سینما یک زبان است و مثل همه زبانهای دیگر، گرامر و قواعد خود را دارد. برای درک درست فیلمها و شناخت دقیق و علمی سینما باید به زبان سینما مسلط بود. تنها در صورت تسلط به این زبان است که میتوان اجزاء تشكیل دهنده یک اثر سینمایی را شناخت و با آن ارتباط درستی برقرار کرد. هدف این مطلب آموزشی این است که شما به کمک آن با اصول و قواعد اولیه سینما و گرامر آن آشنا شوید به گونه ای که درک مقدماتی از این رشته ی هیجان انگیز داشته باشید.


داستان فیلم، فیلمنامه




 


ایران وکیل – فیلمنامه یا سناریو نوشته ای است برای فیلم. داستانی است که انحصارا برای سینما نوشته می شود و جدا از فیلم معنایی ندارد. برخلاف داستان یا نمایشنامه که ارزش مستقل ادبی دارند، فیلمنامه به عنوان یک متن، ارزش مستقلی ندارد و تنها بعد از تبدیل به فیلم است که ارزش های هنری )و نه ادبی) آن مشخص می شود.

فیلمنامه با رمان و نمایشنامه فرق دارد. در رمان، ماجرا می تواند در ذهن شخصیت رخ دهد اما در فیلمنامه باید به صورت عینی تصویر و دیده شود. در نمایشنامه، ماجرا روی صحنه و در صحنه ای که سه دیوار دارد رخ می دهد و مخاطب در جای دیوار چهارم می نشیند و به زندگی و حرفهای شخصیت های نمایش گوش می دهد اما در سینما این محدودیت وجود ندارد و هر بار که زاویه دوربین تغییر می کند، در حقیقت زاویه دید تماشاگر نیز همراه با آن تغییر خواهد کرد.

فیلم نامه در واقع متنی است شامل جزییات صحنه ها، مكان ها، زمان ها، شخصیت ها، گفتگوها، ماجراها و هر آنچه در فیلم دیده خواهد شد. فیلمنامه دستور العملی است که توسط فیلمنامه نویس یا فیلمنامه نویسان برای یک کارگردان نوشته می شود تا از روی آن فیلم بسازد. صرفه جویی در هزینه تولید فیلم، پرورش کامل ایده ها، استفاده از تمام ایده ها و منظم کردن ایده های پراکنده، برخی از مهمترین دلایل وجود یک فیلمنامهاند.

بیشتر فیلمنامه های چاپ شده که در بازارند، معمولا بعد از ساخته شدن فیلم ها و نمایش عمومی آنها منتشر شده اند اما هستند فیلمنامه هایی که به دلایل مختلف از جمله دلایل اقتصادی یا سیاسی، هرگز ساخته نشدند اما فیلمنامه های آنها منتشر شده و در دسترس همگان است. بهرام بیضایی از جمله فیلمسازانی است که در دوره های قبل و بعد از انقلاب فیلمنامه هایی برای ساخت با مشكل ممیزی یا مالی مواجه بوده و به همین دلیل امكان ساختن خیلی از ایده ها و فیلمنامه های خود را نیافته است. از این رو تصمیم به انتشار آنها گرفته است تا از این طریق به همه بگوید که دلیل فیلم نساختن اش چه بوده است و در عین حال خواننده علاقمند به آثار بیضایی را حداقل از خواندن اندیشه های سینمایی اش محروم نسازد . 




 


نویسنده فیلمنامه می تواند خود فیلمساز یا فرد دیگری باشد. برخی از فیلمسازان خود فیلمنامه نویس اند و دوست دارند فیلم هایشان را از روی فیلمنامه های خود بسازند. در سینمای ایران بهرام بیضایی و عباس کیارستمی، نمونه هایی از این دست فیلمسازان اند. در سینمای غرب نیز فیلمسازانی مثل اینگمار برگمن، کریستوف کیسلوفسكی، آلفرد هیچكاک اغلب فیلم های خود را از روی فیلمنامه های خود ساخته اند. به این دسته از فیلمسازان، سینماگران مولف گفته می شود چرا که فیلمی که می سازند از ایده تا اجرا متعلق به آنهاست.


فیلمنامه می تواند اورجینال یا اقتباسی باشد .فیلمنامه اورجینال به فیلمنامه ای گفته می شود که موضوع و داستان آن اورجینال و زاییده ذهن یک نویسنده یا فیلمنامه نویس باشد و از جایی گرفته نشده باشد، مثل فیلمنامه فیلم همشهری کین ساخته اورسون ولز که نوشته خود اورسون ولز است و از روی داستان یا کتاب خاصی ساخته نشده است.

