شریعتی به این امر که آزادی و برابری در طول تاریخ بشریت، دو منبع اصلی الهام‌بخش برای جنبش‌های انقلابی بوده‌اند، اعتقاد راسخی داشت. بعد سوم عشق عرفانی است




 


اگر شریعتی از روشنفکرانی که می خواستند ایدئولوژی ها و دموکراسی غربی را برای جوامع اسلامی بویژه برای ایران سرمشق قرار بدهند، انتقاد می کرد، این امر بدان علت نبود که آنها را با اسلام ناسازگار می دبد؛ بلکه وی همچون طباطبایی به شدت به رژیم های دموکراسی غربی به دلیل سیاست‌های ظالمانه‌شان در کشورهای جهان سوم حمله می کرد؛ لذا، نباید جای تعجب داشته باشد که شریعتی از جنبش‌های آزادی‌بخش الجزایر در دهه‌ی 1960، حمایت کرده باشد. وی هم‌چنین، شیوه های انتخاباتی در جوامع سرمایه داری را که اذهان و به تبع آن آراء مردم، اغلب از سوی گروه های ذی‌نفع مورد هدف قرار می گیرد، به باد انتقاد می گرفت. اما بیشترین دل‌مشغولی شریعتی این بود که آیا دموکراسی می تواند در جوامع در حال توسعه کارساز باشد؟ او خیلی به سازگاری یا عدم سازگاری اسلام و دموکراسی نمی پرداخت. به هر حال وی معتقد بود که دموکراسی در جامعه توسعه‌نیافته که نیازمند رهبری مترقی انقلابی است، خود دشمن دموکراسی است.


شریعتی به این امر که آزادی و برابری در طول تاریخ بشریت، دو منبع اصلی الهام‌بخش برای جنبش‌های انقلابی بوده‌اند، اعتقاد راسخی داشت. بعد سوم عشق عرفانی است. طبق نظر شریعتی کامل‌ترین و جامع‌ترین ایدئولوژی یا مکتب فکری که بتواند انسان را به کمال نهایی‌اش برساند، باید این ابعاد اساسی (آزادی، برابری و عشق عرفانی) را در خود داشته باشد. اما در تبیین بیشتر و مفصل‌تر این مسأله، نشان می دهد که درک وی از برابری و ازادی به مثابه ابعاد اساسی وجود انسانی هم از آن چه متکلمین و فقهای اسلامی تعلیم داده‌اند، متفاوت است و هم از آن چه که مکتب های فکری غربی همچون اگزیستانسیالیسم، اومانیسم، لیبرالیسم، سوسیالیسم و مارکسیسم به منزله ی حقیقت عرضه کرده‌اند. شریعتی اظهار می دارد که هرچند اگزیستانسیالیسم انسان را از قید و بندهای چالش های مادی موجود در کاپیتالیسم و سوسیالیسم رهانیده و ذهن او را دوباره به خود معطوف کرده است، ولیکن نتوانسته است خلأ معنوی او را پر کند. اگزیستانسیالیسم بعد متعالی انسان را به بوته ی فراموشی سپرده و چیزی را جایگزین آن نکرده است؛ لذا، آزادی‌ای که اگزیستانسیالیسم عرضه می کند، به بن بست پوچ‌گرایی(نیهلیسم) منتهی می شود. آزادی در اسلام از لیبرته فراتر است. لیبرته، آزاد شدن از یک بند می باشد، در حالی که در اسلام، آزادی نوعی رشد یا تکامل وجودی است. سوسیالیسم نیز نقاط ضعف خود را دارد. هرچند راجع به برابری صحبت می کند، اما از مسأله حذف طبقاتی فراتر نمی رود. در عمل نیز، دولتی شده است و لذا در آن، آزادی افراد نادیده گرفته می شود.


همان طور که شریعتی بیان می کند، اسلام به ویژه در شکل تشیع علوی‌ِ آن، هر سه ی این ابعاد اساسی یعنی آزادی، برابری و عشق عرفانی را در جامع‌ترین مفهوم آنها شامل می شود و از این روی قادر است انسان را به سوی فلاح و کمال نهایی‌اش رهنمون کند. روش اثبات این امر، بررسی حیات و خصوصیات برخی از نمایندگان برجسته ی تعالیم اسلامی است. امام علی و ابوذر غفاری نمادهای عینی آزادی، برابری و عدالت در اسلام بودند. روش های امام علی در رفتار با مخالفان سیاسی اش و نیز سخنان و اقداماتش در رابطه با برابری سیاسی در دوران خلافتش، شالوده ای را فراهم می آورد که شریعتی بر آن اساس، مدل اعلای خویش از سیاستمدار و سیستم سیاسی کامل را که در آن حتی دشمنان نیز از حقوق انسانی خویش محروم نیستند، بنا می نهد. در این زمینه، حکومت علی در مقایسه با هر سیستم سیاسی دیگری که بر لیبرالیسم نوین و ویژگی های حقوق بشر مبتنی باشد، از چنان امتیاز بالایی برخوردار است که آنها از ضعف ها و نقصان های خود شرمسار خواهند شد. تعریف شریعتی از آزادی هر چه که بود، وی با جان و دل در راه آن مبارزه می کرد. این برداشت ضد استبدادی از آزادی سیاسی بر دیگر شئون این مفهوم چند بعدی نیز سایه می افکند. در جایی، وی می نویسد «ای آزادی چه زندان ها برایت کشیده ام؛ و چه زندان ها خواهم کشید و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد. اما خود را به استبداد نخواهم فروخت. من پرورده ی آزادی‌ام. استادم علی است؛ مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر . و پیشوایم مصدق مرد آزاد، مردی که هفتاد سال برای آزادی نالید.»


و بالاخره، دیدگاه شریعتی راجع به برابری را می توان در قرائت وی از حیات ابوذر مشاهده کرد که شریعتی وی را قهرمان برابری اجتماعی اسلامی می دید. به‌رغم انتقادهای فراوانی که شریعتی از سوسیالیسم و مارکسیسم به‌مثابه ایدئولوژ‌های سیاسی به عمل می آورد، در نصویری که از ابوذر نشان می دهد، صبغه ای سوسیالیستی به آن می بخشد. شریعتی بیش از آنکه صرفاً به رابطه ی آزادی و برابری با دموکراسی بپردازد، معمولاً بحث خود را بر چگونگی دستیابی به آنها متمرکز می کند.


بیشتر بخوانید:


آراء و اندیشه سیاسی علی شریعتی (قسمت اول)


آراء و اندیشه سیاسی علی شریعتی (قسمت دوم)


 


تهیه کننده: عاطفه کریمی


منبع: اسلام، دموکراسی و نوگرایی در ایران از بازرگان تا سروش


پایگاه نیوزی ایران وکیل