100 قانون برایان تریسی برای موفقیت در تجارت

 


 100 قانون برایان تریسی برای موفقیت در تجارت


قوانین زندگی


چرا بعضیها و بعضی از سازمانها موفق تر از دیگرانند؟ چرا بعضی ها مشاغل عالی دارند و رتبه‌هایشان مرتب تغییر می کند، از سِمَتی به سِمَت دیگر می روند، مرتب در حال پیشرفت هستند، درآمد به مراتب بیشتری دارند، مرتب اضافه حقوق می گیرند و سریع تر ارتقای درجه پیدا می کنند؟


و چرا عده ای مرتب شغل عوض می کنند، پیوسته نگران پول هستند و احساس می کنند کسی قدر زحمات و تلاشهای فراوان آنها را نمی داند؟ چرا بعضیها، به قول هنری دیوید تورئو، زندگی نومیدانه دارند؟


وقتی به دنیای تجارت وارد شدم، بسیار عقب بودم، مرتب شغل عوض می کردم، به ندرت امکان انتخاب داشتم، تحت تاثیر حوادث بودم و تابع رفتار و دستورات غیرقابل پیش‌بینی رؤسایم. احساس می کردم در حکم یه پیاده در بازی شطرنج هستم. با من بازی می کردند، از قوانین بازی سر در نمی آوردم.


بعد برایم این سوال مطرح شد: چرا بعضیها در مقایسه با دیگران موفق‌تر هستند؟


متوجه شدم آن کسانی که می شناسم و موفق‌تر از من عمل می کنند، باهوش‌تر از من نیستند. منش بهتر و قوی تری هم ندارند. بعضی از آنها شخصیتهای مشکل و مسأله دار داشتند. در بسیاری از موارد، ایده ها و نظرهایشان معنا و مفهومی نداشت و با این حال عملکرد خوبی داشتند.


اولین چیزی که به من کمک کرد آشنایی با قانون علیت ارسطویی بود. همان چیزی که امروزه به آن قانون علت معلولی می گوییم. در دورانی که مردم به خدایان مقیم کوه المپ اعتقاد داشتند و فکر می کردند آن خدایان با سرنوشت آنها بازی می کنند، ارسطو به موضوع کاملاً متفاوتی اشاره کرد. حرف ارسطو دیدگاه ما از جهان را برای همیشه تغییر داد.


قانون علت و معلول


ارسطو معتقد بود ما در دنیایی زندگی می کنیم که تحت تاثیر قوانین کار می کند. شانس و حادثه در کار نیست. او گفت، چه بدانیم و چه نداین، هرچیزی به دلیلی اتفاق می افتد. او گفت هر معلولی علتی دارد. هر علت و اقدامی اثری بر جای می گذارد. چه این را ببینیم و چه آن را نبینیم. خواه آن را دوست بداریم یا نداریم.


این قانون آهنین اندیشه و فلسفه غربی است. جست و جوی بی وقفه برای دستیابی به حقیقت و پیدا کردن روابط علی میان حوادث سبب پیشرفت علم، تکنولوژی، طب و فلسفه در 2000 سال قبل شده است. امروز این توجه است که تکنولوژی را از چنان رشد و تحولی برخوردار کرده که دنیای ما را پیوسته تغییر می دهد.


این قانون می گوید که موفقیت، ثروت، سعادت، شکوفایی و موفقیت های تجاری همه نتایج مستقیم و غیر مستقیم اقدام و عمل خاص هستند. معنایش این است اگر بتوانید درباره نتایجی که جست و جو می کنید شفاف حرف بزنید، احتمالاً به آن دست پیدا می کنید. می توانید درباره کسانی که به همین هدف رسیده اند، مطالعه کنید. می توانید اگر همان کار آنها را بکنید، به همان نتایج آنها برسید.


موفقیت تصادفی به دست نمی آید


موفقیت یک معجزه نیست، موفقیت موضوعی بر سر بخت و اقبال نیست. هر چیزی به دلیلی اتفاق می افتد. این دلیل می تواند خوب یا بد، مثبت یا منفی باشد. وقتی دقیقاً بدانید چه خواسته ای دارید، کافی است از کسانی که قبل از شما موفق شده اند، الگوبرداری کنید و سرانجام به همان نتیجه ای که آنها رسیده اند دست پیدا کنید.


این همان قانون کاشت و برداشت است. بر اساس این قانون هرچه را که انسان بکارد، همان را برداشت می کند.


اسحاق نیوتن آن را اصل سوم حرکت معرفی کرد. او گفت: برای هر حرکتی واکنشی مخالف به همان اندازه وجود دارد.


برای من و شما مهم ترین بیان جهانی این قانون این است: اندیشه علت و شرایط معلول هستند.