اما فیلمنامه اقتباسی، فیلمنامه ای است که از روی یک رمان یا داستان کوتاه یا نمایشنامه ساخته می شود. مثل فیلم دکتر ژیواگو ساخته دیوید لین که از روی رمان معروف بوریس پاسترناک نویسنده روسی ساخته شد و یا فیلم پدرخوانده که توسط فرانسیس فورد کاپولا از روی رمان ماریو پوزو ساخته شد. نمایشنامه های شكسپیر نیز الهام بخش بسیاری از سینماگران جهان از کوزینتسف روسی تا لارنس الیویه انگلیسی بوده اند.

فیلم هاملت و شاه لیر از ساخته های کوزینتسف و فیلم هنری پنجم و ریچارد سوم ساخته لارنس الیویه از نمونه های خوب اقتباس از نمایشنامه های مشهورند. در ایران نیز فیلمنامه نویس ها از داستان ها و رمان های مشهور ایرانی اقتباس کرده اند. مثلا امیر نادری قصه معروف تنگسیر نوشته صادق چوبک را به فیلم درآورده است یا کیومرث پوراحمد که داستان های مجید نوشته هوشنگ مرادی کرمانی را به یک سریال تلویزیونی تبدیل کرده است.




اینگمار برگمن کارگردان سوئدی یک فیلمساز مولف بود


اما لازم است قبل از هر چیز چند خصوصیت مهم فیلمنامه را بشناسیم:


  • همان طور که گفته شد یک فیلمنامه متنی است که برای سینما نوشته می شود. بنابراین باید اثری شنیداری و تصویری باشد. یعنی هر آنچه که در فیلمنامه نوشته می شود باید در فیلم دیده و شنیده شود. از این رو نوشتن عبارت هایی مثل: حسین دلش شور می زد یا او احساس می کرد قلبش دارد از جا در می آید در فیلمنامه بی معنی است چرا که فیلمنامه نویس هیچ پیشنهاد تصویری یا صوتی به کارگردان نمی دهد.

  • فیلمنامه متنی است که در زمان حال می گذرد حتی اگر در گذشته اتفاق افتاده باشد. در سینما ما رویدادهای گذشته را همانند حوادثی که همین الان در برابر چشم ما اتفاق می افتند می بینیم و تا زمانی که فیلمساز با تمهیداتی به ما نگوید که این تصاویر مربوط به گذشته اند، ما آنها را مربوط به زمان حال می پنداریم.

  • معمولا در فیلمنامه از ذکر نكات فنی مثل زاویه دوربین یا اندازه نماها پرهیز می شود اما برخی فیلمنامه ها حاوی این جزییات فنی هستند.

  • اگر چه فیلمنامه باید عینا به فیلم برگردانده شود، اما گاه پیش از فیلمبرداری یا هنگام فیلمبرداری، به خاطر ویژگی های مكانی، مالی و یا وضعیت بازیگران، تغییراتی در آن پدید می آورد. بعد از فیلم برداری، در مرحله تدوین نیز احتمال تغییر فیلمنامه وجود دارد. 

  • مهمترین ویژگی یک فیلمنامه دراماتیک بودن است. دراماتیک یعنی نمایشی. یعنی متنی که قابلیت اجرایی داشته باشد و دارای جذابیت و کشی لازم برای جلب تماشاگر باشد و بتواند او را به اندازه کافی درگیر کند و یا به قول ارسطو فیلسوف و نظریه پرداز هنری بزرگ یونان باستان، بتواند همذات پنداری تماشاگر را برانگیزد و او را به سرنوشت شخصیت های آن فیلم علاقمند سازد و تا آخر فیلم را دنبال کند. فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی از این نظر یک اثر دراماتیک قوی است چرا که تماشاگر با شخصیت های اصلی داستان همذات پنداری می کند و درگیر ماجراها و کشمكی خانوادگی آنها می شود و نمی تواند در طول تماشای فیلم یک لحظه از آنها غافل شود.

    فیلمنامه از ایده تا تبدیل شدن به متن نهایی مراحل مختلفی را می گذراند که شامل: ایده یا موضوع، طرح، سیناپس، پیش نویس (تریتمنت) و فیلمنامه نهایی است که آن هم می تواند در طی مراحل مختلف فیلمسازی دچار تغییرات اساسی شود.