ایران وکیل -لذت عکاسی به جهت باز تولید موقعیت های زندگی انسان، هنگامی ما را به وجد می آورد که با هر بار دیدن و تعمق در آن، نکات تازه ای را کشف کنیم. تصاویر با ما سخن می گویند و ما با همهٔ ادراک ذهنی امان به اطراف خود بیشتر دقیق می شویم.


عکس ها همیشه حرفی برای گفتن دارند و بدون هیچ واسطه ای چیزی را حکایت می کنند، چگونگی تعبیر و برداشت حرف اصلی یا پیام هر یک از عکسها به مخاطب بستگی دارد که با چه انگیزه ای از عکس ها استفاده می کند؟ دارای چه میزان سواد بصری است ؟ ارتباط احساسی شخصی او با این آثار چیست؟ و در نهایت از دیدگاه هنر چه برداشتی از آن دارد؟ 


جدا از تصاویری با مضامین اجتماعی که راحت و مستقیم با مخاطب ارتباط برقرار می کنند، عکس هایی نیز هستند که رازهایی را در خود نهفته دارند و عدم آگاهی از عناصر اولیهٔ زیبایی شناسی و تجربی دیدن، فاصله زیادی بین اثر و مخاطب ایجاد می کند ، که در این راه مطالعه و مکاشفه و همچنین دیدن عمیق تر کمک می کند زوایای پنهان آثار آشکار شده و نظریه های متفاوتی ارائه شود. در این مورد «امبرتو اکو» یک اثر هنری را اثری ( گشوده و باز ) می خواند و اعتقاد دارد که مخاطبان می توانند برداشت های متعددی از آن اثر داشته باشند.


از آنجا که تاثیر بصری آثار هنری بیش از هر کلامی ، ذهن جستجوگر مخاطب را به چالش می کشاند ، هنر مندان عکاس نیز باید با ساماندهی ، وحدت و استفادهٔ آگاهانه از عناصر ساختاری آثار خود و ایجاد ارتباطی معنایی و درونی تلاش کنند و شرایط درک بالاتری را برای مخاطبین فراهم آورند .


همهٔ عکاسان افکار زیادی در مورد موضوع عکس هایشان دارند ، برخی از این افکار خیلی سریع نتیجه می دهد و برخی دیگر مرتباً ذهن او را به خود مشغول می کند .


یک عکاس باید قوهٔ درک بالایی داشته باشد تا بتواند در کوتاهترین زمان ممکن که کسری از ثانیه است ، لحظات مناسبی از زمان را منجمد سازد .


در زندگی روزمرهٔ ما بعضی از موضوعات بی اهمیت کمتر به چشم می آید، ولی چنانچه در نوع انتقال آن که از صافی ذهن هنرمند عکاس عبور نموده و در ساختاری منسجم و دقیق از ترکیب فرم ها و عناصر زیبایی شناسی اهتمام شود، آن را از یک انتقال سادهٔ تصویری به اثری گویا ،‌ماندگارو هنری تبدیل می کند. 


این مانند همان کلماتی است که به تنهایی فقط کلمه و واژهٔ متشکل از چند حرف هستند ولی وقتی به درستی و از ورای اندیشه کنار هم می نشینند ، جمله ای را می آفرینند که می تواند بر روح و روان آدمی تاثیر بگذارد و یا سرمشق انسانها در راه و روش زندگی باشد .


در هر حال یک هنرمند در ارائهٔ موضوعات بایستی وسعت ذهن خود را گسترش دهد تا دید بازتری در بیان آنها بیابد . عکس ها در ابتداء با خود هنرمند به گفتگو و مکاشفه می پردازند ، چه زمانی که هنوز دکمهٔ شاتر دوربین خود را نفشرده و چه هنگامی که در برابر اثر عکاسی شده به تفکر می پردازد.


برداشت ها، کشمکشها و فعالیت های ذهنی ما در رسیدن به تصویری واحد مرتباً در تغییر است و آنچه در هنر عکاسی ذهنیت هنرمند را به عینیت متجلی می سازد حاصل تفکر و اندیشهٔ اوست .


