مرد دیگری برود.


ممکن است وابستگی مرد به خانواده خود، یا حضور فیزیکی و روانی و فکری اعضای خانواده به قدری باشد که قدرت تصمیم‌گیری را از او سلب کند و همسر را به بن بست بکشاند و به جایی برسد که زن روابط عاطفی و کلامی‌اش را قطع کند. همین موضوع باعث می شود تا به برقراری ارتباط در فضای خارج از خانه فکر کند.


نیاز مادی نیز از علل دیگر خیانت زن است. مرد از زنش حمایت لازم مادی نمی‌کند و او نیز برای تامین نیازهای مادی‌اش، با مرد دیگری ارتباط برقرار می‌کند.


نبودن شوهر درکنار زن هم خیانت را رقم می‌زند. وقتی شوهر نباشد، زن رفته‌رفته، احساس خلأ عاطفی و فکری کرده و برای پر کردن این خلأ به سمت فردی می‌رود که پاسخ این حس او را بدهد.


گاهی زن در خلال روابط اجتماعی که در محل کارش با دیگران دارد، ممکن است دچار لغزش شود. یعنی در طول همکاری به‌دلیل رابطه عاطفی که بین او و مرد دیگری شکل می‌گیرد، آن مرد را با شوهر و زندگی‌اش مقایسه می‌کند و اگر نتواند کاستی‌های همسرش را قبول کند، لغزش رقم می‌خورد.


حس‌ کمال‌طلبی یک عامل دیگر است. این زنان قبل از ازدواج، دنبال یک زندگی بی‌عیب و نقص بودند، اما بعد از ازدواج برخلاف آنچه‌ انتظارش را داشتند روبه‌رو شده‌اند.


گاهی موقعیت شغلی در بعضی از زنانی که تحصیلات، حقوق بالا و نقش اجتماعی دارند نیز در بروز خیانت بی‌تاثیر نیست.


تنوع‌طلبی در برخی زنان هم مشاهده می‌شود. زنانی که دوران مجردی در روابط پایدار و عمیقی قرار داشتند، وقتی وارد زندگی مشترک می‌شده و با شرایط تازه‌ای مواجه می‌شوند و شرایط فعلی‌شان با گذشته فرق دارد و همسرشان از بسیاری موارد حتی ظاهر با فردی‌که قبل از ازدواج با او رابطه داشته فرق می‌کند، به زندگی و همسرشان وفادار نمی‌مانند و خیانت می‌کنند.


مهم‌ترین عاملی‌که باعث می‌شود زن به شوهرش خیانت کند، کمبود روابط عاطفی و احساسی است. مرد سرش به وایبر یا رایانه‌اش گرم است، با زن حرف نمی‌زند، تلویزیون تماشا می‌کند، وقت برای همسرش نمی‌گذارد، با هم به مسافرت نمی‌روند، شوهر دست بزن دارد و… همه اینها باعث می‌شود تا زن همچنان مشتاق شنیدن پیام احساسی و روانی از سوی شوهرش باشد، اما در عمل ناکام می‌ماند.




 


موسسه Coffee and Company بریتانیا در یکی از پژوهش های خود نشان داد که از  3000 شرکت کننده، 20 درصد زنان به خیانت به همسران خود اعتراف کرده اند. در اینجا به 10 مورد از علل عمده خیانت زنان به همسرانشان می پردازیم:


انتقام جویی

 


 


گاهی بی وفایی یک زن از حس انتقام جویی او ناشی می شود. گاهی زنان بر خلاف میل باطنی خود به شوهر خود خیانت می کنند تا به او بفهمانند حس مورد خیانت قرار گرفتن چه قدر دردناک است و جالب اینکه در خیلی از موارد این حربه زنان جواب می دهد. دکتر بنی وِیل می گوید ” مردها به اندازه زنان احساساتی نیستند بنابراین در اکثر مواقع درد و رنج ناشی از خیانت همسر را درک نمی کنند، مگر اینکه خودشان طعم آن را بچشند. زنان با این کار در واقع می خواهند  شرایطی برابر با  شوهر خود داشته باشند چون احساس می کنند آنچه تا به حال به آن پایبند بوده اند دیگر اعتبار و ارزشی  ندارد.

بی تفاوتی همسر

 


 


گاهی بی وفایی زنان از احساس نادیده گرفته شدن یا بی تفاوتی همسر نسبت به مسائل و مشکلات ناشی می شود.  روث هوستون، کارشناس و موسس سایت معتبر infidelityAdvice.com، می گوید  اکثر زنان ابتدا سعی می کنند به همسرشان بفهمانند که مشکلی وجود دارد و چیزی آنها را ناراحت کرده است.  اما اگر شوهر متوجه این اشارات غیرمستقیم نشود، به همسر خود بی اعتنایی کند یا گلایه های او را جدی نگیرد، زن به خیانت روی می آورد چون احساس می کند راه دیگری نمانده است.

احساس ناامنی و خلاء عاطفی

 


زنان نیاز دارند که دوست داشته شوند و مورد تحسین و قدردانی قرار گیرند. مییرز، کارشناس خانواده، می گوید  خیانت معمولاً زمانی اتفاق می افتد که زنی احساس کند آن طور که باید و شاید مورد علاقه و توجه همسرش قرار نمی گیرد و همسرش قدر او را نمی داند. معمولاً زنان به سمت مردهایی دیگر جذب می شوند چون از زبان آنها تعریف ها و تحسین هایی را می شنوند که از زبان شوهر خود نمی شنوند. زنان دوست دارند همیشه به چشم همسرشان خاص و فوق العاده باشند و تشنگی و عشق او را احساس کنند.

