در سال 1949 ائتلافی از مجموعه وسیعی از نیروهای اجتماعی – سیاسی که طیف ایدئولوژیکی وسیعی را نمایندگی می کرد، با نام جبهه ملی تشکیل شد. زمینه های مشترکی، آنان را دور هم جمع کرده بود، از آن جمله: علاقه و گرایش به هویت ملی و غیرامپریالیستی ایرانی، اعتقاد به ریشه‌کن کردن استبداد و حمایت از یک نوع حکومت مشروطه‌ای که حاکمیت قانون را به ارمغان بیاورد و دگرگونی و بازسازی اجتماعی را تضمین کند




 


آراء و اندیشه سیاسی مهدی بازرگان


ایران وکیل – فضای کلی در بین طبقه تحصیل‌کرده ایران در سال‌های (1953-1941)، فضایی سکولار بود و ایدئولوژی غالب و رایج آن دوره مارکسیسم بود. عناوین برخی از آثار طالقانی و بازرگان در طول این دوره نشانگر تلاش آنان در رد ضرورت گفتمان مارکسیستی و فراهم آوردن یک ایدئولوژی اسلامی جایگزین، برای روشنفکران مسلمان است. سخنرانی‌های بازرگان مانند: «اسلام یا کمونیسم»، «پراگماتیسم در ایران» و «کار در اسلام» که بعدها منبع الهام‌بخشی برای دانشجویان اسلامی شد، راه را برای ایجاد دستور و چهارچوبی اسلامی که با دستور و چهارچوب اجتماعی – تاریخیِ ایدئولوژیِ غیردینی یعنی سوسیالیزم علمی همخوانی داشت، باز کرد. هرچند در سال‌های پیش از کودتا، تاثیر فعالیت های روشنفکران مسلمان در کل و انجمن های دانشجویان مسلمان به طور اخص، برای جامعه ایرانی، بسیار حاشیه ای بود؛ ولی پس از کودتا و در دهه بعدی، یعنی هنگامی که بسیاری از اعضای انجمن های دانشجویان مسلمان به نهضت مقاومت ملی ملحق شدند و بعدها در اوایل دهه 1960، هنگامی که این اعضا به عضویت در حزب سیاسی – مذهبی‌ای درآمدند که بازرگان، طالقانی و سحابی آن را تاسیس کرده بودند، تجربه فکری و سازمان حاصل از آن زمان، مؤثر و کارگر افتاد. در حقیقت، نهضت آزادی ایران نقش مهمی را در مقاطع تاریخ معاصر ایران به‌ویژه در انقلاب 1979، بازی کرده است.


صحنه سیاسی ایران که در طول سالهای(1953-1941) فاقد جریانات و نهادهای رسمی و تثبیت‌شده‌ای بود، متناسب با موج حوادث سیاسی، انواع پیوندها و همبستگی‌ها را در بین گروه ها و باندهای مختلف شاهد بود. اما در طول این دوره، حزب توده و جبهه ملی که هر دو در پی تغییر اجتماعی و مبارزه با مقاومت محافظه‌کارانه بودند، به مثابه دو جنبش مهم مردمی ظاهر شدند. حزب توده که برای به چالش کشاندن نظام سیاسی و قدرت حاکمیت، خواستار برنامه ای دموکراتیک و ملی بود و با ادعای نمایندگی افکار و منافع طبقات متوسط و کارگری، از یک پیشرفت و محبوبیت بی سابقه ای در تاریخ سیاسی ایران برخوردار شده بود؛ اما اتحاد این حزب با اتحاد شوروی و ایدئولوژی مارکسیستی آن به علاوه نقش آن در ایجاد حکومت خودمختار آذربایجان با پشتیبانی شوروی، باعث شد که در سال 1942، این حزب از هم بپاشد و فعالیت های آن زیرزمینی شود. ظهور دوباره آن در طول سال‌های (1953- 1951) یعنی در دوره حکومت ملی و دموکراتیک مصدق، زودگذر و کوتاه بود. چرا که کودتایی را که سلطنت‌طلب‌ها راه انداختند، نقطه پایانی بر فعالیت های تمام احزاب سیاسی موجود بود.