 


سالها قبل از اینکه عکاسی اختراع شود اساس کار دوربین عکاسی وجود داشت. یک دانشمند مسلمان به نام ابن هیثم در قرن پنجم هجری / یازدم میلادی وسیله ای را به نام جعبه تاریک در مشاهده کسوف استفاده کرده بود.اتاقک تاریک، عبارت بود از جعبه یا اتاقکی که فقط بر روی یکی از سطوح آن روزنه ای ریز، وجود داشت. عبور نور از این روزنه باعث میشد که تصویری نسبتا واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشکیل شود. 


این وسیله، طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت. لئوناردو داوینچی نقاش و نابغه قرن شانزدهم، در یادداشتهای خود خواص اتاقک تاریک را شرح داده است. هم چنین وی آن را کامرا آبسکورا (Camera Obscura) و روزنه ریز آن را نیز پین هول (Pine Hole) نامید.


این وسیله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامی نقاشان بخصوص نقاشان ایتالیایی قرن شانزدهم از آن برای طراحی دقیق منظره ها و ملاحضه دورنمایی صحیح استفاده می کردند، به این ترتیب که کاغذی را بر روی سطح مقابل روزنه قرار می دادند و تصویر شکل گرفته را ترسیم می کردند.


این تصاویر بسیار واقعی و از پرسپکتیو صحیحی برخوردار بود.

در حدود سال ۱۵۰۵ میلادی نیز ژرم کاردان (Jerome Cardan) ریاضی دان ایتالیایی یک عدسی محدب بر روزنه اتاقک تاریک نصب کرد، این کار باعث شد تا تصویر وضوح بیشتری پیدا کند.


اما سیاه شدن املاح نقره در اثر تابش نور به وسیله شیمیدان آلمانی ، شولتز(Schulze) وبه طور اتفاقی کشف شد. ماجرا از این قرار بود که روزی وقتی شولتز وارد آزمایشگاه شد، متوجه شد برگ درختی بر روی کاغذی که به نیترات نقره و آهک آغشته بود افتاده، بعد از اینکه برگ را از روی کاغذ برداشت متوجه شد که قسمتی که برگ روی آن بوده مثل سایر بخش های کاغذ سیاه نشده است.


این پدیده باعث آغاز فعالیتهای جدیدی برای شناسایی مواد حساس به نور شد.

و اینکه در سال ۱۸۱۹ سرجان هرشل(Sir John Fedric William Herschel) انگلیسی محلول ثبوت را کشف کرد. ماده ای که هرشل به عنوان ماده ثابت کننده تصویر معرفی کرد هیپوسولفیت دوسود نام داشت. کار مهم دیگری که هرشل انجام داد به کاربردن الفاظ منفی (Negative) و مثبت (Positive) درمورد تصاویر بود.


تا اینکه سرانجام بین سالهای ۱۸۲۲ و ۱۸۲۶ یک مخترع فرانسوی به نام نیسفور نی یپس (Joseph Nicephore Niepce) توانست اولین عکس دنیا را ثبت کند.


وی این عکس را در املاک شخصی خود واقغ در دهکده ای به نام سن لودووارن در چند کیلومتری شالن سورسن تهیه کرد.


نی یپس در واقع برای اولین بار مواد حساس را در اتاقک تاریک به کار برد. عکسی که وی تهیه کرد حدود ۸ ساعت بوسیله خورشید نور دیده بود. وی این روش را هلیوگرافی (Heliography) یا ترسیم بوسیله خورشید نامید.

نی یپس در سال ۱۸۲۹ با یک فرانسوی دیگر به نام لویی ژاک مانده داگر (Louis Jacques Mande Daguerre) آشنا شد. داگر نقاش مرفه و صاحب گالری در پاریس بود و ضمنا تجربه های با ارزشی نیز در زمینه عدسیها و جعبه تاریک داشت.