به زبان دیگر، اندیشه خلاق است. اندیشه های شما نیروهای فعال زندگی شما هستند. شما با اندیشه خود دنیای جدیدی برای خودتان می سازید. تمام مردم و موقعیتهای موجود در زندگی شما آن معنایی را دارند که با اندیشه خود به آن داده اید. وقتی فکرتان را عوض می کنید، می توانید زندگی تان را تغییر دهید و این تغییری است که ممکن است در عرض چند لحظه اتفاق بیافتد.مهم ترین اصل موفقیت شخصی یا تجاری این است: به هرچه اغلب فکر کنید، همان می شوید. این کشف بزرگی است که مکاتب فکری و نظریه های روانشناسی مبتنی بر آن است. این قانون در مورد افراد به اندازه گروهها و سازمانها صدق می کند. . آنچه می بینید و انجام می دهید، نتیجه اندیشه اشخاص واقع در پس این پدیده ها است. رالف والدو امرسون به این موضوع توجه داشت. او گفت: هر سازمان عظیم در نهایت سایه ی طولانی شده یک انسان منفرد است.


مهم نیست چه اتفاقی برای شما می افتد. مهم این است که درباره این اتفاق چگونه برداشت می کنید. این برداشت و استنباط شماست که روی احساس و واکنش‌تان تاثیر می گذارد. این دنیای بیرون از شما نیست که شرایط و موقعیتتان را دیکته می کند. این دنیای درون شماست که شرایط زندگی‌تان را می سازد.


همیشه آزادید که انتخاب کنید. در بلندمدت کسی شما را به فکر کردن، احساس کردن و یا رفتار نمودن به آن شیوه که می کنید، مجبور نمی کند. شما احساسات و رفتارتان را با توجه به طرز فکرتان درباره ی دنیایی واقع در پیرامون خود تجربه می کنید.


دکتر مارتین سلیگمن، استاد دانشگاه پنسیلوانیا، این طرز واکنش نشان دادن را سبک توصیفی شما نام داده است. همه چیز بستگی به این دارد که شرایط و امور را چگونه برای خود تجزیه و تحلیل می کنید.


اما نیوز خوش این است که سبک توصیفی شما یادگرفتنی است و معنایش این است که می توانید به همان شکلی که آن را یاد گرفته اید، از ذهن خود بیرون کنید. روش شما برای تبیین شرایط تحت کنترل شماست. می توانید تجربیات خود را به شکلی بیان کنید که خوش بین و شاد باشید. می توانید به گونه ای واکنش نشان بدهید که پاسختان سازنده و موثر باشد. شما همیشه آزادی انتخاب دارید.


افکار و احساسات شما پیوسته تغییر می کنند. اینها به سرعت تحت تاثیر شرایط واقع در پیرامون شما قرار می گیرند. برای مثال، وقتی نیوز خوشی دریافت می کنید، نگرشتان بهتر و روشن‌تر می شود و نسبت به افراد واقع در پیرامون خود احساس بهتری پیدا می کنید. از سوی دیگر، اگر نیوز بدی دریافت کنید، ممکن است بلافاصله ناراحت، خشمگین، کج‌خلق و بی حوصله شوید و این در حالی است که ممکن است نیوزی که شنیده اید به کلی نادرست باشد. این برداشت شما از حوادث است که واکنشتان را تغییر می دهد.


چگونه می توانید بی درنگ از این قانون استفاده کنید


مهم‌ترین بخشهای زندگی خود را وارسی کنید – خانواده، سلامتی، کار و موقعیت مالی – و به روابط علت و معلول میان آنچه شما فکر می کنید، می گویید و احساس می کنید توجه نمایید. با خود صادق باشید.


ببینید درباره خود در رابطه با نوع زندگی تان چگونه فکر می کنید. با خود صادق باشید. به این توجه کنید که اندیشه شما چگونه موقعیتهای واقع در پیرامونتان را خلق می کنند. چه تغییری می توانید در اندیشه خود بدهید تا کیفیت بخشهایی از زندگی شما را تغییر دهد؟


چهار قانون اساسی و اولیه


از قانون علت و معلول چهر قانون اساسی و اولیه نشئت می گیرد. این قوانین زیربنای همه قوانینی هستند که در این کتاب فرا می گیرید. اینها تجربه های مهم زندگی را مشخص می سازند. همه موفقیتها و شادیها ناشی از زندگی توأم با این چهار قانون هستند و همه خشنودیها و شکستها ناشی از بیو توجهی به اینها هستند.


این چهار قانون بزرگ عبارتند از: قانون باور، قانون انتظارات، قانون جذب و قانون همخوانی و مطابقت. این چهار قانون در حکم قوانین فرعی قانون علت و معلول هستند.


بیشتر بخوانید:


100 قانون برایان تریسی برای موفقیت در تجارت (قسمت اول)


 


تهیه کننده: عاطفه کریمی


منبع: 100 قانون بی چون و چرا برای موفقیت در تجارت – برایان تریسی


پایگاه نیوزی ایران وکیل – کسب و کار