اگر فردی عاشق واقعی شماست پس چرا در بسیاری مواقع اسباب درد و رنج شما را فراهم می کند؟ چطور می تواند به احساسات و عواطف شما آسیب بزند یا آن را نادیده بگیرد. چرا کاری می کند که شما در مقابلش احساس شکنندگی کنید؟




 


شیوه های برخورد با رفتارهای سمی در رابطه عاشقانه


گفته می شود که عمیق ترین شکل دوستی، دلبستگی عاشق و معشوق به یکدیگر است. اگر ما کسی را تا حدی دوست داریم و به آن‌قدر اعتماد داریم که می توانیم در مقابل او زوایای روح و روان خود را عریان کنیم و وی از همه‌ی مسائل خصوصی ما اطلاع دارد، پس باید بتوانیم با این فرد راحت‌ترین شکل گفتگو را نیز ترتیب دهیم. ولی در بسیاری مواقع، در روابط بین دو دلداده می بینیم که یکی از آنها نمی تواند با دیگری گفتگویی درست و منطقی داشته باشد. اگر فردی عاشق واقعی شماست پس چرا در بسیاری مواقع اسباب درد و رنج شما را فراهم می کند؟ چطور می تواند به احساسات و عواطف شما آسیب بزند یا آن را نادیده بگیرد. چرا کاری می کند که شما در مقابلش احساس شکنندگی کنید؟ سرانجام می بینیم که ما به فردی ضعیف و بی اراده تبدیل شده ایم که سبب علاقه ی زیاده از حد، رفتارهای نادرست او را نادیده می گیریم. حتی می ترسیم که ناراحتی‌مان را از رفتارهایش با او در میان بگذاریم. البته زمانی که رابطه ای عاشقانه به درجه ای رسید که گفتگوی منطقی در آن جایی نداشت، آن نقظه ی آغازِ سمی شدن رابطه ی عاشقانه است.




 


فردی که شما او را در زندگی‌تان در جایگاه عاشق قرار داده‌اید و به او دل بسته اید، باید احترام شما را کاملاً حفظ کند. اگر چنین نبود، در ابتدا با شگرد بذل عشق و محبت و توجه با او روبرو شوید تا از سمی شدن رابطه ی عاشقانه تان جلوگیری کنید. حتی می توانید از شگرد پرسش آرام توأم با آرامش یا توسل به شوخی استفاده کنید تا راه را برای گفتگوی منطقی و دوستانه بگشایید.


برای مثال دیوید و تانیا بعد از ازدواج به ماه عسل رفتند. در آنجا بود که هر دو به دلیل برخی رفتارها و سوءتفاهم‌ها دچار ترس و تردیدهای طبیعیِ ناشی از ازدواج و تردید در تصمیمشان شدند. ولی به جای اینکه مانند دو فرد بالغ با یکدیگر به گفتگو بپردازند، شیوه های غلطی را در پیش گرفتند. به این شکل که در یک هفته ی دورانِ ماه عسلشان دیوید تبدیل به فردی گوشه‌گیر شد و از مطرح کردنِ نگرانی‌هایش با تانیا خودداری کرد و خود را سرگرم دوچرخه‌سواری در ساحل و ورزش کرد. در مقابل تانیا نیز در واکنش به رفتارها و بی توجهی او، در قالب فردی فرو رفت که دچار احساس بدبختی و تیره‌روزی است و همچنین از سوی دیگر خشم خود را در قالب رفتارهای زنی لجباز و نپخته و رئیس‌مآب بر سر دیوید خالی می کرد، تا جایی که قبل از به پایان رسیدن ماه عسلشان دیگر تقریباً با یکدیگر صحبت نمی کردند. نهایتاً این انبار خشم و سردرگمی منفجر شد و هر دو شروع به فریاد کشیدن بر سر یکدیگر کردند و در میانِ مشاجرات شدیدشان آنچه را در دلشان بود مطرح و بارِ سمی آن را به بیرون تخلیه کردند؛ که البته این برون‌ریزی خشم و عواطف درونی باعث شد هریک متوجه شود در دل دیگری چه می گذرد. پس از پایانِ فریاد کشیدن‌ها و برون ریزی نگرانی ها اوضاع رو به آرامش گذاشت و آن دو شروع به گفتگوی منطقی و متمدنانه کردند. هرچند کلمات و جملاتِ خشنی که در حین دعوا به یکدیگر گفته بودند و مشاجره ی شدیدشان، شیرینی و حلاوت ماه عسل را به کام آنان تلخ کرد، از آن مقطع به بعد تصمیم گرفتند در زمینه ی هر مشکلی که بینشان پیش می آید مانند دو انسان بالغ و فهمیده با یکدیگر به طور واضح و آشکار گفتگو کنند تا خشم فروخورده‌شان به دیگی جوشان تبدیل نشود.


 


منبع: آدم‌های سمی: چگونه نقش آدم‌های سمی را در زندگیتان شناسایی، کنترل و خنثی کنید- لیلیان گلاس


پایگاه نیوزی ایران وکیل