پس از مرگ نی ئپس ، داگر کار وی را ادامه داد و او پس از چند سال روشی را ابداع کرد که آن را (داگرئوتیپ) نامید.


سالها بعد کلمه فتوگرافی که بوسیله سرجان هرشل و از ترکیب دو کلمه یونانی فتوس (Photo) به معنی نور و گرافوس (graphein) به معنای رسم کردن ابداع شده بود جای آن را گرفت.


در آن زمان عکاسی برای مردم سحر و جادو تلقی می شد تا جایی که تصاویر به دست آمده را آینه حافظه دار نامیده بودند.


در سال ۱۸۳۸ شیمیدان انگلیسی به نام ویلیام هنری فوکس تالبوت (William Henry Fox Talbot) با تهیه تصویر نگاتیو در ابعاد کوچکتر ، بزرگسازی تصویر و به دست آوردن تصویر پوزتیو یا مثبت دو مرحله اصلی را در ظهور عکس تکمیل کرد.


قبل از این عکاسان مجبور بودند سطح حساس را به اندازه شی مورد نظر بسازند. ( فرض کنید اگر قرار بود از یک فیل عکس بگیرند چه دوربینی با چه اندازه ای می خواستند!!)


در آن زمان برای گرفتن عکس مدت و هزینه زیادی صرف میشد .لابراتوارها سیار بودند و حمل و نقل شیشه ها (که عکس ها روی آنها ظهور میشد) بسیار سخت بود.


از طرفی سوژه باید در طول زمان گرفته شدن عکس بدون حرکت میماند! که برای سوژه های جاندار مثل انسان از آپولو (وسیله ای برای شکنجه انسان) استفاده میکردند. با اختراع امولسیون تر یا کلودیون این زمان به ۲-۳ ثانیه تقلیل یافت. بعدها با اختراع امولسیون ژلاتین دار یا امولسیون خشک توسط ریچارد مادوکس (Richard Maddox) این زمان به ۱/۲۵ ثانیه کاهش پیدا کرد.


جورج ایستمن در سال 1884 میلادی فیلم رول را که فیلمی از جنس پلاستیک آغشته به امولسیون ژلاتینی است را ابداع کرد.  ادوین لند نوعی دوربین آنالوگ ظهور فیلم فوری موسوم به دوربین پولاروید را اختراع کرد که بلافاصله پس از عکسبرداری، نسخهٔ چاپ شدهٔ عکس را پرینت می کردند.


پیدایش عکاسی و رواج روش‌های گوناگون این فن در ایران، با اختلاف حدود سه سال از اعلام موجودیت عکاسی در فرانسه روی داده‌است. اختراعات و انواع ابزار و تجهیزات عکاسی دو تا سه سال پس از اینکه به بازار می‌آمد بطور هدیه بدست پادشاه ایران می‌رسید. نخستین دستگاه‌های عکاسی به روش داگرئوتایپ، به درخواست محمد شاه قاجار از کشورهای روسیه و انگلیس به دربارِ ایران وارد شد و در اواسط دسامبر سال ۱۸۴۲ میلادی (پایان آذر سال ۱۲۲۱ خورشیدی) نخستین عکسبرداری در ایران انجام گرفت.


عکاسی آنالوگ


هر چند از اول، عکاسی بر پایه آنالوگ بنا شده بود، ولی این صفت، بعد از ظهور عکاسی دیجیتال و بخاطر ایجاد وجه تمایز به این نوع عکاسی اضافه گردید. از شیشه های خیس کلودیونی، شیشه خشکی که انگلیسی ها آن را ابداع کردند و بالاخره فیلم ژلاتینی که بوسیله ریچارد مادوکس وارد دنیای عکاسی شدند، همه و همه جزو تلاش های بشر برای ثبت تصویر بوده است.