در سال 1949 ائتلافی از مجموعه وسیعی از نیروهای اجتماعی – سیاسی که طیف ایدئولوژیکی وسیعی را نمایندگی می کرد، با نام جبهه ملی تشکیل شد. زمینه های مشترکی، آنان را دور هم جمع کرده بود، از آن جمله: علاقه و گرایش به هویت ملی و غیرامپریالیستی ایرانی، اعتقاد به ریشه‌کن کردن استبداد و حمایت از یک نوع حکومت مشروطه‌ای که حاکمیت قانون را به ارمغان بیاورد و دگرگونی و بازسازی اجتماعی را تضمین کند.


در طول این دوره، سه نوع موضع مختلف را می توان در بین جنبش های دینی در ایران از هم تمییز داد: الف) موضع محافظه‌کارانه روحانیون به رهبری آیت‌الله محمدحسین بروجردی، ب) موضع عمل‌گرایانه آیت‌الله کاشانی- روحانی فعال، سیاسی و ضدانگلیسی که در آغاز از جبهه ملی و از حکومت مصدق در سال های اولیه آن حمایت کرد و نهایتاً، از آن انشعاب حاصل کرده، در حمایت از کودتای 1953 به محافظه‌کاران پیوست.ج) موضع گروه تندرو و در عین حال کوچک تر فداییان اسلام که ایدئولوژی بنیادگرایانه آن از اهمیت برخوردار بود. آنها طرفدار قرائتی رادیکال و افراطی از تشیع به منزله حصاری بر ملی‌گرایی ایرانی بودند.


هم فعالیت های سیاسی بازرگان و هم طالقانی در دوران پیش از کودتا نسبتاً حاشیه ای بود. با این حال، از مصدق در طول دوران شکوفایی حکومت جبهه ملی، به ویژه در مواقعی حساس در تاریخ نهضت ملی حمایت می کردند. هرچند آنان مذهبی بودند، از نظر سیاسی از جناح سکولار جبهه ملی طرفداری می کردند. تا آن دوران، یک سازمان سیاسی – مذهبی این‌چنینی وجود نداشت. آنان در خودداری کاشانی از حمایت مصدق، از کاشانی پیروی نکردند. به ویژه بازرگان رابطه نزدیکی با دولت مصدق داشت و پیش از اینکه، مصدق وی را به ریاست هیأت مدیره موقتِ شرکت ملی نفت ایران منسوب کند، برای مدت کوتاهی در کابینه دولت، در مقام معاونت وزارت فرهنگ – که وزیر آن کریم سنجابی یکی از چهره های برجسته ی جبهه ملی بود – به خدمت مشغول شد. مدیریت لوله‌کشی آب تهران – که نخستین شبکه ی آبرسانی تهران را اداره و کنترل می‌کرد – آخرین کار مدیریتی بازرگان، پیش از سال 1953، بود.


از سوی دیگر فعالیت های طالقانی در این دوره بیشتر دینی بود. با این همه وی به عنوان نامزدِ انتخاباتی استان های حاشیه ی دریای خزر، درگیر فعالیتهای سیاسی شد؛ البته، حکومت این انتخابات را بعداً لغو کرد. هم طالقانی و هم بازرگان از اعضای فعال نهضت مقاومت ملی نیز بود.


بیشتر بخوانید:


مهدی بازرگان؛ آراء و اندیشه سیاسی (قسمت اول)


مهدی بازرگان؛ آراء و اندیشه سیاسی (قسمت دوم)


مهدی بازرگان؛ آراء و اندیشه سیاسی (قسمت سوم)


 


 


تهیه کننده: عاطفه کریمی


منبع: اسلام، دموکراسی و نوگرایی دینی در ایران از بازرگان تا سروش- فروغ جهانبخش


پایگاه نیوزی ایران وکیل