3- افرادخودویرانگر


افراد خودویرانگر– افراد این دسته قربانی هستند. آنها افرادی هستند فاقد حس واقع‌بینی، ضعیف، دارای قدرت دافعه ی بسیار، منفی، بی ثبات، افسرده، سرگردان، یاغی، و غیرقابل مهار.


اینها به قدری از خود متنفرند که دائم در حال کوچک کردن و سرزنش خود هستند. اغلب در مورد خودشان حرف های منفی می زنند نظیر: من خیلی آدم احمقی هستم. یا این از نفهمی‌ام بود یا من از همه بدترم.


در اصل این گروه قبل از اینکه کسی بخواهد آنان را کوچک کند، خودشان خود را تحقیر می کنند. آنها اصولاً تعریف و تمجید را نمی پذیرند و هر سخن خوب یا مهرآمیزی را که در موردشان گفته می شود رد می کنند. اینها به قدری از خود بیزار به نظر می آیند که حتی ممکن است برای خودویرانگری هر چه بیشتر به اعتیاد رو بیاورند یا به پر خوری افراطی دست بزنند.


توجیه روان‌شناسی تحلیلی این افراد این است که اینها بر این باورند لایق چیزهای خوب و با ارزش در زندگی نیستند و اعتماد به نقش‌شان نیز ناچیز است.


مرگ، نهایت سرنوشت غمبار برای بسیاری از افراد این گروه است. نمونه ی این افراد بازیگر مطرح دوران خود، ریورفینیکس بود که در حالی که همه‌ی دنیا را در پیش رو داشت، خود را برای ادامه ی زندگی دارای کفایت لازم نمی دانست؛ تا جایی که خود را درگیر مواد مخدر و کوکائین کرد و سرانجام هم در کنار پیاده روی یک باشگاه شبانه جان سپرد، در حالی که مردم بی اعتنا از کنار جنازه ی او رد می شدند و تنها نگاهی به او می انداختند.


زمانی که زندگی این افراد مطابق میلشان پیش نمی رود، آنان از خود نیز روی بر می گردانند. شاید بتوان گفت چنین افرادی در اصل به طور ناخودآگاه آرزوی مرگ دارند. بودن در کنار چنین کسانی بسیار طاقت‌فرساست. شاهد خودویرانگری آنان بودن بسیار آزاردهنده است. بگذارید از تجربه ی برنادت برایتان بگویم.


برنادت حدود یک و نیم سال با تئودور معاشرت می کرد. زمانی که برنادت با تئودور آشنا شد، تئودور در حال گذراندن مرحله ی سختی از زندگی خود بود که شامل گذر از مرحله طلاق و همچنین تغییر شغل بود. برنادت در تمام این دوران در کنار او بود و از او حمایت می کرد.


این زوج با یکدیگر بسیار خوب کنار می آمدند، به غیر از مواردی نظیر اینکه تئودور پرخوری می کرد یا زیاد سیگار می کشید. در نتیجه زمانی که تئودور از برنادت تقاضای ازدواج کرد، برنادت نتوانست بلافاصله جواب مثبت بدهد زیرا عقیده داشت نیاز دارد قدری جدی تر در مورد این پیشنهاد فکر کند.


برنادت متوجه شده بود که هرگاه اوضاع مطابق خواسته های تئودور پیش نمی رود یا اتفاقی نامطلوب می افتد او به رفتارهای خودویرانگر متوسل می شود. مثلاً مقادیر زیادی خوراکی‌های ناسالم و چرب و چاق‌کننده را در یک چشم به هم زدن می خورد و بر روی همه‌ی اینها چند سیگار هم پی‌در‌پی می کشد.


برنادت او را تشویق کرد به جای این روش غلط، به منظور آرام ساختن خود به عادات سالم رو بیاورد، عاداتی نظیر دویدن یا ورزش در باشگاه؛ همچنین به جای خوردنی‌های مضر غذای سالم بخورد. حتی برنادت به او پیشنهاد داد او را به مرکز ترک اعتیاد بفرستد تا سیگار را کنار بگذاردو با آنکه تئودور مرد بسیار خوبی بود و برنادت بسیار او را دوست می داشت، به پیشنهاد ازدواج او جواب مثبت نداد مگر اینکه تئودور تغییر اساسی در نظام رفتاری خود ایجاد کند.


تئودور شروع به رفتن به جلسات مشاوره کرد و دست از مصرف الکل و سیگار برداشت و شروع به راهنمایی گرفتن از یک متخصص تغذیه کرد. ولی این تغییر رفتار او شش ماه بیشتر به طول نینجامید و او دوباره عادات خودویرانگر گذشته را از سر گرفت. تا اینکه یک روز از اورژانس یکی از بیمارستان های محلی به برنادت زنگ زدند و گفتند تئودور درگذشته و علت مرگش حمله ی قلبی بود، آن هم در حالی که چهل و دو سال بیشتر نداشت. این نمونه ی غم انگیز از یک شخصیت خودویرانگر به ما می گوید که رفتارهای آنان نه تنها تاثیر ویران‌کننده ‌ای در زندگی آنها دارد بلکه زندگی اطرافیان را هم تحت الشعاع قرار می دهد.


بیشتر بخوانید:


30 نوع مختلف افراد سمی(قسمت اول)


30 نوع مختلف افراد سمی(قسمت دوم)


 


منبع: آدم‌های سمی: چگونه نقش آدم‌های سمی را در زندگیتان شناسایی، کنترل و خنثی کنید- لیلیان گلاس


پایگاه نیوزی ایران وکیل