بازگشت به روابط قبلی

 


میرز می گوید بازگشت به روابط قبلی راهی آسان برای یافتن کسی است که بتواند کمبودهای زندگی زنان را برای مدتی کوتاه جبران کند. البته این راه حل بسیار مقطعی است و نمی تواند تاثیر ماندگاری داشته باشد. البته آنچه زنان می خواهند شخص قبلی نیست بلکه یا احساساتی است که در رابطه قبلی تجربه کرده اند و یا دیدی است که در آن زمان نسبت به خود داشته اند.” به عقیده ویل ” بازگشت به روابط گذشته باعث می شود زنان احساس جوانی، سرزندگی و جذابیت کنند.


رابطه طولانی و یکنواخت

 


 اکثر زوج هایی که برای مدت طولانی با هم زندگی کرده اند، کم کم احساس می کنند آن حرارت و عشق روزهای اول را ندارند. بومن، کارشناس خانواده، می گوید  روزهای اول یک رابطه زمانی هستند که احساس می کنید انتخاب شده اید و مورد توجه و علاقه هستید. اما در مورد روابط طولانی قضیه کاملاً متفاوت است چون دیگر هورمون هایی که در اوایل رابطه با دیدن طرف مقابل در بدنتان ترشح می شد کمتر شده اند. البته این مشکل اجتناب ناپذیر نیست و تکنیک هایی برای مبارزه با احساس یکنواختی و تولید دوباره هورمون ها وجود دارد. مثلاً می توانید هر روز همسر خود را به مدت 20 ثانیه در آغوش بگیرید و حرف های عاشقانه بزنید. ویل می گوید  نکته جالب اینکه عدم وجود اختلاف و مشاجره همیشه نشان خوبی نیست. دعوا و جدل گاهی عشق ما را بیشتر می کند. آمار نشان می دهد زوج هایی که همیشه رابطه ای آرام و بدون تنش دارند بیشتر در معرض خطر خیانت و بی وفایی هستند.

ترس از خیانت شوهر

 


بسیاری از زنان خیانت و بی وفایی را جزئی جدایی ناپذیر از شخصیت مردان می دانند و به همین دلیل همیشه دچار استرس و ترس هستند، حتی اگر شوهرشان واقعاً به آنها خیانت نکند. گاهی بی وفایی و شروع یک رابطه مخفیانه راهی است برای کاهش این اضطراب.

 


 


روابط زناشویی سرد و یکنواخت


زوج هایی که برای مدت طولانی در کنار هم زندگی کرده اند معمولاً از یکنواختی و سردی روابط جنسی شکایت می کنند. در پژوهشی که در سال 2010 صورت گرفت، 81 درصد از زنان می گفتند روابط زناشوییشان سرد و قابل پیش بینی شده و دیگر جذابیتی ندارد. مِیِر می گوید  گاهی زنان برای ایجاد تنوع و تجربه های جدید  مرتکب خیانت و بی وفایی می شوند.

نبود نقاط مشترک

 


 اگر زنی احساس کند که دیگر دغدغه یا علاقه مشترکی با شوهر خود ندارد، ممکن است به طرف کس دیگری جلب شود که این دغدغه ها و علایق را دارد. اکثر زوج ها در روزهای اول آشنایی احساس می کنند کسی را پیدا کرده اند که مثل آنها فکر می کند و با آنها همدل و همفکر است. اما در بسیاری از موارد بعد از چند سال این احساس از بین می رود. هوستون می گوید  بعضی از زنان برای مبارزه با احساس تنهایی و خلاء  به بی وفایی روی می آورند.

بیماری

 


 زنانی که به بیماری ها خطرناک مانند سرطان سینه مبتلا می شوند، ممکن است ناگهان دیدی متفاوت به زندگی پیدا کنند، همه قسمت های زندگی خود را از اول مرور کنند و به مرگ و نیستی بیشتر فکر کنند. بومن می گوید  بدتر اینکه این زنان ممکن است احساس کنند  درست زمانی که بیش از همیشه به شوهرانشان نیاز داشته اند تنها مانده اند و دیگر مورد توجه شوهرانشان نیستند. احساسات این زنان آسیب پذیر می  شود و برای جبران این کمبودها و احساسات منفی به خیانت روی می آورند. این احتمال هم وجود دارد که احساس کنند زمان زیادی برایشان باقی نمانده و باید از زمانی که دارند بیشترین استفاده را بکنند.

جلب توجه و ماجراجویی

 


ویل عقیده دارد زنان ممکن است احساس کنند که کسی قدر آنها را نمی داند. آنها همه زمان خود را به کارهای خانه اختصاص می دهند، کارهای خانه را انجام می دهند، از بچه ها مراقبت می کنند… حتی بسیاری از آنها بیرون از خانه هم کار می کنند. آنها می خواهند مورد احترام قرار بگیرند و ارزش  زحمت هایشان شناخته شود. هوستون می گوید  زنان همچنین به دنبال کمی هیجان و سرگرمی در زندگی هستند . بسیاری از این زنان تنها به کمی محبت و توجه نیاز دارند. زنی که در زندگی زناشویی خود از شادی و هیجان و تنوع کافی برخوردار باشد و رابطه ای گرم و صمیمی با شوهر خود داشته باشد هرگز خیانت نمی کند.


انتهای پیام