هدف اصلی وی از دنبال کردن فعالیت های فکری این بود که تصویر تیره و کدری را که نسل جوان از اسلام داشتند، پاک و تصحیح کند. او می خواست با رد خرافات و خرافه‌پرستی و طرد زبان عامیانه و سطحی، اثبات کند که خلاف ادعاهای رژیم نوگرای سکولار و مخالفان مارکسیست آن، اسلام با علم و پیشرفت ناسازگار نیست




 


آراء و اندیشه سیاسی مهدی بازرگان


بازرگان پس از بازگشت به ایران در سال 1935، با امید به اصلاحات و نوسازی، به صف استخدام کشوری رژیم رضاشاه – که در آن عصر، (در عصر معروف به نوگرایی ایرانی) نیروی اصلی اصلاح و پیشرفت بود – پیوست. حدود دو دهه، بازرگان ترجیح می داد که از فعالیت های مستقیم اجتناب کند. در طول این دوره، وی مشاغل مهمی را در استخدام کشوری عهده دار شد. با این حال، همیشه وظیفه ی خویش می دانست که به ساختن جامعه اش کمک کند. به همین دلیل، بیشترین دغدغه اش تأمل در مسائل اخلاق دینی، روزآمد کردن نقش و مفهوم شیوه های دینی با ارایه ی تفسیری علمی از اسلام و توسعه ی نهادها و سازمان های یک جامعه مدنی بود. اما هر چه به انتهای دوره ی دوازده ساله ی آزادی سیاسی نسبی که پس از برکناری رضاشاه پدید آمد(1935-1941)، نزدیک‌تر می شویم، علاقه ی بازرگان به سیاست افزایش می یابد. در طول دوره ی نهضت ملی، وی در جبهه ملی به رهبری نخست وزیر محمد مصدق فعالیت می کرد. در جریان فرایند ملی شدن صنعت نفت، مصدق وی را در سال 1951 برای نظارت بر تصاحب آن منصوب کرد. تنها یک ماه پس از کودتای شاهنشاهی 1953 بود که بازرگان با تاسیس نهضت مقاومت ملی ایران به همراه تنی چند از همکاران مصدق به طور مستقیم درگیر مسائل سیاسی- حزبی شد. در سال 1955، بازرگان برای نخستین بار دستگیر و به مدت پنج ماه روانه ی زندان شد. در سال 1961، وی به همراه یازده تن از دوستانش از جمله آیت‌الله طالقانی و یدا‌لله سحابی نهضت آزادی ایران ممنوع اعلام و در ژانویه 1963، بازرگان و بیشتر رهبران نهضت به زندان افتادند. سه سال بعد، وی از زندان آزاد شد. او و سازمان سیاسی‌اش در طول دهه ی 1970، که حکومت استبدادی رضاشاه بر ایران حاکم بود همچون هر نهضت سیاسی دیگر فعالیت‌های ضعیفی انجام می دادند. اما خود وی در تعدادی از نهضت های فکری آن عصر، فعالانه شرکت می کرد. با تسامحی که در سالهای پایانی رژیم شاه درباره کنترل سیاسی وجود داشت، بازرگان فعالیت‌های سیاسی اش را با تأسیس انجمن حمایت از حقوق بشر در سال 1977، از سر گرفت. بر اساس ثبت فعالیت های اسلامی و ملی‌گرایانه، انتصاب بازرگان به سمت اولین نخست وزیر پس از انقلاب 1979، از سوی آیت‌الله خمینی در تمام محافل سیاسی ایرانی با استقبال خوبی رو به رو شد.


بازرگان در طول دوران قبل از کودتا، بر فعالیت های اجتماعی و مذهبی بیش از فعالیت‌های سیاسی می پرداخت، هرچند که از نظر سیاسی از طالقانی فعال‌تر بود، در طول آن سال‌ها هم او و هم طالقانی احیاء معنوی و ترقی و پیشرفت مملکت را به مثابه ی روش های اصلاح جامعه ی ایرانی برگزیدند. وی هیچ آرمان سیاسی نداشت و احساس گرایشی به فعالیت های سیاسی – حزبی از خود نشان نمی داد. بازرگان همچون همه ی نوگرایان دینی و مصلحان اجتماعی، به بسیاری از جنبه های جامعه و فرهنگ ایرانی انتقاد داشت.


هدف اصلی وی از دنبال کردن فعالیت های فکری این بود که تصویر تیره و کدری را که نسل جوان از اسلام داشتند، پاک و تصحیح کند. او می خواست با رد خرافات و خرافه‌پرستی و طرد زبان عامیانه و سطحی، اثبات کند که خلاف ادعاهای رژیم نوگرای سکولار و مخالفان مارکسیست آن، اسلام با علم و پیشرفت ناسازگار نیست. اسلامی که بازرگان سعی داشت به منزله ی روش کلی زندگی ارائه دهد، اسلامی اصیل، پویا، اجتماعی و خلاق بود؛ نه اسلام منحرف، خرافات، شعائرپرستی و فردگرایی. یعنی اسلامی که می توانست نیازهای بشر امروزی را برآورده کند تاکید وی بر اسلام به مثابه جزء تشکیل‌دهنده ‌ی ملیت ایرانی، پاسخی به جریان سیاسی – اجتماعی قدرت‌مند ملی‌گرای سکولاری بود که رژیم پهلوی آن را راه‌اندازی کرده بود و نیز در واکنش به گسترش افکار مارکسیستی در بین مردم بود. اما اشتغال ذهنی بازرگان راجع به نقش اسلام در فضای اجتماعی – سیاسی و یا به طور کلی تر در مسائل مادی و دنیوی از خطوط کلی مهم اندیشه وی به شمار می رود که تا آخر عمر همراه وی بود.


بیشتر بخوانید:


مهدی بازرگان؛ آراء و اندیشه سیاسی (قسمت اول)


 


تهیه کننده: عاطفه کریمی


منبع: اسلام، دموکراسی و نوگرایی دینی در ایران از بازرگان تا سروش- فروغ جهانبخش


پایگاه نیوزی ایران وکیل