عکاسی دیجیتال به فرآیند ثبت تصاویر به وسیلهٔ دریافت و ثبت نور برروی سطح حساس به نور سنسور الکترونیکی گفته می شود. الگوهای نوری بازتابیده شده یا ساطع شده از اشیاء بر روی سطح حساس به نور سنسور تأثیر می گذارد و باعث ثبت تصاویر می گردد. آسانی نسبی استفاده، سرعت بالای بازدید، انتقال و چاپ و نیز در بسیاری از موارد، کیفیت برتر، تعدادی از ویژگی های متمایزکنندهٔ عکاسی دیجیتال هستند.


شاخه ای از عکاسی است که در آن از آثار معماری و ساختمان ها عکسبرداری می شود.

در عکاسی معماری، دو فاکتور زاویه دید و نوع لنز مهم اند، زیرا معمولاً آثار معماری بزرگ هستند و عکاس هم نمی تواند به اندازهٔ کافی از آن ها فاصله بگیرد.




 


شاخه ای از هنر عکاسی است که به ثبت تصویر از اشیاء بی جان و معمولاً غیر متحرک و اشیا محیط پیرامون می پردازد. عکاسی از اجسام بی جان در حقیقت جزو سبک های مشکل عکاسی محسوب می شود، عکاسان این سبک باید توانایی نورسنجی دقیق را داشته و از ذوق ترکیب بندی بالایی برخوردار باشند. هدف اصلی در عکاسی طبیعت بی جان، بیان ایده و مفهومی خاص، به ساده ترین و روشن ترین شکل ممکن است.




 


شاخه ای از عکاسی است که به وسیلهٔ تلسکوپ و با روش های مختلف از ستارهها و سیارات عکسبرداری می کند. زمان نوردهی این عکس ها معمولاً از چند دقیقه تا چند ساعت، متفاوت است.




 


شاخه ای از عکاسی است که در آن از صحنه های ورزشی و ورزشکاران عکسبرداری می شود. داشتن لنزهای قدرتمندی همچون تله و زوم لازم است. همچنین دوربین هم باید قابلیت استفادهٔ پیاپی شاتر را داشته باشد.




 


شاخه ای از عکاسی است که در آن از چهرهٔ انسان عکسبرداری می شود.  پرتره تنها یک عکس ساده نیست، بلکه نمایانگر افکار، اخلاق و خصوصیات فردی سوژه است.




 


 


شاخه ای از عکاسی گفته می شود که گیاهان، جانوران، کوه ها یا صخره ها به نحوی ثبت شده باشند که در آن هیچ گونه اثر مستقیم یا غیر مستقیمی از حضور انسان دیده نشود، گیاهان پرورش داده شده از سوی انسان، راه ها، حیوانات اهلی یا حیوانات وحشی خارج از محیط زیست اصلی خود، هیچ یک در عکس طبیعت نباید حضور داشته باشند.




 


شاخه ای از عکاسی است که در آن از حیوانات و جانوران عکسبرداری می شود.عکاسان حیات وحش، از لنز تله استفاده می کنند بنابراین عکاسان حیات وحش احتیاج به سه پایه دارند.




 


به عکاسی از جهان پیرامون می پردازد، حضور انسان یا عناصر انسانی، در این سبک محدودیتی ندارد. برای عکاسی از چشم اندازها، عکاسان معمولاً از لنز واید، سه پایه و بسته ترین دیافراگم (11 تا 22) برای بدست آوردن بیشترین عمق میدان استفاده می کنند.




 


عکاسی نیوزی یا فتوژورنالیسم به عکس هایی گفته می شود که پبام و هدف اصلی آنها نیوز رسانی است.




 


به عکاسی در فضای آزاد در ساعات شب گفته می شود. در عکاسی شب، معمولاً از دیافراگم های بسته و زمان های نوردهی طولانی استفاده می کنند.




 


شاخه ای از عکاسی است که از نمای نزدیک و بطور معمول از سوژه های کوچک عکسبرداری می کند.




 


یکی از شاخه های عکاسی می باشد که به سفارش یک سازمان صنعتی صورت می پذیرد و به ثبت فرایندهای تولید ، محصولات ، سازمان کار ، کارکنان و یا تجهیزات سازمانی می پردازد.